رؤياي المپيكي شدن مستقيم تيم ملي بسكتبال در حالي نقش برآب شد كه انتظار ميرفت شاگردان بائرمن ناكامي تيم ملي واليبال را جبران كنند. با از دست رفتن جام قهرماني بايد تلاش كرد تا بسكتبال ايران دوباره احيا شود و به جايگاه اصلي خود در قاره كهن بازگردد.
كسب عنوان سومي در مسابقات قهرماني آسيا در شرايطي از سوي فدراسيون بسكتبال پيروزي خجسته ناميده شد كه شانس صعود مستقيم به المپيك 2016 را از دست داديم و حالا براي سومين حضور تيم ملي بسكتبال كشورمان در اين آوردگاه بايد راهي به مراتب دشوارتر را پشت سربگذاريم. با اين همه، نااميدي نميتواند دردي از دردهاي اين رشته دانشگاهي درمان كند. بايد بپذيريم كه تيم ايران در اين دوره از رقابتها اشتباهاتي داشت، در مصاف با چين از شادابي هميشگي برخوردار نبود و ميتوانستيم تيم را با آمادگي بيشتر راهي چين كنيم. كالبدشكافي علل شكست برابر چين، البته بدون غرضورزي و اغماض، كمك زيادي به احياي بسكتبالمان ميكند.
بلاتكليفي چند ماهه موضوعي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذشت. اگرچه پيش از اعزام تيم و آغاز رقابتها رسانهها انتقادشان را از وضعيت حاكم بر تيم ملي مطرح نكردند اما ديگر زمان آن رسيده كه حقايق را بازگو كنيم تا شايد تأثيري در برطرف شدن مشكلات موجود داشته باشد. محمود مشحون سالهاست كه مرد اول بسكتبال كشورمان است. اما دوره مديريت چهار ساله او درست پيش از شروع بازيهاي آسيايي به پايان رسيد. هرچند كه وزارت ورزش براي جلوگيري از هرگونه حاشيهاي به مشحون اجازه داد موقتاً به كارش ادامه دهد ولي نتيجه اين مسئله در اينچئون نمود پيدا كرد و آنجا نيز دستمان به جام قهرماني نرسيد. وزارت ورزش حتي براي انتخاب سرپرست جديد هم تا آذرماه وقت تلف كرد. با اينكه همه ميدانستيم تيم ملي چه روزهاي سخت و سرنوشتسازي در پيش دارد زمان برگزاري انتخابات فدراسيون به دوم خردادماه موكول شد و دود اين اتلاف وقت نيز در نهايت به چشم بسكتبال و هوادارانش رفت. قصد انكار نقاط ضعف تيم بائرمن را نداريم اما پنج ماه كاري فرصت مناسبي بود تا رئيس جديد با خيالي آسوده براي موفقيت تيم برنامهريزي و بدون هيچ عجلهاي مربي مدنظر را انتخاب كند. هنوز خاطرمان هست كه رئيس فدراسيون بر انتخاب مربي ايراني تأكيد داشت ولي در نهايت سكان هدايت تيم ملي به دست مرد آلماني سپرده شد.
بلاتكليفيها تا تابستان به طول انجاميد و بالاخره بائرمن رسماً كارش را در تيم ملي شروع كرد. اعزام به دو تورنمنت خارجي و برگزاري چند هفته اردوي داخلي نهايت برنامهريزي بود كه در اين فرصت اندك از دست فدراسيون برميآمد. فرصت اندك را ميتوان اولين دليل نتيجه نگرفتن كادرفني دانست. سرمربي خارجي با كارنامه قابل قبولي به ايران آمد اما حتي بهترين مربيان جهان نيز در چنين شرايطي نميتوانستند تيم را بهتر از بائرمن آماده مسابقات كنند. به اين نكته توجه داشته باشيد كه چينيها، حريف اصلي بسكتبال ايران در آسيا، در چند سال اخير سرمايهگذاري زيادي روي تيمش انجام دادند و نتيجه آن را هم با قهرماني و صعود بيدغدغه به المپيك ريو ديدند. تلاش بائرمن در ميدان دادن به همه بازيكنان در جريان بازيها ستودني است منتها به نظر ميرسد بسكتباليستهاي كشورمان در چين عملاً با اين سيستم غريبه بودند. علاوه بر اين سردرگمي آنها در برخي از لحظات بازي در حمله و دفاع سبب شد حريفان امتيازهاي زيادي از ما بگيرند. بالا رفتن ميانگين سني، فاكتور ديگري است كه اميدواريم هرچه زودتر راهكار مناسبي براي جوانتر كردن تيم اتخاذ شود. تكيه بيش از حد بر مهرههاي باتجربه نيز در اين دوره از رقابتها دردسرساز شد. مصدوميت حامد آفاق نشان داد كه طي اين سالها برنامهاي براي جايگزين كردن بازيكنان جوان نداشتهايم. اين در حالي است كه اتمام قرارداد سرمربي آلماني و نگراني از بلاتكليفي، دوباره نگراني اهالي و دوستداران بسكتبال را به همراه داشته است. همانطور كه در باد قهرماني خوابيدن سودي به حال هيچ رشته ورزشي ندارد، اتلاف وقت پس از شكستها و نرسيدن به اهداف نيز به همان اندازه حكم سم كشنده را ايفا ميكند. بهتر است هرچه سريعتر كار احياي بسكتبال ملي را آغاز كنيم.