همه دوست دارند كودكاني با درجه شهامت بالا و استقلال كامل داشته باشند و در كل همه ميخواهند كه كودكشان تك باشد و هيچ گونه مشكلي نداشته باشد. دريغ از اينكه گاهي مشكلساز كودكانمان خودمان هستيم. كودكان نه نگران بهدست آوردن مال و ثروت هستند و نه نگران خانواده، محيط اجتماع و... چراكه آنها فقط و فقط به يك چيز دل بسته هستند و نگران آن هستند و آن هم چيزي نيست جز ترس و اضطراب جدايي از پدر و مادر. آنها هيچ دلمشغولي ندارند جز اينكه نكند يك وقت والدينشان آنها را ترك كنند. به راستي با ترس از جدايي كودكان چه بايد كرد.
در مرحلهاي از سن كودك، ترس و اضطراب جدايي از والدين ميتواند يك پديده از رشد طبيعي باشد و به نظر ميرسد كه يك هدف تكاملي و پيشرفته آن را دنبال ميكند. البته ناگفته نماند در بعضي مواقع اضطراب از جدايي در كودكان پيش از دبستان يا حتي دبستان ميتواند نشانه دلبستگياي ايمن و سالم به مادر يا حتي مراقبتكننده از او باشد. در بسياري از مواقع ديده شده است كه اين اضطراب در عرض 3 تا 4 دقيقه بعد از رفتن مادر از مدرسه در كودك كاهش پيدا كرده و در بسياري از زمانها حتي از بين ميرود. اضطراب جدايي از پدر و مادر به خصوص از مادر بهطور طبيعي بين هشت ماهگي تا سه سالگي رخ ميدهد، اوج آن در 12 تا 24 ماهگي است و پس از 24 ماهگي به تدريج كاهش مييابد. كودكان نوپا كه بين 10 تا 18 ماه دارند ترس جدايي از والدين در آنها بيشتر است. كودكان بين چهار تا شش سال ترس از چيزهاي غيرواقعي مثل ديو و آقا بده(!) و در آخر كودكان هفت تا 12 سال ترس از شرايط محيطي مثل دزديده شدن و تحت تعقيب قرار گرفتن را تجربه ميكنند.
اشكال مختلف ترسترس جدايي از پدر و مادر در هر روز بسته به شرايط فرق دارد؛ چراكه كودكان نگران اضطرابهايي با درجات مختلف را در هر دورهاي از زمان تجربه ميكنند. در اكثر زمانها ديده شده است كه مثلاً يك روز اين اضطراب خود را به صورت مضطرب بودن، يك روز ديگر به صورت چسبيدن به مادر، يك روز ديگر به صورت غمگين بودن و در خود فرو رفتن و در روز ديگر بهصورت قشقرق به راه انداختن خود را نشان ميدهد و در مقابل، به خاطر جدايي، مقاومت و واكنش بيش از حد نشان ميدهند. اما به تدريج كه وقتي كودك سنش بالاتر ميرود استقلال بيشتري پيدا ميكند و اين اضطراب افت كرده و در بعضي روزها اصلاً ديده نميشود. در كودكان پيش از دبستان جدايي از والدين ميتواند باعث اضطراب و عصبانيت آنان شود و با بزرگ شدن كودك فشارهاي اجتماعي موجود در جامعه ميتواند تأثيرگذار باشد. گاهي اوقات ديدن صحنههاي ناخوشايند و بلاياي طبيعي ميتواند امنيت كودكان را به مخاطره بيندازد. آنچه را كه كودكان از تلويزيون تماشا ميكنند را مراقب باشيد و با آنها در مورد آن مسائل بحث و گفتوگو و براي آنها موشكافي كنيد تا اگر از چيزي احساس ترس دارند از بين برود. در هر صورت كودكان هميشه در معرض اضطراب هستند. ديده شده است كه بعضي از كودكان آنقدر مشغوليت ذهني به خاطر اين اضطراب از خود نشان ميدهند كه وقت كافي براي بازي با همسن و سالهاي خود پيدا نميكنند.
