1ـ تحليل بسياري از ياران و نزديكان امام خميني و حتي ساواك از تبعيد امام خميني به نجف اشرف آن بود كه شايد هيمنه مراجع بزرگ ديني و نيز قوت علمي حوزه علميه آن ديار آيتالله خميني را به محاق فراموشي بسپارد و جو غيرسياسي حاكم بر آن او را بهتدريج منفعل و منزوي سازد، اما هيچ كس تصور نميكرد آيتالله خميني پس از دورهاي سكوت معنادار، آلترناتيو سلطنت و نظام شاهنشاهي را در تبعيدگاه دوم تدوين كند و مسير تاريخ جامعه و دولت ايران را از كوچه پسكوچههاي شهر نجف و در مسجدي محقر به نام مسجد شيخ مرتضي انصاري تغيير دهد. در واقع طرح حكومت اسلامي از لابهلاي مباحث سنتي فقه بهقدري مهم بود كه هم حوزويان غيرسياسي نجف را شگفتزده كرد و هم رژيم پهلوي را به تلاش براي متوقف شدن مباحث حكومت اسلامي در ميانه جلسات ششم و هفتم وادار كرد، اما آيتالله خميني نه از بيمهري حوزه نجف نگران شد و نه تهديد رژيم را جدي گرفت و تا پايان تدوين نظريه خود به تشريح مفصل بنيانهاي نقلي و عقلي آن پرداخت و رسماً از لزوم يك «انقلاب سياسي اسلامي» براي سرنگوني نظام شاهنشاهي و جانشين كردن يك دولت ديني حمايت ورزيد. بهتدريج مباحث مذكور به صورتهاي مختلف چاپ و وارد ايران شد و تمام مخالفان دولت پهلوي را وادار به واكنش كرد.
هيچگاه آزادي عمل كامل نداشت و علاوه بر تضييقاتي كه جوّ حوزه علميه نجف به او تحميل ميكرد همواره تحت كنترل و مراقبت آشكار و پنهان دولت ايران و عراق بود، با اين حال اين عوامل هرگز موجب نشد تا در ايفاي رسالت تاريخي خود در حق مردم ايران و جهان اسلام كوتاهي كند. در واقع نجف براي آيتالله خميني تداوم مشكلات قم بود.
در قم گرچه در آغاز مخالفت با دولت در انجمنهاي ايالتي و ولايتي علما با او همراهي كردند، اما با علني شدن مخالفت امام با شاه و كشته شدن عدهاي در قيام 15 خرداد 1342، امام تنها ماند و تنها با تكيه بر خداوند و شاگردانش رسماً در مقابل شاه و دستگاهش ايستاد و سرانجام بر اثر همين ايستادگي به تركيه و سپس نجف اشرف تبعيد شد. در نجف نيز گذشته از استقبال گرمي كه هنگام ورود به كربلا و نجف از او شد، در بقيه دوره اقامت امام تنها بود و جز تني چند كه به او علاقه داشتند عمدتاً نسبت به وي بيمهر بودند يا علناً مخالفت ميكردند و معتقد بودند او قصد بر هم زدن آرامش نجف را دارد، اما او همان خميني ديروز بود كه حاضر بود با تكيه بر غربت امام حسن(ع) احوال و سوانح را تحمل كند و با عشق ورزيدن به امام حسين(ع) زندگياش را فدا و همچون موسي(ع) به جنگ فرعون زمان برود و با پديد آمدن آمادگيهاي بيشتر در مردم نهضت نيمهكاره 15 خرداد را به اتمام برساند.
2ـ آيتالله خميني در تمام دوران تبعيد نجف بيوقفه از سه ناحيه تحت فشار بودند:
الف ـ از سوي رژيم شاه و جاسوسانش در عراق
ب ـ از طرف دولت بعثي عراق كه فعاليتهاي حضرت امام را محدود ميساخت و با انگيزه همراه ساختن امام در ابراز خصومت نسبت به دولت ايران ايشان را تحت فشار قرار ميداد.
ج ـ و بالاخره از سوي روحانيون غيرسياسي و مقدسمآب حوزه علميه نجف كه در طول اين سالها هيچ گاه امام را از زخم زبانها و ابراز حسادتهاي خويش در امان نگذاشتند.
اثري كه به بهانه انتشار آن اين يادداشت به خامه آمده، بر اساس مصاحبه با ياران و شاگردان حضرت امام خميني تدوين شده و روايتگر اهم تحولات نهضت امام خميني در نجف اشرف است كه از بدو تبعيد به تركيه آغاز ميشود و تا آخر عزيمت به فرانسه به پايان ميرسد. بررسي تحولات نهضت در فرانسه نيازمند دفتر ديگري است كه در اين مجمل نميگنجد.