لوازم موردنياز خانوادههاي نيازمند را بستهبندي كرده بود تا به دستشان برساند. نصف شب بود؛ وقتي ماشين محمود پيچيد توي يكي از محلههاي فقيرنشين شهر، خودش حتي از ماشين پياده نشد. از همه خانهها ميآمدند و بستههايشان را برميداشتند و ميرفتند. هم محمود همه آنها را ميشناخت و هم آنها به كار محمود عادت كرده بودند كه رأس يك ساعت بيايند بيرون از خانههايشان و بستههايشان را بگيرند.
***
بعد از انقلاب قرار شد دادگاه انقلاب را در خانه مسئول ساواك داير كنند. محمود با اين كار به شدت مخالفت كرد و گفت: فاصله اون جا تا مركز شهر زياده و وسيله حمل و نقل براي رفت و آمد بستگان مجرمين وجود نداره؛ اين طوري بستگان مجرمين دچار مشكل ميشن.
بايد كسي كه مرتكب جرم شده است رو مجازات كنين، اقوام و بستگان او كه تقصير ندارند. ما حاضر نيستيم كوچكترين ضربهاي به نزديكان مجرم بخورد و به آنها ظلم شود.
شهيد محمود اخلاقي