منابع اضطرابزاعلتهاي گوناگوني وجود دارند كه ميتوانند اضطراب را در بين كودكان افزايش يا حتي كاهش دهند. خسته شدن از چيزي يا مريض بودن كودك در اين گونه موارد ميتواند اثرگذار باشد. تغييراتي كه در خانه رخ ميدهد مانند تولد فرزند ديگر، طلاق و جدا زندگي كردن پدر و مادر از همديگر از ديگر عوامل اصلي ترسهاي نامعمول كودكان است. در بعضي مواقع ديده شده است طلاقهايي كه حتي با توافق انجام ميشود ميتواند يك تجربه سخت و تكاندهنده براي فرزند باشد زيرا منبع اصلي امنيت آنها يعني پدر و مادر دچار يك تغيير اساسي شده است. والديني كه از هم جدا زندگي ميكنند نبايد كودك خود را در موقعيت انتخاب قرار بدهند يا در مورد هم بد بگويند. مرگ والدين يا بيماري يكي از اعضاي خانواده يا حتي گرفتن پرستار و عوض شدن آن يا تغيير محل سكونت نيز از عوامل ترس و اضطراب كودكان است.
راهكارهاي كاهش ترس در كودكاناز جمله راهكارهايي كه در سنين مختلف ميتواند اضطراب از جدايي را در بين كودكانتان كم كند به قرار زير است:
1- از شش ماهگي به بعد سعي كنيد كودك را هراز گاهي با پرستار يا يكي از اعضاي خانواده تنها بگذاريد تا كودك به تنها بودن و دور از مادر بودن عادت كند.
2- از 12 ماهگي كودك را وادار كنيد تا با گروه همسن و سالهاي خود بازي كند تا در مواقعي كه مجبور هستيد او را به مهد بسپاريد مشكلي نداشته باشيد.
3- قبل از آنكه كودك را در يك محل جديد تنها بگذاريد سعي كنيد او را با آن محل آشنا سازيد. مثلاً اينكه در مهد كودك تو چيزهاي جديدي ياد خواهي گرفت يا اينكه دوستان جديدي پيدا خواهي كرد.
4- هيچگاه اضطراب كودك را به مسخره نگيريد.
5- اجازه بدهيد تا كودك شما بداند كه ميفهميد چقدر سخت است از كسي كه تا اين حد دوستش داريم دل بكنيم و جدا شويم و چند ساعتي با فرد ديگري باشيم.
6- سعي كنيد در بدو ورود با نكاتي جديد كودك خود را به همسن و سالهاي خودش معرفي كنيد.
7- هنگام ترك كودك هميشه او را بوسيده و نوازش كنيد تا بداند كه چقدر دوستش داريد و برايتان مهم است.
8- سعي كنيد خداحافظي زياد طولاني نباشد تا احساسات كودك هم جريحهدار نشود. در اين مواقع سعي كنيد مرتب نرويد و برگرديد و كودك را نظاره كنيد؛ چراكه وابستگي او بيشتر شده و كودك ترس بيشتري به خود راه ميدهد.
9- قبل از شروع به رفتن مهد كودك يا مدرسه كودك را در خريدن وسايلش مشاركت دهيد تا هم براي او جالب باشد و هم بداند كه نظرش اهميت دارد.
10- اگر در مواقعي ديده ميشود كه كودك از مهد يا مدرسه شكايت دارد و گلهمند است سعي نكنيد او را تشويق كنيد يا حمايتش كنيد بلكه با درايت كامل سعي كنيد آن مشكل را حل نماييد.
11- از چند ماه جلوتر كودك را با محيط مهد و مدرسه آشنا كنيد. حتي ديدن مهد و مدرسهاي كه كودك در آنجا بايد ثبتنام كند از نزديك و دور ميتواند مثمر ثمر باشد.
12- سعي كنيد در بازي با كودك نقش جدايي از پدر و مادر را با او تمرين كنيد.
13- در بدو ورود به مهد و مدرسه يك معرفي اجمالي از تمام نيروهاي داخل آنجا براي كودك داشته باشيد.
*
كارشناس روانشناسي باليني