کد خبر: 738983
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۴ - ۲۱:۳۷
جعفر تكبيري
انتقاد شديد رهبر معظم انقلاب از كساني كه سعي مي‌كنند چهره بدتر از ابليسِ امريكا را فرشته نجات جلوه دهند.
 اين شايد بخشي از مهم‌ترين بيانات ديروز رهبر معظم انقلاب بود كه افشا‌كننده حركت خزنده اخير تجديد نظر طلبان براي عادي‌سازي روابط ايران و امريكا است؛ موضوعي كه تازگي ندارد و پيشتر نيز ايشان در ديدار خانواده‌هاي شهداي هفتم تير به انتقاد از بزك كردن رسانه‌اي چهره هيولايي امريكا پرداختند و آن را خيانت به ملت معرفي كردند.
اين هشدارهاي صريح  مقام معظم رهبري در حالي است كه مدت‌ها است ‌برخي چهره‌هاي حاضر در جريان تجديدنظر طلب مي‌كوشند كه به بهانه گفت‌وگوهاي ايران و امريكا بر سر موضوعات هسته‌اي، پاي ساير موضوعات را نيز به اين ميز بكشانند و بكوشند به زعم خود اين معضلات را نيز با كدخدا حل و فصل كنند و همچون كوبا با افتتاح سفارت اين كشور در خاك ايران به خصومت‌ها پايان دهند. اين در حالي است كه ايرانيان 62 سال خاطراتي بسيار تلخ را از كودتا گرفته تا حمايت از رژيم بعثي در جنگ با ايران و در نهايت تحريم‌ها از ايالات متحده در ذهن خود دارند و قرار نيست به سادگي آنچه كه تجديدنظر طلبان مي‌پندارند، حاضر به حل و فصل موضوعات شوند. اگرچه در اين ميان رسانه‌هاي اصلاح‌طلبان كه حالا خود را شريك آنچه كه در جريان مذاكرات هسته‌اي به دست آمده مي‌دانند، تلاش‌هاي گسترده‌اي را آغاز كرده‌اند تا به جامعه اينگونه القا‌كنند كه ايالات متحده اين روزها، ‌زمين تا آسمان با امريكاي سال‌هاي گذشته تفاوت دارد و اين توافق باعث تغييري بنيادين در رويكرد اين حكومت با جمهوري اسلامي ايران شده است؛ تغييري كه قرار نيست ديگر به فكر دشمني با جمهوري اسلامي ايران باشد و انديشه استحاله تفكرات انقلاب اسلامي در آن جايي ندارد. نكته مهم ديگر در خصوص اين جريان تجديد‌نظر‌طلبان كه مي‌كوشند «چهره بدتر از ابليسِ امريكا را فرشته نجات جلوه دهند» آن است كه آنان فراموش كرده‌اند كه تخاصم ايران و امريكا قدمتي به بلنداي عمر نظام جمهوري اسلامي و حتي فراتر از آن دارد و قرار نيست با چند روز مذاكره، اين روابط عادي شود. تمام اينها نيز در حالي است كه هنوز تغييري در سياست‌هاي خصمانه امريكا در قبال كشورمان ديده نمي‌شود و قطعاً اگر مردم ايران روزي بخواهند به سيگنال‌هاي مذاكره با ايالات متحده پاسخ بدهند، بي‌شك به دنبال يافتن نشانه‌اي از تغيير در مواضع ايالات متحده در قبال ايران خواهند بود؛ تغييري كه ركن اصلي آن عذرخواهي رسمي از ملت ما، به خاطر 36 سال جنايت و دشمني در قبال كشورمان است.
