
سخني گهربار كه البته معني خاص و كاربردهاي فراواني دارد، اما به نظر ميرسد درباره دنياي كودكان هم بتوان اين سخن را به كار برد. رابطه وسعت دنيا و رابطه وسعت فكر حالا شده است حكايت دنياي دوستداشتني كودكان. دنيايي فارغ از تمامي مسائل و مشكلات. دنيايي كه نه معناي فشارهاي اقتصادي زندگي را متوجه ميشوند نه معناي دوشيفت كاركردن پدر و مادرها را و نه حتي گاه اعتياد، طلاق، مشاجره و ديگر مشكلات والدين را. دنياي كودك دنيايي است كوچك و معصومانه.
دنياي كودكان با دنياي بزرگترها زمين تا آسمان فرق دارد. كودك غرق در دنياي خود به تنها چيزي كه فكر ميكند بازي كردن است. براي يك كودك شايد بزرگترين دغدغه خراب شدن يكي از اسباببازيهايش باشد. همان كودكي كه البته بزرگترين شادي زندگياش شايد دوچرخه، ماشين، اسباببازي يا حتي پاره شدن لباسش باشد. براي اين كودك دنيا رنگ ديگري است، براي همين بايد دقت داشت كه او را با معيارهاي خودمان نسجيم.
با كودك بايد كودكانه رفتار كرد، يعني با زبان كودكانه با او حرف بزنيم. در دنياي كودك كلماتي مانند تورم، گراني، فشار اقتصادي، كار كردن در دو شيفت، اقساط بانكي، كرايه خانه و. . . معنايي ندارد. در عوض بازي كردن، شيطنت كردن، آتش سوزاندن، شيرين زباني كردن، فضولي و شيطنت و. . . اينها براي كودك بيش از هرچيز ديگري آشناست.
در پروندههاي كودكآزاري گاهي اوقات به موضوعاتي برميخوريم كه خيلي دردناك است. والدين كمصبر و كمطاقتي كه خيلي زود از كوره در ميروند و گاه حتي برخي از والديني را ميبينيم كه سابقه تندخويي و بداخلاقي را ندارند و فقط به خاطر شيطنتها و بازيگوشيهاي فرزندان خود از كوره در ميروند و دست به اقداماتي ميزنند كه پشيماني به بار ميآورد. درحالي كه كودك بايد بازي كند، بايد انرژي خود را تخليه كند. او حتي والدين خود را به چشم يك دوست نگاه ميكند؛ دوستي كه اگرچه از او بزرگتر است، اما براي او يك همبازي است و وقتي پدر يا مادر حتي براي دقايقي كوتاه با فرزند خود بازي ميكنند اين براي كودك بسيار خوشايند است و از اين بازي لذت ميبرد. در زندگيهاي آپارتماني امروزي و فضاي محدود و بسته زندگي كودك فرصتي براي بازي و تخليه انرژي و شور و نشاط خود پيدا نميكند، براي همين گاهي اوقات شاهد اين هستيم كه بازيهاي كودكان آزاردهنده ميشود و از طرفي ديگر نيز شاهد كمحوصلگي والدين هستيم كه اين موضوع باعث ميشود تا برخي از والدين تحمل بازي كردن و شيطنت و بازيگوشي فرزند خود را نداشته باشند و او را به بدترين شكل ممكن تنبيه كنند.
واقعيت اين است كودكي كه دنياي بسيار كوچكي دارد و در دنياي او بسياري از اصطلاحات دنياي بزرگترها جا ندارد هيچ وقت قصد لجبازي با والدين يا عصباني كردن آنها را ندارد بلكه او فقط دلش ميخواهد بازي كند، همين. بازي خصلت كودك است و به چيزي جز آن فكر نميكند. مولوي در يكي از اشعار خود به زيبايي نحوه رفتار با كودك را به ما آموزش ميدهد و ميگويد: «چون كه با كودك سر و كارت فتاد، پس زبان كودكي بايد گشاد» يعني اينكه با كودك بايد با زبان كودكي حرف زد و با او درست مثل كودكان برخورد كرد و در رفتار با كودك بايد كودك شد و برگشت به سالهاي خيلي قبل. بررسي رفتار پيامبر اكرم (ص) با كودكان به خوبي بيانگر اهميت و نحوه برخورد با كودكان است. مهرباني كردن به كودك باعث ميشود تا او تربيت بهتري داشته باشد و هيچ وقت نميتوان از كودكي كه مدام تنبيه ميشود يا مورد كودكآزاري قرار گرفته توقع داشت از تربيت خوبي نيز برخوردار باشد و در بزرگسالي يك شخصيت كامل و مناسب داشته باشد.
بايد به اين نكته بيش از هر چيز ديگري توجه داشت كه فرزندان به يك الگوي مناسب نياز دارند و اگر والدين نتوانند نقش اين الگو را خوب اجرا كنند آن وقت است كه دوستان ناباب و افراد ناشايست اين نقش و جايگاه را ميگيرند.