کد خبر: 735433
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۲
عباس حاجي‌نجاري
خط نفوذ بيگانگان براي اثرگذاري بر فرآيندهاي سياسي ايران با بهره‌گيري از عوامل وابسته داخلي براي مردم مسلمان ايران آشناست، چراكه از اين مسير انقلاب اسلامي ايران تاكنون لطمات جبران‌ناپذيري را متحمل شده است. ماجراي كلاهي‌ها و كشميري‌ها كه اين روزها سالگرد اقدامات جنايتبار آنها در انفجار مركز حزب جمهوري اسلامي ايران و ساختمان نخست‌وزيري را پشت سر مي‌گذاريم از مصاديق عيني نفوذ عناصر وابسته در مراكز حساس نظام اسلامي است كه البته لطمات جبران‌ناپذيري را بر انقلاب اسلامي وارد آوردند. اما اين نفوذ در طول تاريخ انقلاب متناسب با شرايط نظام جمهوري اسلامي و راهبردهاي دشمنان اشكال متفاوتي داشته است.
بعد از دهه اول انقلاب كه نظام جمهوري اسلامي در مواجهه با سخت‌ترين اشكال ترور و هشت سال جنگ، پايداري و مقاومت خود را اثبات كرد، خط نفوذ دشمنان بر بهره‌گيري از عوامل فكري و فرهنگي استوار شد. مهره‌گزيني از عوامل فكري و فرهنگي داخلي، تشكيل اتاق‌هاي فكر، هدايت گروه‌هاي ضدانقلاب مسلح به سمت فعاليت‌هاي فكري، فرهنگي، سياسي و تمركز تلاش‌ها بر تهاجم فرهنگي از ابزارهاي نفوذ در اين  دوران است. در مقطع سوم اما نفوذ دشمن به دليل تغييرات سياسي كه در كشور در دوران دوم خرداد آشكارتر شده بود، تشكيل نشست‌هاي قبرس، برلين در سال‌هاي 78 و 79 با شركت جاده‌صاف‌كن‌هاي داخلي نظام سلطه پرده از راهبرد پنهان غرب در مواجهه با ايران برداشت. مقامات آلماني كه از برگزاركنندگان نشست برلين بودند در همان سال 79 از ضرورت تغيير در ايران و حمايت از نيروهاي اصلاح‌طلب سخن به ميان آوردند. نيروهايي كه در كارگاه‌هاي توسعه سياسي وزارت كشور در سال‌هاي 76، 77 و 78 با ارائه الگوي توسعه سياسي عملاً از ارزش‌هاي انقلاب اسلامي گذشته و امام(ره) را به موزه تاريخ سپرده بودند.
اما رأي مردم در انتخابات دوم شوراها در سال 81 و رياست جمهوري نهم در سال 84 عملاً اين خط نفوذ را از هم گسست، اگرچه به طراحي و اجراي فتنه عميقي انجاميد، از سال 1388 كشور را درگير فاز چهارم نفوذ خود ساخت. تصويب بودجه 55 ميليون دلاري كنگره امريكا، در كنار اعتراف خانم كلينتون، وزير خارجه وقت امريكا كه در گفت‌وگو با بي‌بي‌سي اذعان كرده بود كه امريكا هر كاري از دستش برآمد در آن زمان در كمك به جنبش سبز (فتنه) كرد ولي موفق نشد. مصداق آن است كه اگرچه اين اعترافات اين روزها با سخنان آقاي صادق خرازي و مايكل لدين از امريكا در دادن آدرس دقيق جاده‌صاف‌كن‌هاي داخلي مستند شده است. آقاي صادق خرازي، رئيس شوراي مركزي حزب نداي ايرانيان و سفير اسبق ايران در فرانسه هفته پيش در گفت‌وگو با يك نشريه داخلي از ارتباط و پيوند اصلاح‌طلبان داخلي با دشمنان نظام خبر داده و گفته بود « كساني را يادم هست كه در دوراني كه سفير بودم با خارجي‌ها مذاكره مي‌كردند و به دشمن گرا مي‌دادند. من آنها را به عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم، ليست‌شان را هم دارم و اگر قرار باشد روزي به مردم ارائه خواهم داد.» اين اظهارات اگرچه سبب شد آقاي خرازي مجبور به استعفا از اين حزب شود، اما نافي حقيقت محض ارتباط اصلاح‌طلبان با دشمنان نيست. كساني كه به اذعان مايكل لدين در نامه به كاخ سفيد ضمن ارائه چهره سياه و ظلماني از كشور درخواست كرده بودند تا امريكا فشارها و تحريم‌ها عليه ايران را تشديد كرده تا به‌رغم آنها نظام به زانو درآمده و تسليم شود. فاز پنجم تلاش و نفوذ براي تغيير در ايران به بهانه مذاكرات هسته‌اي آغاز شده است. راهبرد امريكايي‌ها و اروپايي‌ها اين است كه متأثر از تحولات فرهنگي و تغييرات در افكار عمومي، درخواست تغيير در ايران ديگر عملي مذموم نيست، لذا صراحتاً اهداف خود را آشكارا مطرح مي‌كنند. به اين گزاره‌ها توجه كنيد:
- اوباما در مصاحبه با راديو ملي امريكا: با امضاي توافق، دست نيروهاي معتدل‌تر در ايران را قوي‌تر كرديم و اگر كابينه روحاني اينطور وانمود كند كه اتفاق خوبي براي مردم رقم زده‌اند، دست آنها در مقابل تندروها قوي‌تر مي‌شود.
- اوباما در گفت‌وگو با وب‌سايت مايك: در داخل ايران بايد گذار صورت بگيرد،‌ حتي اگر تدريجي باشد.
- فيليپ هاموند، وزير خارجه انگليس: در ايران تندروها و اصلاح‌طلبان حضور دارند ما بايد اميدوار باشيم كه اصلاح‌طلبان كه خواهان ايفاگري نقش مثبت‌تر ايران(در منطقه) هستند، نقش‌آفريني كنند.
- جان كري در نشست شوراي روابط خارجي: اگر ما به اين توافق پشت كنيم يك پيام به افراط‌گرايان در ايران مي‌فرستيم و آنان احساس خوبي خواهند داشت و كسي نمي‌داند كه در انتخابات بعدي چه بر سر روحاني مي‌آيد. توان بالقوه روحاني و ظريف براي مذاكره با غرب و رسيدن به جمع‌بندي، از قضاوت من با دشواري‌هاي زيادي روبه‌رو بود.
- خانم ابتكار، معاون رئيس‌جمهور هم اذعان مي‌كند كه توافق هسته‌اي اهرم سياسي اصلاح‌طلبان براي رقابت‌هاي جناحي است.
 بديهي است كه كاركرد اين خط نفوذ با خط نفود موازي صهيونيست‌ها و امريكايي‌ها كه در قالب ترور دانشمندان هسته‌اي در سال‌هاي اخير تداوم يافته به ظاهر متفاوت است. انديشكده امريكن اينترپرايز از آن به «تغيير ماهوي جمهوري اسلامي» نام برده و در تحليلي مي‌نويسد: باراك اوباما اميدوار است كه توافق هسته‌اي با ايران به تغيير سياست‌هاي تهران و نهايتاً تغيير ماهوي جمهوري اسلامي منجر شود، يعني شعار مرگ بر امريكا كنار گذاشته شود، رژيم صهيونيستي آنگونه كه معاون صدراعظم آلمان شرط كرده بود به رسميت شناخته شود(وزير خارجه انگليس مدعي شده است كه سياست ايران در قبال اسرائيل اندكي تغيير كرده است).
سرپل‌هاي داخلي نيز با ذوق‌زدگي به استقبال بازگشايي سفارت انگليس رفته و براي برقراري رابطه و بازگشايي سفارت امريكا نيز زمينه‌سازي مي‌كنند و در داخل نيز با تحريف خط و سيره امام(ره) تلاش دارند، امام مطلوب خود  را براي اين شرايط مدل‌سازي كنند.
نسبت به نفوذ جديد نبايد بي‌تفاوت بود، اگر كشميري‌ها با بسته انفجاري در پي حذف فيزيكي ياران انقلاب بودند، نسل جديد كشميري‌ها استحاله ياران انقلاب را هدف گرفته‌اند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار