هرچه بقيه مسافرها تذكر ميدهند كه سر راه ايستادهاي و جلوي رفت و آمد را گرفتهاي اعتنايي نميكند و با خيالي راحت عكسش را با هواپيماي مسافربري ميگيرد. سلفي گرفتنش كه تمام ميشود كوله پشتياش را جابهجا ميكند و از پلههاي هواپيما ميرود بالا. رفتار اين جوان برايم جالب توجه است. عكس گرفتن آن هم در اين لحظات و در اين شرايط درست وقتي كه همه براي سوار شدن به هواپيما عجله دارند. سلفي گرفتن اين جوان پايان ماجرا نيست، داخل هواپيما هم يكي دوتا از مسافران با هم سلفي ميگيرند. جالب اينجاست كه همين جوان هم دوباره در هواپيما موبايلش را درميآورد و شروع ميكند به گرفتن عكس سلفي با پنجره و ديواره هواپيما.
تب تندي به نام سلفي
حركات و رفتارهاي اين جوان برايم تازگي ندارد مانند اين رفتارها را اين روزها خيلي زياد ميبينم. سلفي گرفتنهاي متعدد كه در گوشه و كنار شهر به چشم ميخورد از سلفي با افراد مشهور گرفته تا سلفي با اماكن فرهنگي و تاريخي و حتي سلفي گرفتن با حيوانات يا مواردي از اين دست. اين تب تند حالا چند سالي ميشود كه جامعه را مبتلا كرده و حتي افراد سرشناس نيز گاهي اوقات سلفي ميگيرند و روزبهروز هم بر تب اين سلفي گرفتنها افزوده ميشود، نميشود هم به اصل آن خرده گرفت، اما واقعيت اين است كه بعضيها شور سلفي گرفتن را درآوردهاند، درست مثل روزهاي اولي كه موبايلهاي دوربيندار به بازار آمده بود و افراد از هر فرصتي براي فيلم و عكس گرفتن استفاده ميكردند. از مجلس عروسي تا مراسم عزا. اكنون هم سلفي گرفتن به يك تب تند در جامعه تبديل شده كه هر كس كه امكانش را داشته باشد خيلي زود گوشي موبايل يا دوربين همراه خود را درميآورد و شروع ميكند به سلفي گرفتن.
ريشه سلفياما به راستي فكر ميكنيد ريشه سلفي گرفتن از كجا شروع شد و اصلاً چه اتفاقي افتاد كه سلفي گرفتن به عنوان يك پديده خيلي سريع جاي خودش را در جامعه باز كرد.
عكس از همان ابتداي ظهورش در دنياي جديد به عنوان سندي براي بازگويي و زنده نگه داشتن خاطره مورد توجه بوده، اما با ورود تكنولوژيهاي جديد تب داغ سلفي گرفتن در جامعه روزبهروز بيشتر ميشود به گونهاي كه اين روزها صداي چليكچليك دوربينها يا گوشيهاي دوربيندار هميشه به گوش ميرسد.
اين رفتارهاي بيشمار اين پرسش را براي بسياري به وجود آورده است كه ريشه سلفي از كجاست.
آن طور كه در برخي از سايتها ذكر شده است سلفي گرفتن از سال 2012 توسط بازيگران هاليوود آغاز شد. اما هرچه كه باشد اين پديده خيلي زود جاي خودش را درجامعه باز كرد و با ورود تكنولوژي جهاني شد و اكنون در تمامي كشورهاي دنيا عكس سلفي جاي خود را حسابي باز كرده است.
بد نيست بدانيد اين واژه حتي به فرهنگ لغات آكسفورد هم وارد شده است. جالب اينكه اكسفورد واژه سلفي را به عنوان واژه سال ۲۰۱۳ انتخاب كرد! به گفته آنها، استفاده از اين واژه در سال ۲۰۱۳، ۱۷ هزار بار نسبت به سال ۲۰۱۲ رشد داشته است.
اما نكته جالب توجهتر اين است كه تحقيقات نشان ميدهد زنان تقريباً دو برابر مردان از خودشان سلفي ميگيرند و براي اينكه عكس سلفيشان، زيباتر بيفتد، وقت زيادتري را صرف ميكنند.
سلفيهاي خطرناك و عجيب
اين نوع از عكس گرفتن كه ديگر نه جنسيت ميشناسد و نه سن و سال حالا زمان و مكان هم برايش مهم نيست فقط كافي است تا منظرهاي باشد يا اتفاقي بيفتد كه قابليت سلفي گرفتن داشته باشد آن وقت است كه گوشيهاي موبايل خيلي زود وظيفه مهم سلفي گرفتن را انجام ميدهند.
سلفي گرفتن تا آنجا پيش رفته است كه گاهي جان فرد كماهميتتر از گرفتن عكس سلفي در مكانهاي خطرناك مانند لبه پرتگاهها و... ميشود.
شايد باورتان نشود بعضيها حتي براي اينكه خودي نشان بدهند با اجساد مردهها نيز سلفي ميگيرند!
حالا بگذريم از اينكه فرد در بازديد از باغ وحش كنار قفس حيوانات درنده ميايستد و سلفي ميگيرد. اين كارهاي خطرناك و عجيب و غريب باعث شده تا جامعهشناسان و صاحبنظران درباره پديده سلفي گرفتن هشدار بدهند و خواستار ارائه راهكارهايي براي محدود شدن اين پديده شدهاند.
اما واقعيت اين است كه تب سلفي گرفتن خيلي زود در جامعه فراگير و البته پيچيده شده است به گونهاي كه امروزه حتي كودكان و نوجوانان هم سلفي ميگيرند. اين همه در حالي است كه هيچ چيز جاي عكسهاي قديمي و سياه و سفيد را نميگيرد و هرچقدر هم كه سلفي زيبا و جالب باشد خاطره عكسهاي قديمي كه در آلبوم رنگ و رو رفته جا خوش كردهاند ماندگارتر است.
با اين حال، سلفي گرفتن آن قدر زياد شده كه بيشتر افراد جامعه را با خودش درگير كرده است، از سلفي گرفتن با ماشين مدل بالا گرفته تا سلفي با يك بچه گربه؛ و اين رفتارها باعث شده تا جامعهشناسان به اين نوع عكس گرفتنها واكنش نشان دهند.
سلفي و ريشههاي رواني
واقعيت اين است كه برخي از جامعهشناسان و صاحبنظران بر اين اعتقاد هستند كه سلفي گرفتن از نوع افراطي و نامعمول قبل از اينكه يك عرف در جامعه به حساب بيايد ناشي از عدم اعتماد به نفس فرد است، به گونهاي كه فرد دوست دارد از طريق سلفي گرفتن و به نمايش گذاشتن عكس خود بيش از پيش خودنمايي كرده و خود را اثبات كند.
سلفي گرفتن گاه حتي فرد را از اجتماع دور كرده و موجب گوشهنشيني و عزلت فرد ميشود و پست گذاشتن، تغيير عكسهاي سلفي و لايك كردنهاي بيمعني تمام كارهاي مهمي ميشود كه فرد بايد در هر روز انجام دهد.
در اين خصوص مرور صحبتهاي زهرا رضوانيان بنيانگذار آكادميك هيپنوتيزم اريكسوني و N. L. P در گفتوگو با خبرگزاري شبستان خالي از لطف نيست كه با تأييد اين مطلب كه هنر به ويژه هنر عكاسي تأثير مستقيمي بر روح و روان فرد دارد، گفته است: «در حالتهايي كه عكاس سلفي براي رسيدن به يك عكس مناسب از خود مدام عكس سلفي ميگيرد، در درازمدت و در زماني كه از گرفتن اين عكس نااميد ميشود، دچار خوددرگيري ميشود.»
به گفته رضوانيان جنبه منفياي كه در گرفتن عكس سلفي وجود دارد، اين است كه چهره انسان بايد با لنز دوربين تلفن همراه يا دوربين ديجيتال تنظيم شود و از اين جهت چهره فرد منفيتر از حالت عادي عكاسي به نظر ميرسد و اين مهم فرد را دچار استرس فراوان و خشم از حالت چهره خود ميكند.
به اعتقاد اين روانشناس، خشم از حالت چهره و پيش آمدن اين سؤال براي فرد كه «چگونه به نظر ميرسم؟» باعث القاي احساسهاي منفي نسبت به چهره و در نتيجه اجتماعگريزي و عدم موفقيت فرد در فعاليتهاي اجتماعي او ميشود.
صحبتهاي اين روانشناس در حالي است كه برخي ديگر از روانشناسان، جامعهشناسان و كارشناسان حوزه اجتماعي نيز چنين نظري دارند و به اعتقاد آنان افراط در سلفي گرفتن نشاندهنده كاهش اعتماد به نفس افراد است.
در همين ارتباط بد نيست بدانيد يك نشريه خارجي در تحليلي عميق آورده است كه هر چه تعداد عكسهاي سلفي فرد بيشتر شود به همان ميزان از صميميت او با انسانهاي ديگر كاسته ميشود و ما بايد اين تحليل را خطري جدي براي افسردگيهاي ناشي از آن به حساب آوريم.
سلفي در راه اتاق عمل
موضوع وقتي برايم جالبتر ميشود كه با دكتر عليرضا بيدخوري روانشناس و استاد دانشگاه در باره سلفي گرفتن صحبت ميكنم. اين روانشناس با انتقاد از برخي از سلفي گرفتنها ميگويد: «شايد باورتان نشود اما تب سلفي به حدي تند است كه در بيمارستان وقتي يكي از همكاران قرار بود بيماري را به اتاق عمل ببرد بيمار روي تخت و در حال انتقال به اتاق عمل از خودش سلفي گرفت و بعد گوشي را به همراهانش داد و به اتاق عمل رفت.»
وي ميگويد: «كاملاً مشخص است كه افراط در اينگونه رفتارها نميتواند يك رفتار عاقلانه و از روي فكر و تعقل باشد بلكه يك رفتار احساسي است كه ريشهاي دروني دارد و نشاندهنده خودنمايي و بزرگبيني فرد است.»
اين استاد دانشگاه در ادامه ميافزايد: «از آنجايي كه سلفي گرفتن بيشتر يك رفتار احساسي است تا يك رفتار عاقلانه بايد در اين خصوص يك راهكار جدي پيدا كرد و با فرهنگسازي، اطلاعرساني و آموزش به متعادلسازي اين رفتار در جامعه كمك كرد.»
دكتر بيدخوري ميگويد: «سلفي گرفتنهاي متعدد باعث ميشود فرد از چهره خود رفتهرفته احساس نارضايتي بكند چراكه وقتي فردي چهره خود را مدام ببيند بالاخره در چهره خود ممكن است عيب و ايرادي پيدا كند كه تا حالا اصلاً به آن توجه نكرده است. مثلاً اينكه بينياش تا حدي بلند يا ابروانش پهن باشد يا دندانهايش كج درآمده باشد كه البته ممكن است تا حالا هيچ وقت او به اين مسائل توجه نكرده و حتي يك نفر هم تا حالا به خاطر اين مسائل از او ايراد نگرفته اما رفته رفته فرد در خودش احساس بدي پيدا ميكند و از شكل ظاهر و صورتش ناراضي و اين مسئله به مرور باعث تحقير دورني فرد ميشود چراكه همواره احساس ميكند زيبا نيست و در نظر ديگران فردي زشت به حساب ميآيد در حالي كه اصلاً اينگونه نيست و اينگونه تفكرات زاييده ذهن اوست كه از سلفي گرفتنهاي افراطي و پي در پي پديد آمده است.»
اين روانشناس در ادامه صحبتهاي خود به گروه سني افرادي كه سلفي ميگيرند اشاره ميكند و ميافزايد: «تحقيقات نسان ميدهد بيشتر افرادي كه سلفي ميگيرند بين 15 تا 30 سال سن دارند كه در اين ميان خانمها تعدادشان بيشتر است و با توجه به اين موضوع عدم توجه به نتايج منفي سلفي گرفتن ميتواند باعث به وجود آمدن مشكلاتي براي فرد و جامعه شود.»
دكتر بيدخوري سلفي گرفتن در اماكن خطرناك را نيز مورد انتقاد قرار ميدهد و ميگويد: «سلفي گرفتن در اماكن خطرناك براي اثبات قدرت و شجاعت فرد است در حالي كه براي اثبات شجاعت اصلاً نيازي به گرفتن عكسهاي سلفي خطرناك مانند عكس در لبه پرتگاه نيست.»
وي در ادامه صحبتهاي خود خاطر نشان ميكند: «از آنجايي كه بيشترين كساني كه سلفي ميگيرند نوجوانان و جوانان هستند بايد به اين نكته توجه كرد كه جوانان داراي خصوصيات ويژهاي مانند هيجان هستند كه اين هيجان و شور جواني باعث شده تا سلفي گرفتن بيش از پيش مورد توجه آنان قرار گيرد لذا بايد مراقب بود تا سلفي گرفتن به يك رفتار بيمارگونه و آنوميك در بين افراد تبديل نشود تا شاهد نتايج منفي اين پديده نباشيم.»
در هر حال آنچه مسلم است اينكه سلفي گرفتن به يك پديده فراگير در جامعه تبديل شده است، پديدهاي كه هرچند تعادل در آن بد نيست اما خيلي هم خاطرهانگيز نيست و هيچ وقت نميتواند جاي عكسهاي سياه و سفيد قديمي با آن حال و هواي قشنگش را بگيرد. يادش بخير عكسهاي سياه و سفيد قديمي توي آلبوم ساده و رنگ و رو رفته!