کد خبر: 732398
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۴۱
ياد عروسي‌هاي خانگي و درخت گيلاس بخير
براي اينكه بفهميم مردم ويلا‌نشين و البته خوش‌نشين ايراني به آپارتمان‌نشيني، آن‌ هم با كيفيت آپارتمان‌هاي امروزي عادت كرده‌‌اند يا نه، به جامعه آماري وسيعي احتياح نداريم.
‌ بهنام صدقي

هر كسي با يك پرس و جوي كوتاه و محدود بين آدم‌هايي كه مي‌شناسد مي‌تواند تا حدي جواب اين سؤال را پيدا كند. جوابي كه براي يك سؤال ساده آن‌چنان هم سر‌راست و مشخص نيست. نتايج به دست آمده عموماً نشان از نوعي اجبار در انتخاب و سردرگمي ميان دوست داشتن يا نداشتن آپارتمان حكايت مي‌‌كند كه دلايل آن هم واضح است؛ دلايلي مثل اجباري بودن سكونت در اين خانه‌‌ها و همچنين ليست خوبي‌‌ها و بدي‌‌هاي زندگي در آپارتمان كه تقريباً با هم برابري مي‌‌كنند و برتري چنداني نسبت به هم ندارند. مرور تاريخچه آپارتمان‌نشيني تا امروز و آسيب‌شناسي آن، ما را در تشخيص دلايل رشد و گسترش اين سبك از سكونت كمك خواهد كرد.

‌ ‌ ‌

اولين آپارتمان‌‌ها تقريباً نيم قرن پيش در شهر تهران ساخته شدند، اولين سال‌‌هاي دهه 40 كه همزمان بود با تدوين آيين‌نامه اجرايي قانون تملك آپارتمان‌ها. سرعت تدوين و اجرايي شدن اين قانون در دهه 40 آن ‌هم در ايران خيلي زياد بود. تنها با گذشت 4 سال از ساخت اولين آپارتمان‌‌ها كه مثل يك كالاي لوكس براي آنها تبليغات تلويزيوني و راديويي ساخته بودند اين قانون هم با توجه به لزوم وجودش تدوين و اجرايي شد.

اين نكته از اولين نكاتي است كه بر وارداتي بودن اين سبك زندگي صحه مي‌گذارد. سبكي از شهرنشيني كه مدرن‌تر از پيش بود و از همان بدو ورود به زندگي ساكنان شهرها، نشان داد كه با سبك و سياق زندگي در همين 10 سال پيش تفاوت‌هاي قابل توجهي دارد. منتها زندگي در آپارتمان‌ها آن هم در سال‌‌هاي بدو ورود اين زندگي آپارتماني به شهرهاي ايران با زندگي در آپارتمان‌هاي سال‌‌هاي اخير تفاوت‌‌هايي داشت كه به طور مشخص روي سليقه مردم و مقبوليت آپارتمان نشيني بين آنها تأثير به‌سزايي گذاشته بود.

‌ طبقه متوسط، آپارتمان را انتخاب كردند

واقعيت اين است كه اولين آپارتمان‌‌ها توسط كساني خريداري شدند كه در همان روزگار مي‌‌توانستند به جاي انتخاب اين مدل جديد سراغ همان خانه‌‌هاي ويلايي سابق خود بروند و در كل اجباري بر آپارتمان‌نشيني‌‌شان وجود نداشت. از اين گذشته در آن زمان در واقع طبقه‌‌اي كه زندگي در آپارتمان را انتخاب كردند، طبقه متوسط شهري بودند كه از نظر مالي هم همچنان متوسط رو به بالا به حساب مي‌آمدند. از طرف ديگر اين آدم‌ها در ذهن بقيه مردم، از طبقه اجتماعي و فرهنگي متناسبي هم برخوردار بودند. مثل: اولين اهالي محله گيشا و شهرك اكباتان كه قشر كارمند و فرهنگي به حساب مي‌آمدند.

اما نكته جالبي كه وجود دارد اين است كه مي‌توان گفت امروزه اين تصور به طور كامل و صد در صدي تغيير كرده و دگرگون شده است. به گونه‌اي كه امروز آپارتمان‌نشين‌ها بخش عمده جامعه شده‌اند و برعكس كساني كه هنوز امكان زندگي در خانه‌هاي ويلايي را دارند، از سر اجبار به اين شيوه سكونت تن داده‌اند.

‌ كلبه‌هاي 50 و قفس‌هاي 70 متري

به غير از دليل تغيير نوع نگاه، دلايل ديگري هم وجود دارد كه به كمك آنها مي‌شود فهميد چرا نسل جوان كه عمدتاً در خانه‌هاي آپارتماني بزرگ شده و حتي در اين خانه‌ها به دنيا آمده‌اند اين روزها گرايش وصف‌ناپذيري به خانه‌هاي ويلايي دارند. غير از جامعه آماري كه هر كسي مي‌تواند دور و اطراف خود داشته باشد مي‌توان به تاپيك‌هاي بي‌شماري كه در اينترنت و با سؤال اصلي «آپارتماني يا ويلايي» وجود دارد اشاره كرد. اعضاي اين انجمن‌ها عموماً خانه‌هاي ويلايي را به خانه‌هاي آپارتماني ترجيح مي‌دهند. نكته قابل تأمل اين است كه اكثر آنها از آپارتمان‌هاي خود با عنوان‌هايي مثل كلبه‌هاي 50 متري و قفس‌هاي 70 متري ياد كرده‌اند.

