اين چند سطر را با يك سؤال آغاز ميكنم، مگر قرار نبود بازيكنان خارجي تيمهاي ليگ برتري پيش از عقد قرارداد با تيمهايشان تحت آزمايشهاي پزشكي قرار گيرند و در صورت تأييد قرارداد خود را امضا كنند؟
شايعه حضور دو بازيكن هپاتيتي در ليگ برتر فوتبال خيلي زود و پيش از رسيدن ليگ پانزدهم به هفته سوم رنگ واقعيت به خود گرفت تا جايي كه حتي فدراسيون پزشكي ورزشي نيز آن را تأييد كرد تا ثابت شود درهاي ليگ برتر نه تنها به روي بازيكنان بيكيفيت و دستچندم باز است بلكه به بازيكنان بيمار و البته داراي بيماريهاي خطرناك هم تعارف ميزند.
نكته جالب در اين ماجرا اظهارات يكي از اعضاي فدراسيون پزشكي- ورزشي است؛ حرفهايي كه در تضاد كامل با شعار اصلي بهداشت و سلامت عمومي است، شعاري كه ميگويد پيشگيري مقدم بر درمان است اما گويا اين شعار در ليگ برتر صادق نيست، چراكه به تأييد فدراسيون پزشكي- ورزشي تيمهاي ليگ برتري ميتوانند در ازاي دادن تعهد در خصوص رفتارهاي بازيكنان بيمارشان اجازه استفاده از آنها را داشته باشند.
بله، درست متوجه شديد. عضو فدراسيون پزشكي- ورزشي صراحتاً عنوان كرده كه باشگاهها اگر مراقب دو راه انتقال هپاتيت، يعني راه استفاده از سرنگ و انتقال خون در خصوص اين بازيكنان باشند، ميتوانند از آنها استفاده كنند.
متوجه شديد؟ يعني اينكه فوتبال ما همين حالا درگير مسائلي چون سرنگ و انتقال خون است و حالا باشگاههايي كه بازيكن هپاتيتي دارند بايد مراقب رفتار بازيكنان بيمارشان باشند، يعني اينكه به راحتي به دو بازيكن بيمار كه ممكن است به هر دليلي دچار هپاتيت شده باشند انگ بزه و جرم زدند، يعني به كل فوتبال توهين كردند.
ما فعلاً با اين قسمت ماجرا كاري نداريم كه خود مسئولان فدراسيون پزشكي- ورزشي بايد در قبال اين توهين پاسخگو باشند اما سؤال اينجاست چطور بازيكن بيماري كه از فيلترهاي اين فدراسيون عبور ميكند به جاي زير نظر گرفته شدن و عدم صدور مجوز بازي يا حتي ديپورت شدن با يك تعهد خشك و خالي به باشگاهها واگذار ميشود؟
چگونه فدراسيون پزشكي- ورزشي به اين راحتي از زير بار مسئوليت شانه خالي ميكند؟ اصلاً كدام يك از باشگاههاي ما اينقدر امكانات پزشكي و پيشرفته دارند كه بتوانند از پس كنترل يك بازيكن هپاتيتي برآيند آن هم وقتي كه اين بازيكن بيمار به راحتي از آزمايشهاي تخصصي فدراسيون رد شده است؟
آنچه واضح و روشن است اينكه فدراسيون پزشكي- ورزشي در اين امر قصور كرده است. آنها بايد از ابتدا جلوي حضور اين بازيكنان را ميگرفتند نه اينكه اجازه دهند كار به اينجا كشيده شود. قرارداد امضا شود، دو بازي هم برگزار شود و تازه آقايان وقتي با فشار رسانهها و افكار عمومي روبهرو شوند بيايند و بگويند تعهد گرفتهايم.
اين نمونه بارز فرار از مسئوليت و پاسخگويي است، بازيكن اگر بيمار است بايد جلوي بازي كردنش گرفته شود تا سلامت كاملش را به دست آورد وگرنه با گرفتن يك تعهد آن هم از باشگاهي كه نه امكانات و نه كادر پزشكي مجرب دارد، نه سلامت بازيكنان بيمار تضمين ميشود و نه سلامت ليگ برتر فوتبال.