در دوره حكومت بنياميه و بنيعباس، شخصيتهاي شيعه ناچار به مهاجرت شدند. يكي از آنان خاندان سادات علوي بودند كه در ميان آنها خاندان آلطباطبا به آذربايجان و اصفهان مهاجرت كردند و در آذربايجان به عبدالوهابيه شهرت يافتند. طوايف كنوني طباطبايي مقيم ايران و عراق، فرزندان ابراهيم طباطبا از اولاد امام حسن(ع) و از ياران امام صادق(ع) هستند.
از ميان خاندان طباطبايي در آذربايجان دانشمندان و عرفاي نامي بسياري از جمله آيتالله آقا ميرزا علي آقا قاضي، علامه طباطبايي، آيتالله سيدمحمدحسن الهي طباطبايي و سيد محمدعلي قاضي طباطبايي برخاستهاند.
سيدمحمدعلي قاضي طباطبايي در سال 1289
ﻫ .ش در تبريز به دنيا آمد و پس از طي دوران مقدماتي، به مدرسه علوم ديني طالبيه تبريز رفت. اين دوره مصادف بود با دوران سختگيري رضاخان بر حوزهها و روحانيون و او درحالي كه هنوز 16 سال بيشتر نداشت، همراه پدر به تهران و اندكي بعد به مشهد تبعيد شد و يك سال در مشهد زندگي كرد.
29 ساله بود كه راهي قم شد و 11 سال از محضر مراجعي چون آيات عظام محمد حجت كوهكمري، سيد صدرالدين صدر، محمدرضا گلپايگاني، مرعشي نجفي، بروجردي و امام كسب فيض كرد. سپس به نجف رفت و از محضر آيات عظام نجف همچون كاشفالغطاء، محسن حكيم، عبدالحسين رشتي، ميرزا باقر زنجاني و بجنوردي بهرهها برد و از شيوه سياسي مرحوم كاشفالغطاء كه به جمع مبارزان عليه نيروهاي استعمارگر انگليس پيوسته بود، الگو گرفت.
وي پس از كسب 20 درجه اجتهاد از مراجع و علماي بزرگ شيعه، بعد از سه سال اقامت در نجف به تبريز برگشت، اما در آنجا به دليل افشاگريهاي شجاعانهاش ممنوعالمنبر شد. در سال 1344 به مكه و از آنجا به ديدار امام خميني در نجف رفت. پس از بازگشت به ايران در آذر 1347 در منبر عليه حكومت ايران و اسرائيل سخنراني كرد كه منجر به تبعيدي شش ماهه به بافت كرمان شد و در آنجا كتاب «سفرنامه بافت» را نوشت.
با اوجگيري انقلاب اسلامي و در پي شهادت آيتالله سيدمصطفي خميني، مراسم عزاداري مفصلي را در مسجد آيتالله بادكوبهاي تبريز برگزار كرد كه عده زيادي از دانشجويان در آن شركت كردند. زماني كه مقاله رشيدي مطلق در روزنامه اطلاعات چاپ شد كه در آن به امام توهين شده بود، در پي تعطيلي حوزه و بازار قم و تظاهرات مردم آن شهر، دانشجويان تبريز نيز به تظاهرات پرداختند و با پليس درگير شدند.
مراسم چهلم شهداي قم فرا رسيد و آيتالله قاضي و آيتالله سيدحسن انگجي در تبريز عزاي عمومي اعلام كردند. بازار تعطيل شد و دانشجويان و مردم مقابل مسجد ميرزا يوسف آقا جمع شدند و با شهادت فردي به نام محمد تجلا، درگيري آغاز و در تبريز قيامتي برپا شد. آيتالله قاضي مردم را به قيام عليه حكومت برانگيخت و بر سر منبر مسجد شعبان فرياد برآورد كه كار از سخنراني و پخش اعلاميه گذشته است. ساواك براي تخريب چهره او نامهاي جعلي به امضاي امام را در ميان بازاريهاي تهران پخش ميكند و آيتالله قاضي را فردي مجهولالهويه مينامد. امام بلافاصله از پاريس اعلاميه ميدهد و شهيد قاضي را يكي از قديميترين دوستان خود و از خدمتگزاران به اسلام معرفي ميكند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، امام آيتالله قاضي را به امامت جمعه تبريز منصوب ميكند و وي در مرداد 1358 اولين نماز جمعه را در تبريز برگزار مينمايد. شورشها و آزارهاي گروههاي ضدانقلاب، بهويژه طرفداران حزب «خلق مسلمان» كار را بر او بسيار دشوار ميسازد و هر روز تبريز و منطقه آذربايجان را با مصائب جديدي مواجه ميكند. شهيد قاضي طباطبايي سعي دارد با صبر و آرامش اين فتنهها را مديريت كند و نگذارد لطمهاي به انقلاب نوپاي اسلامي وارد شود، اما سرانجام به ضرب سه گلوله كه توسط گروه افراطي فرقان به سوي او شليك ميشود، در شبانگاه عيد قربان و هنگام بازگشت از نماز مغرب و عشاء در 10 آبان 1358 به شهادت ميرسد.