‌ آپارتمان‌ها خانه نيستند

اما سؤالي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه آيا مردمان همه شهرهاي بزرگ دنيا كه دهه‌ها است در آپارتمان زندگي مي‌كنند همين مشكلات را دارند و اين اجبار را در سبك زندگي‌شان مي‌شود مشاهده كرد؟ جواب صريحي كه كارشناسان و معماران منتقد به سبك آپارتمان‌نشيني امروزي به اين سؤال مي‌دهند اين است: «آپارتمان‌ها خانه نيستند». طبق تعريف اوليه‌اي كه براي خانه وجود دارد، خانه، منزل يا سرا جايي است كه در وهله اول صرفاً براي آسايش، تفريح، مهماني‌‌هاي خانوادگي، جشن و ملاقات‌‌هاي مختلف باشد. جايي كه بتواند همه اين امكانات را براي ساكنانش فراهم آورد.

اما آپارتمان‌هاي امروزي در سطحي كه بخش وسيعي از جامعه با آن در ارتباط هستند، در واقع خوابگاه‌هايي هستند كه در بهترين شرايط فقط ظاهري گول‌زننده دارند و در واقع ساكنان آنها براي تأمين اولين نيازهايشان در آنجا با مشكل مواجه مي‌شوند. نيازهاي اساسي مثل داشتن آسايش، داشتن تفريح و راه انداختن جشن يا مهماني كه در سبك زندگي ما گريز‌ناپذير است. جامعه‌شناسان و متخصصين رفتارشناسي معتقد هستند فراهم نبودن شرايط مطلوب در آپارتمان مي‌‌تواند به سادگي موجب بروز تأثيرهاي نامطلوب رواني بر روي ساكنان آن شود. تأثيرات نامطلوبي كه همين عدم رضايت از آپارتمان‌نشيني و داشتن رؤياي دسته‌جمعي مثل زندگي در خانه ويلايي مي‌تواند يكي از آنها باشد.

‌ خانه‌هايي كه به قفس ملقب هستند

با يك نگاه سرسري به گذشته مي‌شود به سادگي دريافت كه آپارتمان‌نشين شدن ايراني‌ها از روي اجبار بوده است. با شيوع مهاجرت روستاييان به شهرها در چندين دهه متوالي و رشد شهر‌نشيني حاشيه‌اي به سرعت قيمت زمين در شهرهاي بزرگ و كوچك افزايش يافت.

در اين شرايط خانه‌هايي كه تا ديروز فقط محل سكونت يك خانواده بودند به سرمايه‌‌هاي بالقوه‌اي تبديل شدند كه مي‌توانستند با تبديل شدن به آپارتمان به حالت بالفعل دربيايند.

در اين شرايط بود كه آپارتمان‌هاي شيك ديروزي كه انتخاب اول خانواده‌هاي مدرن‌تر بود به مجتمع‌هاي بساز و بفروشي تبديل شدند كه اولين و آخرين انتخاب خانواده‌‌ها براي خانه‌‌دار شدن بودند. در اين شرايط، ديگر سازندگان نيازي به بالا بردن كيفيت جهت فروش آسان‌‌تر نداشتند. سيل بساز و بفروشي شدت گرفت و آپارتمان‌هاي اوليه‌‌اي كه لابي‌هايشان در وسعت با هتل‌هاي 4 ستاره برابري مي‌كرد به خانه‌هايي تبديل شدند كه امروز ساكنانشان از آنها با عنوان تأمل‌برانگيز «قفس» ياد مي‌‌كنند.

‌ فرهنگ ساخته مي‌ شود

پس از همه‌گير شدن آپارتمان‌نشيني ماجراي فرهنگ آپارتمان‌نشيني بود كه سر زبان‌ها افتاد. ديگر مثل سابق آيين‌نامه اجرايي قانون تملك آپارتمان‌ها نمي‌توانست از پس حل مشكلات ساكنان آپارتمان‌ها برآيد و اين آدم‌ها به دنبال فرهنگ نانوشته و حتي نوشته‌اي مي‌گشتند كه بخشي از آسايش از دست رفته آنها را باز‌گرداند.

اما واقعيت اين است كه انتظار ورود فرهنگ به همراه هر كالاي وارداتي، از تلفن همراه به آن كوچكي تا آپارتمان به آن بزرگي انتظار عبثي است. نمي‌شود انتظار داشت كه در عصر ارتباطات هر كالاي وارداتي با يك دفترچه راهنماي استفاده وارد كشور شود. واقعيت اين است كه خرده فرهنگ استفاده از هر كالاي جديد متناسب با فرهنگ‌‌هاي ريشه‌دار‌تر آن جامعه ساخته و پرداخته شده و به سرعت هم اجرايي مي‌‌شود.

‌ ياد عروسي‌هاي خانگي و درخت گيلاس بخير

خانواده‌هاي ايراني كه تا همين 20 سال پيش جشن‌‌هاي بزرگ عروسي را در خانه هايشان برگزار مي‌كردند امروز نمي‌توانند سر ساعت 11 شب عذر مهمان خود را بخواهند، پدري كه همه بچگي‌اش بالاي شاخه‌هاي درخت گيلاس و گلابي توي باغچه خانه‌شان گذشته نمي‌تواند به پسر 5 ساله‌اش بگويد كه از روي مبل نپر!

بنابراين مي‌شود اين چنين برداشت كرد كه زندگي ايراني‌ها همين امروز هم متناسب با شرايط گذشته و فعلي تغييراتي داشته و با فرهنگ جديد آپارتمان‌نشيني هماهنگ شده است. اما اينكه هنوز و با اين همه تغيير رد پاي ناخشنودي از آن در ذهن ساكنان آپارتمان ديده مي‌شود جاي سؤال دارد! سؤالي كه طرح و جواب دادن به آن كار جامعه‌شناسان و روانشناساني است كه هنرشان ديدن دورترها است و افق ديدشان جايي فراتر از اتفاقي است كه امروز در حال رخ دادن است.

‌ فرهنگي به نام آپارتمان‌نشيني

باز‌تعريف بسياري از مفاهيم براي ساكنان آپارتمان‌ها نمي‌تواند تا حدي مشكلات زندگي در آپارتمان را مرتفع كند. ملاك و معيارهاي فرهنگ آپارتمان‌نشيني امروزه ارتباط بسيار زيادي با سبك زندگي ما انسان‌ها دارد، سبكي كه در آن بيشتر مفاهيم همچون حق و حريم‌ها باز‌تعريف شده و برخي تعاريف تازه، سبكي نو‌ظهور از زندگي را بر مردم تحميل خواهد كرد كه اثرات آن هم از خصوصيات و الزامات فرهنگ آپارتمان‌نشيني به شمار مي‌رود.

هر چقدر اين خصوصيات زندگي آپارتمان‌نشيني با خصوصيات فردي، اجتماعي و فرهنگي مردم، مسئولان و طبقات مختلف جامعه اعم از فقير و غني سازگار‌تر و جور‌تر باشد، حاشيه‌ها، مسائل و دغدغه‌هاي زندگي آپارتمان‌نشيني كاهش پيدا مي‌كند. به ‌عبارت ديگر برخي الگوهاي مناسب جايگزين كثيري از هنجارها، نبود ارزش‌هاي ديني و مذهبي و... خواهد شد، و در پي تمام اين موارد، اين زندگي آپارتمان‌نشيني است كه عاري از هر گونه دغدغه شده و با فرهنگ تمامي طبقات افراد جامعه عجين خواهد شد.

‌ آرامش و آسايش، ملزومات گمشده زندگي آپارتماني

آرامش و آسايش ساكنان خانه نكته حائز اهميتي است، اما نكته مهم لزوم جلوگيري از خرده جرم‌هايي است كه در صورت ناهماهنگي فرهنگي در بحث آپارتمان‌نشيني امكان بروز و ظهور آنها فراوان خواهد بود. با اين حال در چنين اوضاع و شرايطي رفتارهايي همچون چشم‌چراني و فضولي همسايه‌‌ها، همسايه‌آزاري، بحث و جدل بر سر مسائل مربوط به آپارتمان كه گاهي اوقات به درگيري ختم مي‌شود، كاهش همبستگي، اعتماد، اتحاد و ارتباط كه نتيجه اين كاهش سبب بي‌ميلي نسبت به زندگي كردن در آن محيط و نبود رضايتمندي نسبت به وجود همسايه‌ها خواهد شد. اين رويكرد مصداق عيني اكثر زندگي‌هاي آپارتماني كنوني در جامعه ما است. اما در آپارتمان‌ها و حتي شهرك‌هايي كه مربوط به خانوارهاي همكار و هم‌صنف هستند تا حدي سرمايه‌هاي اجتماعي و امنيت بيشتر است. مثلاً شهرك‌هاي دانشجويي، شهرك پزشكان، ساختمان پزشكان و ساختمان فرهنگيان و... البته گاهي برخي آپارتمان‌هاي شهرك‌هاي آپارتماني براي سكونت گروهي با اشتراكات وسيع شغلي و فرهنگي تهيه مي‌شود.

بايد اين مسئله را در نظر داشت كه با وجود اجبار در زندگي آپارتمان‌نشيني به نظر مي‌‌رسد به هر اندازه‌اي كه تفاوت‌‌هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي در بطن يك آپارتمان بيشتر باشد به همان ميزان هم مشكلات زندگي آپارتماني بيشتر مي‌شود. بنابراين لازم است به منظور سيطره و افزايش روزافزون مديريت فرهنگي و اجتماعي بر نحوه ساخت آپارتمان و انتخاب ساكنان و عملكرد آنها تا جايي كه در توان مدير يا مسئول آپارتمان است كارها و تغييراتي جدي در ساختار يا حتي فرهنگ آپارتمان‌نشيني اعمال شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها