مدتي است كه ورزش را هجمهاي بحثبرانگيز احاطه كرده، مسئلهاي كه قابل هضم نيست و جاي سؤال دارد. واكنشها اين روزها به نتايج تيمهاي ملي به هيچ عنوان طبيعي و قابل درك نيست. واكنشهايي كه پا را فراتر از انتقادهاي مغرضانه گذاشته و همه را بيهيچ توضيح منطقي از دم تيغ ميگذراند و با يك چوب ميزند. برخوردهايي كه به يكي، دو رشته خاص ختم نميشود و كل ورزش و تيمهاي ملي را شامل ميشود. از دو و ميداني گرفته تا تكواندو، وزنهبرداري، كشتي، فوتبال، واليبال و... .
البته پيش از اين شاهد انتقادهاي مغرضانه از سوي نفراتي كه بيرون گود مانده بودند و خود را محق ميدانستند كه دستي بر آتش داشته باشند، بودهايم. اما هرگز تا به اين حد شاهد بزرگنمايي در خصوص ناكامي در تمام تيمهاي ملي نبودهايم. بزرگنماييهايي كه با هيچ منطقي جور در نميآيد! به نظر ميرسد عدهاي تنها در انتظار نخستين ناكامي هستند تا چشم بر همه چيز ببندند و تار و مار كنند. برايشان هم فرقي ندارد اين ناكاميها در چه راستايي رقم خورده است؛ در مسابقاتي سطح بالا توسط تيمي نوپا، در شرايطي بحراني كه انتظاري نبايد داشت، براساس ناداوريها و تبعيضهاي خصمانه، اتفاقات پيشبيني نشده ورزشي يا سهلانگاري. اما اين بزرگنماييها و چالشها تنها يقه تيمهاي ملي يا مليپوشاني را كه از كسب پيروزي، عنوان يا مدالي ناكام ماندهاند، نميگيرد و گاه حتي تيمهايي را مورد تاخت و تاز قرار ميدهد كه عملكردي قابل قبول و منطقي داشتهاند. اما چنان مورد انتقاد و تاخت و تاز قرار ميگيرند كه گويي بدترين ناكاميها را متحمل شدهاند!
نمونههايي از اين تاخت و تازها در مورد احسان حدادي و حميد سوريان در مسابقات قهرماني جهان چين و جام جهاني امريكا بود كه بلافاصله بعد از ناكام ماندن با چنان هجمه دور از تصوري مواجه شدند كه گويي يكتنه مسئول تمام ناكاميهاي ورزشي ايران هستند. هرچند هر دو جزو قهرمانان و ورزشكاراني بودند كه انتظارات از آنها بسيار بالا بود اما بدون شك مستحق آن نبودند كه اينگونه مورد آماج انتقاداتي قرار گيرند كه تنها جهت تخريب آنها بود و بس! تيمهاي ملي فوتبال و واليبال سيبلهاي ديگر اين بزرگنمايي بودند كه به بدترين شكل ممكن مورد نقد قرار گرفتند. آن هم در حالي كه نتايج هيچيك تا به اينجاي كار غيرقابل قبول نبوده است. تيم ملي فوتبال با دو برد و تنها يك مساوي صدرنشين گروه خود است و تيم ملي واليبال نيز بعد از نخستين باخت برابر آرژانتين، دو برد به دست آورده و خود را آماده مصاف با لهستان، يكي از مدعيان واليبال دنيا ميكند. اما كرش و كواچ بعد از كسب اين نتايج چنان مورد انتقاد قرار گرفتهاند كه گويي امتيازات تمام بازيهاي خود را از دست دادهاند و قعرنشين جدول هستند. در اين بزرگنماييها تيم ملي ايران، صدرنشين گروه خود با ژاپني مقايسه ميشود كه هم امتياز ايران است اما نه در صدر جدول و هفت امتياز خود را از ديدار با تيمهايي به دست آورده كه قدرتهاي چهارم و پنجم آسيا نيز به حساب نميآيند. اما در مقابل دو برد تيم ملي به هيچ انگاشته شده و تنها مساوي آن به شكلي باور نكردني بهانهاي ميشود براي زير سؤال بردن كرش. همانطور كه موفقيتهاي كواچ به راحتي به دست فراموشي سپرده ميشود و شكست برابر آرژانتين در بوق و كرنا ميشود! هرچند اين عده مدعي هستند تحت عنوان دلسوزان ورزش لب به سخن ميگشايند، اما در واقع كمر بستهاند به نابودي ورزش و ضربهاي كه آنها با بزرگنماييها و انتقادهاي بيپايه و اساس خود وارد ميكنند، هيچ ناكامي نميتواند به ورزش وارد كند.