کد خبر: 736671
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۴ - ۰۹:۴۷
رئيس پاتوق خلافكاران و باديگاردش كه متهم هستند هفت ماه قبل پسر جواني را در پاتوق ‌ به قتل رسانده‌اند، قتل را به گردن هم انداختند.
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز يك‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال قبل مأموران پليس جسد مرد جواني را‌ حوالي بزرگراه ياسيني كشف كردند. پس از اين قاضي مدير روستا در محل حاضر شد. تحقيقات نشان داد محل حادثه پاتوق افراد معتاد ‌ است. همچنين بررسي‌هاي بعدي نشان داد مقتول كه چند روز قبل به اين پاتوق آمده است با رئيس پاتوق به نام ايرج و مرد ديگري به نام بهمن كه از دوستان ايرج است درگير شده و به شدت كتك خورده است. پس از اين مأموران پليس بهمن و يكي از دوستانش را كه روز حادثه در پاتوق بوده بازداشت كردند اما ايرج موفق به فرار شد. بهمن در بازجويي‌ها به ضرب و جرح مقتول اعتراف كرد و مدعي شد باديگارد ايرج است اما گفت ايرج پسر جوان را به قتل رسانده تا اينكه سرانجام مأموران پليس ايرج را بعد از گذشت هفت ماه از حادثه دستگير كردند. ايرج صبح ديروز در بازجويي‌ها در دادسراي جنايي پايتخت قتل را انكار كرد و مدعي شد بهمن او را به قتل رسانده است. تحقيقات از متهمان ادامه دارد.
 
گفت‌وگو با متهم

خودت را معرفي كن؟
ايرج هستم 33 ساله.
شما رئيس پاتوق بودي؟
رئيس كه نه اما هركسي يك جايي براي خودش دارد من هم از بچگي در آن محل بزرگ شده‌ام و همه خلافكار‌ها را مي‌شناسم و همه از من حساب مي‌برند به همين خاطر هر روز در آن محل بودم.
معتادي؟
نه، سيگار هم نمي‌كشم.
دوستت گفته كه شما مقتول را كشتي؟
نه، دروغ مي‌گويد من بي‌گناه هستم.
پس چرا بعد از اين حادثه فراري شدي؟
چون من خلافكار هستم و روز حادثه هم او را زدم. وقتي فهميدم او فوت شده از ترس فرار كردم.
كي و كجا دستگير شدي؟
روز يك‌شنبه در پاكدشت دستگير شدم.
چطور در اين مدت توانستي از دست پليس فرار كني؟
من آدم زرنگي هستم، هيچ‌كس آدرس مرا نداشت فقط يك بار يكي از دوستانم را به خانه‌ام در پاكدشت بردم كه اشتباه كردم. او وقتي دستگير شد مرا به پليس لو داد كه مأموران به در خانه‌ام آمدند اما از پشت بام فرار كردم تا اينكه روز يك‌شنبه در خانه غافلگير شدم.
دوست بوكسورت در پاتوق چه نقش داشت؟
او دوست صميمي من بود. اگه فردي از من حساب نمي‌برد و با او دعوا مي‌كردم، بهمن حسابش را مي‌رسيد.
خودت از بهمن حساب مي‌بري؟
نه، گفتم كه او دوست من است. من هرچه بخواهم بهمن اطاعت مي‌كند.
چقدر به او پول مي‌دادي؟
من و بهمن مشكل پول نداشتيم. دوست صميمي بوديم.
بهمن گفته بعد از اينكه دست و پاي مقتول را بسته از دخمه بيرون آمده و تو آنجا بودي و مقتول را خفه كردي؟
دروغ مي‌گويد. من قبل از او خارج شدم.
او كه دوست صميمي تو هست؟
بله اما وقتي پاي مرگ مي‌رسد همه جا مي‌زنند حتي دوست صميمي.
چطور با بهمن آشنا شدي؟
در زندان فشافويه. من به خاطر سرقت موتورسيكلتي به زندان افتادم و بهمن هم به خاطر درگيري در زندان بود كه با هم آشنا شديم.
درباره روز حادثه بگو.
روز حادثه مقتول را براي اولين بار ديدم كه وارد دخمه شد. وقتي به او گفتم كه چرا بدون هماهنگي وارد شده‌اي با من درگير شد كه دو سيلي به صورتش زدم. بعد از اين او پرويي كرد كه بهمن كتكش زد و بعد هم دست و پايش را بست كه من از دخمه خارج شدم و بعد از دو روز فهميدم فوت شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار