
با بررسي رفتار و مواضع طيف تجديدنظرطلب ميتوان گفت، استفاده مستمر شخصيتها و رسانههاي اين طيف از تاكتيكهاي عمليات رواني – متناسب با زمان – يكي از رويههاي ثابت آنها در عرصه سياسي - اجتماعي كشور به شمار ميآيد.
بر همين اساس دروغسازي و دروغپردازي را بايد از جمله رفتارهايي دانست كه وابستگان به اين جريان به صورت مستمر و با هدف پيشبرد اهداف حزبي و براي تحت تأثير قرار دادن افكار عمومي داخل كشور از آن استفاده ميكنند كه مصاديق فراواني را ميتوان براي آن ذكر كرد كه نمونه فاحش آن انتخابات سال 88 و ادعاي دروغ تقلب بزرگ بود كه تا هشت ماه فضاي كشور را دچار بحراني ساختگي قرار داد و هزينههاي فراواني را هم براي جامعه و نظام به همراه داشت كه از جمله آن دامنهدار شدن تحريمهاي بينالمللي عليه كشور در شوراي امنيت سازمان ملل بود.
بهرهگيري از اين ابزار در دو سال اخير هم بارها توسط جماعت تجديدنظر تكرار شده كه نمونههايي را ميتوان براي آن ذكر كرد.
پيروي تجديدنظرطلبان از تئوري گوبلز و هيتلر«دروغ بزرگ» تكنيكي است كه براي نخستين بار هيتلر از آن استفاده كرد و نماينده تكنيكي تبليغاتي در دنياي سياست است.
وي در كتاب نبرد من ميگويد: «مردم شكست آلمان در جنگ جهاني اول را به اين دليل پذيرفتند كه يهوديهاي داراي نفوذ در مطبوعات از اين تكنيك استفاده كردند.»
به باور هيتلر به كارگيري اين روش نيازمند آن است كه دروغ چنان عظيم باشد كه هيچكس باور نكند كه «كسي آنقدر گستاخ باشد كه چنين بيشرمانه حقيقت را تحريف كند.»
پائول جوزف گوبلز، وزير تبليغات هيتلر اين تئوري را با كمي تغيير بدينگونه بيان كرد كه دروغ بزرگ يكي از روشهاي تبليغاتي مورد استفاده انگلستان است كه دروغ بزرگي ميگويند و در ضمن تحت هر شرايطي بر صحت آن پافشاري ميكنند.
بعدها ايالات متحده امريكا درگزارشي با هدف تشريح وضعيت رواني هيتلر مينويسد: «اولين قانون او اين است كه هيچوقت نگذاريد مردم دلسرد شوند، هيچوقت خطا و تقصيري را نپذيريد، هيچوقت تصديق نكنيد كه دشمن ممكن است صفت خوبي داشته باشد، هيچوقت جايي براي جايگزين باقي نگذاريد، در آن واحد روي يك دشمن متمركز شويد و تقصير هر اتفاق بدي را بر گردن او بيندازيد. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ كوچك باور ميكنند و اگر دروغي را مكرراً تكرار كنيد، دير يا زود آن را باور خواهند كرد.»
8 ماه غائلهسازي عليه حاكميت اگرچه تبعيت از تئوري گوبلز و هيتلر طي 18 سال اخير همواره توسط جماعت تجديدنظرطلب مورد استفاده قرار گرفته و نمونههاي فراواني را ميتوان ذكر كرد اما مهمترين آن را بايد غائله سال 88 دانست؛ غائلهاي كه مقدمهسازي آن ماهها قبل از انتخابات رياست جمهوري كليد خورد و از يك سال مانده به انتخابات شخصيتهاي برجسته اين جريان بحث لزوم برگزاري انتخابات سالم و پرهيز از تقلب در انتخابات را مطرح ميكردند و آرام آرام اذهان عمومي را به اين باور رساندند كه حاكميت در آراي مردمي دستاندازي داشته و نتيجه انتخابات را به نفع فرد شكست خورده انتخابات مديريت كرده است.
تكرار روي كليدواژه تقلب در انتخابات و تكرار آن به صورت گسترده در رسانهها منجر به آن شد كه كشور طي هشت ماه متحمل سنگينترين هزينهها و خسارتها شود. اين شرايط در حالي بهوجود آمد كه پدرخواندههاي اين جريان طي شش سال اخير هيچگاه از مردم و نظام بابت اقدامات خود براي براندازي نظام عذرخواهي نكردند و تلاش كردند بدون پرداخت كمترين هزينهاي بار ديگر به عرصه قدرت بازگردند.
دروغ بزرگي به نام بورسيهها غيرقانوني پس از روي كار آمدن دولت يازدهم كه شرايط تنفس سياسي براي جماعت تجديدنظرطلب بعد از دوره ركود فراهم شد، وابستگان و رسانههاي اين طيف اين بار بورسيههاي غير قانوني را دستاويزي براي پيشبرد اغراض حزبي خود قرار دادند و تلاش كردند ضمن تهمتزني به رقيب سنتي خود و در ترازي بالاتر، حاكميت سياسي كشور، جامعه علمي كشور را مورد تخريب و هجمه قرار دهند.
رسانههاي زنجيرهاي در همان ابتدا با طرح دروغ بزرگي به نام 3 هزار بورسيه غيرقانوني مدعي شدند دولت جديد در برابر اين مسئله ايستادگي كرده و مانع ادامه تحصيل دانشجويان خواهد شد.
عدهاي نيز با طرح اين مسئله به منظور انحراف افكار عمومي از برخي مسائل مهم نظير ناكامي در اجراي برخي وعدههاي انتخاباتي به دنبال آن بودند كه در ميان مردم جرياني به عنوان «قهرمان» مبارزه با فساد معرفي شوند.
اما سرانجام پس از مدتها كشوقوس در اين باره و بيان اظهارات موافقان و مخالفان اين موضوع در رسانههاي مختلف، رئيس كميسيون اصل۹۰ با انتشار نامهاي خطاب به وزير علوم اعلام كرد بر اساس بررسيهاي اين كميسيون، اكثر قريب به اتفاق دانشجويان بورسيه به طور كاملاً قانوني مشغول به تحصيل شدهاند و وزارت علوم موظف به فراهم آوردن شرايط ادامه تحصيل آنهاست.
اين در حالي است كه پيش از اين نيز در گزارشي از وزارت علوم به صراحت تأكيد شده بود كه از ميان چند هزار دانشجوي بورسيه دولت قبل، تنها ۳۶ نفر از آنها به علت اعلام اطلاعات نادرست به مسئولان وقت، بورسيهشان غيرقانوني است و بايد ابطال شود. با اين حال در همان گزارش آمده بود كه بيش از ۸۰۰ نفر از دانشجويان ديگر به علت مشكلاتي مانند كسري معدل و كبر سن بورسيهشان لغو شده است، اما كميسيون اصل ۹۰ مجلس با رد ادعاهاي بيان شده، نحوه گزينش افراد را قانوني اعلام كرده است. به نظر ميرسد وزارت علوم با بررسي جناحي و ناعادلانه، اين پروندهها را منطبق با قانون بررسي نكرده و با ارائه ناقص قانون به افكار عمومي، مدعي غيرقانوني بودن اين بورسيهها شده است.
ظلم ديگر جماعت تجديدنظرطلب عليه مردم دروغ پردازي عليه بورسيههاي دولت قبل تنها بخش اندكي از فضاسازي جماعت تجديدنظرطلب عليه نخبگان كشور، جريان دلسوز انقلاب اسلامي و نمايندگان ملت بود كه بار ديگر نشان داد اين طيف تنها به دنبال سياستزده كردن فضاي كشور و التهاب در محيطهاي علمي تنها با اهداف حزبي است و به همين خاطر رهبر معظم انقلاب اسلامي از اين موضوع به عنوان ظلم ديگري عليه جامعه دانشگاهي در ماه مبارك رمضان و در جمع دانشجويان ياد ميكنند: «يكي از غلـطتـرين كارهايي كه در اين يكي، دو سال اخير اتفاق افتاد، اين مسئله بورسيهها بود. . . راهش اين نبود كه ما مسئله را روزنامهاي كنيم. . . در موضوع بورسيهها به عدهاي ظلم شد. . . هم خلاف قانون، هم خلاف تدبير و هم خلاف اخلاق بود.»
البته رويكرد جماعت تجديدنظرطلب آسيبهاي فراواني را به دنبال داشت، از جمله اينكه دانشجوياني بودند كه به خاطر تصميم سياسي وزارت علوم بورسيهشان به طور غيرقانوني لغو گرديد و مجبور شدند دهها ميليون تومان هزينه تحصيلشان را شخصاً پرداخت كنند. اين در حالي است كه اين دانشجويان كاملاً قانوني بورسيه شده بودند ولي از آنجايي كه وزارت علوم با نگاه سياسي قصد انتقامگيري از دانشجويان را داشت به بهانههاي مختلف از جمله عدم جايابي براي هيئت علمي، آنها را لغو بورس و به يكباره اعلام كرد بايد مبالغ سنگيني از ۳۰ تا ۵۰ ميليون تومان براي پرداخت هزينه تحصيلشان پرداخت كنند.
دروغسازي اين بار عليه شهردار تهرانجماعت تجديدنظرطلب در به كارگيري از چنين ابزاري بسياري از اوقات به سراغ شخصيتهاي رقيب هم رفته است، آنگونه كه در هفته اخير تلاش كرد با خبري جعلي شهردار تهران را مورد حمله خود قرار دهد تا مبادا شخصيتهاي مردمي وابسته به اين جريان در انتخابات آتي در صحنه رقابتها حضور پيدا كنند و رؤياي بازگشت مدعيان اصلاحطلب به قدرت را تبديل به كابوس كنند. موضوع با سفر فابيوس به تهران آغاز شد كه طي اين سفر رسانههاي تجديدنظرطلب با ذوقزدگي آن را شروع تحولات عظيم در سياست خارجه كشور بيان كرد و در همين رابطه روزنامه شرق در گزارشي با استناد به يك طرح گرافيكي كه در انتقاد به ورود فابيوس طراحي شده بود، موجي از تخريب را عليه شهرداري تهران مديريت كرد. پس از اين گزارش، روابط عمومي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران جوابيهاي به دفتر اين روزنامه ارسال كرد و طرح صفحه نخست اين رسانه زنجيرهاي را تكذيب كرد و چنين خبري را از اساس كذب دانست. در جوابيه اين سازمان تأكيد شده كه درخصوص ورود وزير امور خارجه فرانسه به تهران هيچ بنر، پلاكارد يا بيلبوردي در اماكن و جايگاههاي متعلق به شهرداري تهران نصب نشده است و تصوير مورد استناد روزنامه شرق تنها يك طرح گرافيكي بوده كه در هيچ نقطهاي از شهر هم نصب نشده است.
تكذيب شهرداري تهران باعث شد روزنامه شرق و در كنار آن صادق زيبا كلام از شهرداري تهران عذرخواهي كنند و به ظاهر غائله دست ساز آنها ختم به خير شود.
سياست دوگام به جلو يك قدم به عقبوجه مشترك تمام مصاديق عنوان شده «سياست دوگام به جلو يك به قدم به عقب» است، آنگونه كه جماعت تجديدنظرطلب تلاش ميكند با محور قرار دادن اخبار جعلي و خلاف واقع، گزارشسازي و پروندهسازي عليه نهادها و شخصيتهاي جناح مقابل را تا هفتهها ادامه دهد و ذهن افكار عمومي را به جهتي خاص هدايت و عليه آن تحريك و زمينه رويگرداني جامعه را از گروه مورد هدف فراهم كند و پس از آن –و در بهترين شرايط- با يك عذرخواهي ساده همه چيز را ختم به خير نمايد.
انتظار اين است چنين سياستي با توجه به حساسيت فضاي سياسي در ماههاي آتي به صورت ويژه مورد استفاده اين جريان قرار بگيرد.