
كرش و اسدي شمشير را از رو بستهاند. هيچ كدام هم قصد كوتاه آمدن و عقبنشيني ندارند. محدوده فدراسيون و تيم ملي هم به ميدان جنگ آنها تبديل شده است؛ يكي اينسو سنگر گرفته و ديگري آنسو. رسانهها هم كه بهترين ابزار جنگي آنها در اين نزاع سخت هستند؛ نزاعي كه تير و تركش آن بر پيكره فوتبال و تيم ملي ميخورد اما گويا هيچ يك از طرفين دعوا به اين مسئله كمترين توجهي ندارد.
بعد از آنكه سرمربي تيم ملي در برنامه 90 اسدي را مخاطب قرار داد و مدعي شد همه مسائل و مشكلات از سوي اوست، دبيركل فدراسيون فوتبال كرش را به مناظره فراخواند كه كفاشيان اجازه برگزاري اين مناظره را نداد و تأكيد كرد كه كرش و اسدي به اندازه كافي عليه هم مصاحبه كردهاند و بحث مناظره منتفي است. اما در حاليكه به نظر ميرسيد ورود رئيس فدراسيون فوتبال به اين ماجرا به معناي بسته شدن پرونده فوق باشد، مصاحبههاي سرمربي تيم ملي و دبيركل فدراسيون وارد فاز جديدي شد و پاي افراد ديگري را به ميان كشيد و هر دو مدعي شدند طرف مقابل را عدهاي ديگر كوك ميكنند.
كرش را سپر بلا كردهاندالبته اين دعوا ميتوانست فيصله پيدا كند اما اسدي بعد از دربي با عصبانيت در جمع خبرنگاران گفت: «او اسم مرا در برنامه 90 برده است. حالا من بروم در هيئت رئيسه پاسخش را بدهم؟ من نفر دوم اجرايي فدراسيون فوتبالم. مهمترين ركن اجرايي فدراسيون دبيركل است و كسي جز كفاشيان نميتواند براي دبيركل تعيين تكليف كند كه چه پروندهاي را ارجاع بدهد يا ابلاغ كند. ضمن اينكه به كرش اطلاعات اشتباه داده شده؛ چراكه پرونده او قبل از ورود من به فدراسيون، توسط نبي به جريان افتاده بود، اما مسئله اين است كه عدهاي كرش را سپر بلا كردند و جلو انداختند. ابلاغ تمامي پروندهها و آرا برعهده دبيركل است و اين كاملاً طبيعي است اما عدهاي در اين ميان اطلاعات اشتباه به كرش ميدهند. در بحث حقوقي اين حق براي من محفوظ است كه چنين مسئلهاي را پيگيري كنم، اما به خاطر منافع تيم ملي كاري ندارم. البته وقتي در رسانه ملي چنين مسائلي عنوان شده من هم طبق قانون بايد بتوانم از خودم دفاع كنم.»
اسدي از سوي پدرخوانده حمايت ميشوداگرچه كرش چندين مرتبه تكرار كرده كه تنها در جلسه هيئت رئيسه و مقابل مسئولان فدراسيون فوتبال با اسدي مناظره ميكند، اما در طول اين مدت او هيچ يك از مصاحبههاي دبيركل فدراسيون فوتبال را هم بيجواب نگذاشته است. با اين تفاوت كه سرمربي تيم ملي كه در برنامه 90 گفته بود اعضاي مستعفي كميته اخلاق از اسدي خط ميگيرند، حالا ادعا ميكند كه دبيركل فدراسيون فوتبال تحت حمايت پدرخواندهاش است كه اينگونه عليه او مصاحبه ميكند: «اسدي تا امروز تحت حمايت پدرخواندهاش بوده اما حالا زمانش رسيده كه اين بازيها به پايان برسد. از زماني كه كفاشيان مجبور به جابهجايي نبي با اسدي شد، تنها دستاورد دبيركل جديد براي فوتبال، ايجاد تفرقه، شك و شبهه و از بين بردن روحيه خوب حاكم بر تيم ملي بوده است. حمايتهاي مالي و غيرهاي كه قرار بود از تيم ملي بكند چه شد؟ واقعيت اين است كه مشاركت او در حمايت از تيم ملي تاكنون صفر بوده است.»
دشمن كرش نيستماسدي اما مي گويد با كسي دشمني ندارد و تنها مي خواهد افراد در چارچوب فعاليت كنند:« با هيچكس دشمن نيستم، بلكه دنبال اين هستم كه همه در چارچوب خود عمل كنند. موجسواري كردن به هيچ وجه خوب نيست. شايد موج بسيار خوبي ميآيد اما ما اگر وجدان داريم نبايد روي اين موج سوار شويم. نبايد دنبال گروهبندي باشيم و پشت كسي قايم شويم، جو رسانهاي راه بيندازيم و از اين جو استفاده كنيم..»
ماسكها را برداريدكرش البته سعي دارد خود را بياطلاع نشان دهد كه اسدي گزينه وزارت ورزشي است كه از همان ابتدا با او مخالف بوده است اما در خصوص رفتارهاي متناقض وزارت به «فارس» ميگويد: «از يك طرف از جلو دسته گل نشان ميدهند و از طرف ديگر با دستي كه در پشتشان است چاقو دارند. يك روز حسنيخو به نمايندگي از مقامات بالاتر حامل پيغامهاي حمايتي بود و روز بعد از طرف حراست وزارت ورزش براي من پرونده تحقيقي در رابطه با فساد مالي تشكيل ميشود. واقعاً اينجا چه اتفاقي ميافتد؟! فكر ميكنم طبق اعتقادات و ارزشهاي اسلامي ميتوانيد صادقانه و شفاف بگوييد آقاي كرش وقت رفتن است و من هم ميتوانم در صلح بروم، اما الان زمان اين است كه ديگر ماسكهايشان را بردارند و اين بازي پنهاني را تمام و اين جنگ زيردريايي را متوقف كنند.»