براي درك بهتر موضوع به نمونه كوچكي از چنين اقداماتي اشاره مي‌شود كه در مصاحبه مهدي رحمانيان، مديرمسئول روزنامه شرق با يكي از خبرگزاري‌ها نمود پيدا كرده است. وي در اين گفت‌وگو عنوان كرده است: «در كوتاه‌مدت در مناسبات ايران و امريكا اتفاق خاصي نخواهد افتاد. البته در دوره اوباما يك اتفاقاتي خواهد افتاد اما شايد اتفاق برجسته و مهمي نباشد، مانند موضوع انگليس كه به گشايش سفارت در تهران كشيده شد، به اين گستردگي نباشد. اما قطعاً فضايي ايجاد خواهد شد كه با بهبود روابط در حوزه‌هايي پيش برويم و نهايتا دور از ذهن نيست كه سفارت كشورها باز شود، چون كوبا پس از ٥٠ سال سفارت‌ها را باز كرد ما هم در نهايت يك روزي به اين خواهيم رسيد اما در يك دوره ميان‌مدت به يك تفاهمي خواهيم رسيد». اين درست نمونه قابل مشاهده‌اي از نگراني‌هاي اخير رهبر معظم انقلاب است كه حالا در سخنراني‌هاي ايشان نمود پيدا كرده و اين خطر را به جريان انقلابي گوشزد مي‌كند.
    چرا امريكا قابل اعتماد نيست؟
اما سؤال اصلي اينجاست كه چرا ايالات متحده قابل‌اعتماد نيست و همواره در خصوص برقراري رابطه با اين كشور نگراني‌هاي جدي در كشور وجود دارد؟‌براي يافتن پاسخ اين سؤال به بازخواني جهت‌گيري كلي سياست خارجي دولت امريكا در برابر ايران، از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي تا به امروز مي‌پردازيم؛ جهت‌گيري كه اگرچه در قالب‌هاي مختلفي بوده اما هدفي واحد به نام دشمني با نظام جمهوري اسلامي و براندازي آن در تمامي قالب‌ها وجود داشته است. واقعيت آن است كه ايالات متحده در اين راه از هيچ اقدامي كه آن را مؤثر مي‌دانستند، فروگذار نكرده‌اند. اين اقدامات در دهه نخست انقلاب اسلامي، يعني از سال 1357 تا سال 1367 بيشتر نظامي و سخت‌افزاري بود كه به عنوان مثال، مي‌توان از جنگ مخرب و خانمان‌سوز عراق به نمايندگي از امريكا عليه ايران  به مدت هشت سال، تجهيز كامل تسليحاتي و حمايت قاطع سياسي از رژيم بعث عراق، رويارويي مستقيم ارتش امريكا با ايران در جنگ خليج فارس، كودتاي نظامي نوژه، حمله نظامي براي آزادسازي گروگان‌هاي امريكايي، حمايت از منافقين در انجام ترورهاي كور و ترور شخصيت‌هاي عالي‌رتبه نظام مانند شهداي هفتم تير، شهداي هشتم شهريور و شهداي محراب، تحريم‌هاي نظامي و اقتصادي و بايكوت سياسي در مجامع بين‌المللي نام برد. اين سياست، رويكرد غالب دولت ايالات متحده امريكا در براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران در دهه اول انقلاب بود.
امريكايي‌ها پس از تحمل شكست‌هاي پي‌درپي و اذعان به ناكارآمدي اين سياست در سرنگوني نظام جمهوري اسلامي، از دهه دوم انقلاب، جهت حركت‌هاي تخريبي و براندازانه‌ خود را به سوي پروژه‌هاي نرم‌افزاري تغيير دادند اما از دهه سوم و به طور مشخص از خرداد 1376 به بعد، اين رويكرد وارد فاز جديدي شد. هدف از اجراي اين پروژه‌ها اولاًَ تهي‌سازي نظام از اصول و ارزش‌هاي حاكم بر جامعه ديني و انقلابي ايران و ثانياً گسترش ناامني و بي‌ثباتي در ابعاد سياسي، اجتماعي و اقتصادي بود.
واقعيت ديگر نيز آن است كه امروز اگرچه به ظاهر ايالات متحده حاضر به پذيرش واقعيت هسته‌اي كشورمان شده اما بدون شك در پس اين رفتار، طرحي تازه براي نفوذ مستقيم در داخل كشور و پيگيري اهداف بلندپروازانه آنها پنهان شده است. بنابراين مرور همين اشارات كافي است تا خطر نفوذ ايالات متحده به يك دغدغه جدي براي رهبر معظم انقلاب تبديل شود كه در سخنراني‌هاي مختلف به آن اشاره كنند و در خصوصش هشدار جدي دهند و از قشر ناآگاه جامعه بخواهند كه از بازي در اين پازل خطرناك كه سرنوشتي شوم را براي كشور به همراه خواهد داشت، ‌بپرهيزند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار