کد خبر: 736508
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۵:۳۰
واقعيت مرگ را براي كودك بازگو كنيم
يك‌روز صبح بعد از خوردن صبحانه پدر او را محكم بغل مي‌كند و مي‌بوسد و مي‌گويد: «خيلي مراقب خودت باش.» او هم محكم پدر را مي‌بوسد و مي‌گويد: «بابا ‌جونم خيلي مراقب خودت باش.» بعد از اين خداحافظي گرم پدر به محل كارش مي‌رود.
مريم ترابي

 پس از ساعتي تلفن خانه مرتب زنگ مي‌زند. مادر دوان‌دوان خود را به تلفن مي‌رساند. چشم به دهان مادر دوخته است. مادر وحشت‌زده و گريان با مرد غريبه صحبت مي‌كند. بعد از چند لحظه تلفن را قطع مي‌كند و سريع به دايي زنگ مي‌زند و گريان مي‌گويد: «ناصر تصادف كرده است.» پدر تصادف كرده بود. او هم با مادر گريه مي‌كند. مادر به همراه دايي مي‌رود ولي او نمي‌داند كجا؟ او با خانم همسايه تنها مي‌ماند. بعد از گذشت چند ساعت خانه‌ پر مي‌شود از آدم. عمو، دايي، خاله، مادر بزرگ و بقيه فاميل همه در خانه گريه و زاري مي‌كنند. به مادر مي‌گويد: «بابام چي‌شده؟ چرا گريه مي‌كنيد؟» ولي چيزي به او نمي‌گويند. از يكي از افراد حاضر در خانه مي‌شنود كه مي‌گويد: «بيچاره چقدر زود مرد.» پدر مرده بود. ولي اين مرگ ناگهاني براي او قابل هضم نبود. « پدر كه مريض نبود. پس چرا مرده؟» از مادر مي‌پرسد: «باباي من مرده؟» مادر جيغ مي‌زند، اما جواب نمي‌دهد. كودك با گريه‌ مي‌گويد: « باباي من نمرده. همه به من دروغ مي‌گويند. او مريض نبود كه بميره.» صبح روز بعد مراسم خاكسپاري است. او نمي‌داند خاكسپاري چيست. زمزمه‌هايي مي‌شنود كه او را نبايد به اين مراسم ببرند. او در خانه به همراه يكي دوتا از خانم‌هاي فاميل تنها مي‌ماند. يكي از خانم‌هاي فاميل براي آرام كردن او مي‌گويد: «پدرت رفته پيش خدا، غصه نخور»... و سؤال‌هاي او همچنان بي‌جواب مي‌ماند.

مرگ واقعيتي اجتناب‌ناپذير براي همه انسان‌ها است. اكثر پدر و مادرها مانند والدين كودكان قصه‌ ما از توضيح دادن به كودك خود درباره مرگ اجتناب مي‌كنند، در حالي كه اگر با اين پديده طبيعي، منطقي برخورد شود و قبل از هر اتفاق ناگواري با توضيحات مناسب و صحيح مرگ و علت‌هاي مرگ را براي كودكان بازگو كنند كودكان نيز اين پديده طبيعي را درك كرده و مي‌پذيرند. كودكان ما از اولين سال‌هاي زندگي با مرگ روبه‌رو هستند، مرگ حشرات، گياهان، پرندگان و غيره.

به گفته حضرت علي: «چيزى راست‏تر از اجل (مرگ) نيست.»

كمك به كودك براي درك مرگ‌، بخش مهمي از كمك به آنها براي درك زندگي است‌. همانگونه كه كودكان به چرخه زندگي و مرگ در طبيعت پي مي‌برند، مي‌فهمند كه مرگ هم مانند زايش، پديده‌اي طبيعي است. اگر برخورد درستي با مرگ نداشته باشيم، زندگي سخت خواهد بود. شايد مردن يك حيوان خانگي بهترين فرصت براي توضيح دادن درباره پديده مرگ به كودكان است. براي درك بهتر مرگ از واژه‌هاي صحيح بايد استفاده كرد. به جاي گفتن «رفت» و «ما را ترك كرد»، بگوييد «مرگ»، «مرد». در واژه‌هاي«خوابيدن» و «خواب آخر» هم احساسات كودك ناديـده گرفته مي‌شود و كودكان سردرگم مي‌شوند. گاهي توضيحات ممكن است كودك را بترساند يا دچار سوءتفاهم كند‌: براي مثال‌ اگر بگوييد «خدا پدربزرگ را برد چون به او نياز داشت» ممكن است از خدا آزرده شود چون او هم به پدربزرگش نياز داشت و اگر بگوييد «خدا او را برده چون خيلي خوب بوده» شايد كودك در مورد خوب بودن، غيرعاقــــلانه بينديشد، برعكس‌، گفتن اينكه «او تنـــدرست است و خدا از او مراقبت مي‌كند» ممكن است به كودك قوت قلب بدهد‌. يا ممكن است بگوييد «پدر به سفر رفته است» اما اين از آن دروغ‌هايي است كه به زودي آشكار و موجب بدبيني كودك مي‌شود. براي درك بهتر مرگ توسط كودكان مي‌توان از باورهاي ديني استفاده كرد. هنگام وقوع واقعه‌‌اي دردناك، باورهاي ديني پناهگاه امني برايتان است كه با بازگو كردن آن براي كودكان به آنها احساس امنيت مي‌دهيد. يكي از سؤالات مهم پدر و مادرها اين است كه تا چه حد كودكان را در وقايع متعاقب مرگ متوفي شركت دهند؟ و آيا بچه‌ها بايد در مراسم تشييع جنازه شركت كنند يا خير؟ پژوهش‌هاي باليني نشان مي‌دهد نبايد كودكان را از حضور در مراسم تشييع جنازه محروم كرد و در عين حال نبايد آنها را مجبور به شركت در اين مراسم كرد. همچنين اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد حضور در مراسم تشييع جنازه عملاً به سازگاري هرچه بيشتر كودك با مرگ متوفي كمك مي‌كند.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها