مجموعهاي كه از آن سخن ميرود، شامل چند مقاله، نامه و مصاحبهاي است كه در بزرگداشت علامه فقيد، استاد محمدتقي شريعتي مزيناني و فرزند برومند او، متفكر و نويسنده بزرگ اسلامي شادروان دكتر علي شريعتي به قلم مؤلف كه از دوران نوجواني خود به شاگردي استاد و دوستي و همكلاسي و همرزمي فرزند بزرگوارش مفتخر و مباهي بوده، به رشته تحرير درآمده است.
اين نوشتهها كه زمان نگارش اغلبشان به سالها قبل ميانجامد، هماكنون با اين انگيزه و هدف به خوانندگان فضيلتپژوه گرامي تقديم ميشود تا شايد ضمن اداي ديني نسبت به معلم و دوستي ارجمند بتواند سايه روشني از سيماي روحاني و اخلاقي اين دو بزرگمرد انديشه و سخن را ـ كه بيگمان از مفاخر علمي و مذهبي ايران معاصر، بلكه دنياي اسلام هستند ـ ترسيم كند و خصوصاً با توجه به مكتوبات پرنكته و آكنده از غممايهها و راز و رمزهايي كه در صفحات آينده از معلم شهيد، دكتر شريعتي ارائه شده است، چه بسا مطالعه آنها در تعديل انديشه و نظر كساني كه تاكنون حاضر نشدهاند منصفانه آثار وي را بنگرند مؤثر افتد و نحوه داوريشان را نسبت به آن مفسّر اسلام راستين و پاسدار تشيع علوي تغيير دهد و همچنين براي دوستان و همفكران او مطلوب و خواندني باشد.
با وجود آنكه تاكنون درباره اين پدر و پسر روانشاد كه وظيفهاي خطير را در راه «نشر حقايق اسلامي» و رهبري نسل جوان امروز ايفا كرده و نقش مؤثري را در شكوفايي انقلاب اسلامي ايران داشتهاند، كتابها و مقالات چندي نوشته و گوشههايي از قلمرو افكار و آراي آنان بررسي و ارائه شده است اما باز هم مضامين نگفته و درهاي ناسفته ديگري از اين دو گنجينه دين و دانش، خصوصاً آثار دكتر باقي است كه بايد به همت اسلامشناساني دردآگاه پيرامونشان پژوهش عميقي به عمل آيد و نتيجه آن به مشتاقان معارف اصيل اسلامي عرضه شود.
به نظر نگارنده از جمله تحقيقاتي كه ضروري است درباره نوشتههاي مرحوم دكتر شريعتي در آينده انجام گيرد، نقد و بررسي آنها از لحاظ ادبي و هنري است، زيرا آن زندهياد علاوه بر فعاليتهاي سازنده و مؤثري كه در تحول و بازسازي فكر ديني در نسل جوان امروز انجام داده است، بهواسطه برخورداري از قلمي توانا و قدرت هنري تحسينبرانگيز و شجاعانهاي كه در بيان انديشههاي والا، احساسات لطيف و غمرنگ خويش دارد در عرصه هنر نويسندگي معاصر صاحب سبكي خاص و مستقل است و چون به تعبير خود او در مقدمه ترجمه در نقد و ادب از آنجا كه «هنر زاده بينش و احساسي تلخ از هستي و حيات است و اينكه هنرمند همواره ميكوشد تا آنچه را «هست» به آنچه «بايد باشد» نزديك سازد و به عالم آنچه را ندارد، ببخشد... و مآلاً به هدايت آن «لطيفه نهاني» كه عشق و زيبايي از آن برميخيزد، سعي ميكند تا زندگي را همانند خانه خويش آرايش دهد و بدينگونه زيستن در اين جهان غربت و در آميختن با انبوه بيگانه را تحملپذير سازد.» لذا با توجه به اينكه آثار زيبا و هنرمندانه دكتر كه در واقع خود مثل اعلايي است بر آنچه كه در تعريف مزبور از هنر و رسالت هنر بيان شده، طبعاً نوشتههاي او براي سخنسنجان دينباور خواندني تسكيندهنده و آرامشبخش است و از طرفي با در نظر داشتن استقبال كمسابقهاي كه اهل انديشه و هنر در روزگار ما از اين آثار گرانسنگ به عمل آوردهاند بهطوري كه «رقعه منشاتش را چونان كاغذ زردست به دست ميبرند» اين نتيجه حاصل ميشود كه بايد از لحاظ ادبي و هنري بازنگري دقيق و منصفانهاي توسط صاحبنظراني با ذوق بر نوشتههاي او انجام گيرد و سبك نگارش يا ويژگيهاي معنوي، لفظي و ديگر ظرافتهاي ادبي موجود در آنها شناخته شود و سپس به عنوان الگوهايي از شيوايي و بلاغت به دوستداران هنر و ادب مسئول ارائه شود.
مؤلف مجموعه حاضر، با اين اميد كه شايد به سهم خود توفيق شناخت صفحاتي چند از دفتر زندگي استاد شريعتي و فرزند برومند او را در حد استطاعت خود دريافته و با نشر اين اثر گامي ولو كوتاه را در معرفي بخشي از ارزشهاي معنوي ايشان برداشته باشد، آن را با فروتني تمام به خوانندگان سخنسنج گرامي تقديم ميكند و از شركت انتشارات خاوران كه وسايل چاپ و نشر اين كتاب را فراهم آورده است، سپاسگزاري و قدرداني ميكند.