شما اگر تخصص را براي اين ميخواهيد كه فقه، فقه اداره بشود و بتواند بسترهاي موجود را مديريت كند ـ نه اينكه فقط پاسخگوي مسائل مستحدثه باشد ـ و در مقابل حوادث موضعگيري كند و آنها را رهبري كند، طبيعتاً نياز به يك دستگاه تفقه داريد. در اين دستگاه، ديگر نميتوان موضوعات را از هم جدا كرد. شما لايههايي از تحقيق داريد و در هر لايه، موضوعاتي داريد و ميخواهيد آنها را به صورت يك شبكه هماهنگ كنيد، طوري كه انعكاس هر بحث در بحثهاي ديگر ملاحظه شود؛ نه اينكه آنها را به صورت جزيرههايي مستقل از يكديگر مورد مطالعه قرار دهيد.
در حقيقت شما ميخواهيد يك نظام تفقه ايجاد كنيد كه در اين نظام، ديگر اعلميت يك فرد مطرح نيست بلكه اعلميت نظام خواهيد داشت؛ مثلاً اگر در دنيا دو نظام پژوهشي وجود داشته باشد نظام اعلميت هم وجود خواهد داشت. البته در حوزه تخصصها ريز، ممكن است اعلميت فرد داشته باشيد؛ اما در حوزه فقه دين ديگر اعلميت فرد، معنا ندارد. فقه يك مجموعه گستردهاي است كه ميخواهد نسبت به كل زندگي بشر اشراف داشته باشد؛ لذا احتياج به شبكه گستردهاي دارد كه به صورت تخصصي و دقيق، مباحث را مورد مطالعه قرار دهد. بنابراين هم تخصص لازم است، هم افق تخصص؛ كه افق آن ايجاد يك شبكه مديريت است. ما دنبال توسعه، تكامل و گسترش تفقه ديني هستيم و اين نياز دنياي معاصر است.