کد خبر: 729501
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۳
گفت‌وگو با مردي كه هنگام سرقت از خانه برادرزنش مرتكب قتل شده است
نصاب ماهواره كه متهم است در جريان سرقت از خانه برادرزنش، همسر وي را مقابل چشمان كودكش به قتل رسانده بود، حادثه را شرح داد.
به گزارش خبرنگار ما، نخستين گزارش اين حادثه 23 تيرماه در روزنامه «جوان» چاپ شد. عصر روز يك شنبه 21 تيرماه بود كه به مأموران كلانتري تهرانسر اطلاع دادند زن جواني در خانه‌اش با ضربات چاقو به قتل رسيده است. پس از اعلام اين خبر قاضي سعيد احمدبيگي، بازپرس ويژه قتل از دادسراي جنايي پايتخت به همراه كارآگاهان پليس آگاهي راهي محل حادثه شدند. نخستين تحقيقات نشان داد عامل حادثه مرد آشنايي به نام سياوش است كه با انگيزه سرقت دست به جنايت زده است. از سوي ديگر مشخص شد سياوش چند سال قبل خواهر شوهر مقتول را صيغه كرده و به اين خانه رفت و آمد داشته است و روز حادثه هنگام سرقت با مقتول درگير شده و بعد از قتل او مقابل چشمان دختر 10 ساله و پسر شش ساله‌اش، از محل حادثه گريخته است.  پس از شناسايي قاتل، مأموران راهي خانه متهم شدند اما دريافتند وي به مكان نامعلومي فرار كرده است. سرانجام مأموران پليس پس از گذشت 10 روز از حادثه چهارشنبه 31 تيرماه متهم را در شهرستان كرج شناسايي و بازداشت كردند.  متهم صبح ديروز مقابل قاضي سعيد احمدبيگي در بازجويي‌ها به قتل زن جوان با انگيزه سرقت اعتراف كرد.   
سرهنگ كارآگاه آريا حاجي‌زاده، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي هم گفت: ‌تحقيق بيشتر از متهم در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي ادامه دارد. 

 سياووش چند سال داري؟
31 سال.
قبلاً به چه كاري مشغول بودي؟
ابتدا در كار جوشكاري بودم تا اينكه بيكار و از طريق يكي از دوستانم وارد كار نصب ماهواره شدم.
معتادي؟
نه
گفته شده به مواد مخدر شيشه اعتياد داري؟
تا سه قبل به ترياك اعتياد داشتم كه ترك كردم و در حال حاضر اعتياد ندارم.
چند بار ازدواج كردي؟
دو بار ازدواج كردم. از زن اولم دو فرزند دارم تا اينكه از خانه قهر كرد و بدون اينكه طلاق بگيرد به خانه پدرش رفت و من و دو فرزندم را تنها گذاشت.
چرا قهر كرد؟
آن موقع هم بيكار بودم و هم معتاد به همين خاطر هميشه با هم درگيري داشتيم تا اينكه خسته شد و براي هميشه از خانه رفت.
بعد چي شد؟
بعد من دوباره زن جواني را عقد موقت كردم و از او هم الان يك فرزند دارم اما او هم مدتي قبل از خانه قهر كرد.
چرا؟
بيكار و بي‌پول بودم.
مگر نمي‌گويي نصاب ماهواره‌اي؟
مدتي بود كه سفارش نداشتم.
بچه‌ها را چه كسي نگهداري مي‌كند؟
هر سه فرزندم الان پيش مادرم هستند.
چي شد كه تصميم گرفتي براي سرقت به خانه برادر زنت بروي؟
بيكار بودم و بي‌پولي به من خيلي فشار آورد به همين خاطر تصميم گرفتم سرقت كنم.
منظورم اين است كه چي شد تصميم گرفتي از خانه برادر زنت سرقت كني نه از جاي ديگر؟
من به خانه برادر زنم چندين بار با همسرم رفت و آمد داشتم و ديده بودم كه زنش مقدار زيادي طلا و جواهر دارد. از طرف ديگر مي‌دانستم كه شوهر او روز‌ها سر كار است و تا دير وقت به خانه نمي‌آيد. با خودم فكر كردم زنش از ترس هر چه بخواهم در اختيار من قرار مي‌دهد به همين خاطر تصميم گرفتم به خانه آنها بروم.
درباره روز حادثه بگو؟
روز حادثه از خانه‌ام در شهرك وحيديه شهريار به طرف خانه برادر همسرم در تهرانسر به راه افتادم. وقتي به در خانه آنها رسيدم در باز بود و من بدون اينكه كسي متوجه شود، وارد خانه آنها شدم. از پنجره خانه ديدم كه مقتول روي كاناپه نشسته و تلويزيون تماشا مي‌كند. به آرامي از راه پله بالا رفتم كه پايم به چيزي برخورد كرد و با صداي آن مقتول متوجه شد. در خانه باز بود و شنيدم كه مقتول به دخترش گفت در را ببند. وقتي دخترش در را نبست خودش به سرعت به طرف در آمد تا در را ببندد كه من پايم را جلوي در گذاشتم و مانع بسته شدن در شدم. او را هل دادم و وارد خانه شدم. او با من گلاويز شد و با داد و فرياد از همسايه‌اش كمك خواست. پس از اين، در حالي كه در يكي از دستانم چاقو بود با دست ديگرم جلوي دهانش را گرفتم كه مرا هل داد و چاقو به دست خودم خورد. دوباره گلويش را گرفتم كه مرا هل داد و چاقو به گلويش خورد و زخمي‌اش كرد. بعد از اين با چاقو ضربه‌اي به پهلويش زدم و او غرق در خون شد.
كسي به كمكش نيامد؟
وقتي صدايش بلند شد، زن همسايه به كمكش آمد و با پا ضربه‌اي به من زد و مقتول هم دوباره يقه مرا گرفت و مانع فرار من شد اما من خودم را از دست آنها خلاص كردم. در اين لحظه پسر همسايه با چوب وارد خانه شد و چند ضربه به من زد اما من موفق شدم دوباره فرار كنم.
بچه‌هاي مقتول چه واكنشي داشتند وقتي با مادرشان درگير بودي؟
خيلي متوجه نبودم اما آنها وقتي چاقو را ديدند فقط فرياد مي‌زدند.
چقدر سرقت كردي؟
موفق به سرقت نشدم.
اما گزارش پليس گفته دو عدد انگشتر طلاي مقتول را سرقت كرده‌اي؟
نه وقتي وارد شدم درگيري آغاز شد و من فرصت نكردم كه سرقت كنم و فقط فرار كردم.
به كجا فرار كردي؟
ابتدا به درمانگاهي رفتم و زخم دستم را پانسمان كردم و بعد به خانه‌ام رفتم و مقداري از وسايل شخصي‌ام را برداشتم و از خانه بيرون آمدم. چند روزي در پارك‌ها و خيابان‌ها بودم تا اينكه در كرج دستگير شدم.
پس چرا خودت را به پليس معرفي نكردي؟
سكوت مي‌كند.
چرا كرج رفتي؟
مادرم در كرج زندگي مي‌كند براي ديدن بچه‌هايم رفته بودم كه دستگير شدم.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار