کد خبر: 729286
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۲۱:۵۹
دکتر یدالله جوانی
اينجا اگر جنگي رخ دهد!رجزخواني امريكايي‌ها پس از به جمع‌بندي رسيدن مذاكرات وين در راستاي تهديد ايران به اقدام نظامي در صورت لزوم واقعاً تماشايي است. رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه‌هاي نماز عيد سعيد فطر، با ماهيت‌شناسي صحيح و دقيق اين پديده، از آن با عنوان «لاف در  غريبي» ياد كردند.

شروع‌كننده اين نوع رجزخواني آقاي اوباما، رئيس‌جمهور امريكا بود و پس از وي چند تن ديگر از مقامات ايالات متحده وارد ميدان رجز خواني شدند. آقاي اوباما ساعاتي پس از قرائت بيانيه پاياني مذاكرات وين، در مصاحبه‌اي مفصل با نيويورك‌تايمز در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه چرا ايراني‌ها بايد نگران پاسخ نظامي امريكا باشند، مي‌گويد: «چون ما مي‌توانيم اگر بخواهيم و انتخاب كنيم ارتش آنها را از بين ببريم!»

البته آقاي اوباما در حالي اينچنين از قدرت امريكا براي نابودي ارتش ايران سخن مي‌گويد كه در فروردين‌ماه و پس از انتشار بيانيه لوزان، در راستاي توجيه ضرورت توافق با ايران با صراحت اعتراف كرد امريكا با استفاده از گزينه نظامي نمي‌تواند دانش و فناوري هسته‌اي ايران را از بين ببرد. پيش از اوباما در اسفند 1393 آقاي جان كري،‌ وزير امور خارجه امريكا نيز با نگاهي مبتني بر واقعيات در بيست و هشتمين نشست شوراي حقوق بشر سازمان ملل تأكيد كرده بود كه نمي‌توان دانش موجود در برنامه هسته‌‌اي ايران را با بمباران از بين برد. سؤال اين است؛ در شرايطي كه امريكا قادر به نابود كردن صنعت هسته‌اي در ايران نيست، چگونه مي‌تواند ارتش ايران را از بين ببرد! آيا بر اين رجزخواني، برداشتي غير از لاف‌زني مي‌توان داشت. به دنبال لاف زني اوباما، اشتون كارتر، وزير دفاع امريكا نيز از باقي ماندن گزينه نظامي روي ميز حتي بعد از توافق هسته‌اي سخن گفت و در همين چارچوب عمليات رواني سخنگوي كاخ سفيد طي مصاحبه‌اي مي‌گويد بازرسي‌هاي منظور شده در توافق هسته‌اي حمله نظامي به ايران را هدفمند مي‌كند!

بر اساس متن منتشر شده از سوي كاخ سفيد، ارنست در بخشي از اظهاراتش با تأكيد بر تقويت گزينه نظامي عليه ايران به دليل كسب اطلاعات بيشتر امريكا از برنامه هسته‌اي جمهوري اسلامي مي‌گويد: «بنابراين‌ زماني كه وقت تصميم‌گيري فرماندهان نظامي امريكا و اسرائيل در مورد هدف‌گيري مي‌رسد، به دليل اطلاعاتي كه طي اين سال‌ها به لطف رژيم بازرسي‌ها جمع‌آوري كرده‌ايم، آن تصميمات به طرز چشمگيري مبتني بر اطلاعات بوده و توانمندي‌هاي ما ارتقا يافته‌اند.»

آيا اينچنين است و امريكا مي‌تواند پيروز در يك جنگ احتمالي با ايران باشد؟ آيا رژيم صهيونيستي، به صورت مستقل يا مشترك در يك جنگ احتمالي با ايران پيروز ميدان خواهد بود؟ براي پاسخ به اين سؤالات، نه براساس احساس و هيجان بلكه براساس محاسبه و برآورد، بايد با رويكردي واقع‌گرايانه سخن گفت. اگر به عقب برگرديم طي ساليان گذشته هم امريكا و هم رژيم صهيونيستي، تهديد ايران را براي خودشان تهديد اول معرفي مي‌كردند لكن با چنين برآوردي از تهديد به جاي حمله نظامي به ايران عليه عراق، افغانستان، حزب‌الله لبنان و غزه وارد جنگ شدند! چرا؟ جواب را خود آنها مي‌دهند و مي‌گويند،‌ ايران هدف سخت و دشواري است و بايد ايران را مرعوب ساخت،‌ تضعيف نمود و سپس مورد هجوم قرار داد. امريكايي‌ها به افغانستان و عراق حمله كردند تا برتري قدرت نظامي خود را در منطقه افزايش دهند و به رخ ايران بكشند.

رژيم صهيونيستي به حزب‌الله لبنان حمله كرد تا ضمن از بين بردن حز‌ب‌الله قدرت نظامي خود را به رخ ايران بكشد. هدف حمله‌هاي نظامي امريكا و رژيم صهيونيستي تغيير نقشه منطقه غرب آسيا (خاورميانه)، تحت عناويني چون «خاورميانه بزرگ» و «خاورميانه جديد» بود. مهار ايران از جمله اهداف راهبردي مورد نظر غرب از ايجاد تغيير در نقشه خاورميانه بود. امريكايي‌ها درصدد بودند با مهار ايران و محصور كردنش در جغرافياي سرزميني خود،‌ علاوه بر انزواي منطقه‌اي و بين‌المللي با تضعيف جمهوري اسلامي و سست كردن بنيه دفاعي، راه را براي تهاجم نظامي به كشورمان به زعم خود هموار سازند. نقشه امريكا و صهيونيست‌ها و متحدان‌شان طي يك دهه گذشته اين بود، لكن در صحنه عمل اتفاقات ديگري رخ داد! طي يك دهه گذشته به اعتراف همه كارشناسان و صاحبنظران،تحولات منطقه‌ راهبردي غرب آسيا داراي دو پيامد قطعي بوده است:

1- طي يك دهه گذشته جمهوري اسلامي در منطقه با افزايش قدرت روبه‌رو شده و روز به روز با توجه به تحولات در غرب آسيا، بر نفوذ و عمق راهبردي ايران در منطقه افزوده شده است.  كارشناساني كه اين اعتقاد را دارند، ارزيابي خود را مستند مي‌كنند به افزايش قدرت حزب‌الله لبنان درپي جنگ 33 روزه به عنوان يكي از سرپنجه‌هاي قدرت نظامي ايران در منطقه، افزايش قدرت گروه‌هاي مقاومت فلسطيني به دنبال جنگ‌هاي 32 روزه، هشت روزه و 51 روزه غزه به عنوان متحدين منطقه‌اي ايران، افزايش نفوذ ايران در عراق و سوريه، تحولات شبه‌جزيره و به قدرت رسيدن انصار‌الله همسو با ايران در يمن و...

اين كارشناسان علاوه بر اين استنادات، پيشرفت‌هاي صنايع دفاعي و نظامي ايران در حوزه‌هاي مختلف را نيز مورد توجه قرار داده، از قدرت موشكي ايران به عنوان يكي از عوامل اصلي در قدرت نظامي جمهوري اسلامي ياد مي‌كنند.

2- طي يك دهه گذشته، امريكا و متحدان منطقه‌اي امريكا، روند افت قدرت را طي كرده‌اند و اين روند غيرقابل بازگشت همچنان ادامه دارد. كارشناساني كه چنين اعتقادي دارند، ارزيابي خود را مستند مي‌كنند به شكست‌هاي سنگين امريكا در افغانستان و عراق،‌ شكست‌هاي راهبردي رژيم صهيونيستي در جنگ‌هاي 33 روزه، 22 روزه و 51 روزه و شكست سنگين استراتژيك متحد اصلي امريكا در منطقه يعني رژيم آل‌سعود در يمن.

با تأمل در اين دو پيامد از تحولات يك دهه اخير در منطقه راهبردي غرب آسيا امريكاي ناتوان در حمله نظامي به ايران در گذشته با كدامين محاسبه و برآورد مي‌خواهد در آينده به ايران حمله نظامي بكند؟ آقاي اوباما بر اساس كدام واقعيت سخن از نابودي ارتش ايران به ميان مي‌آورد. آري واقعيات صحنه چيز ديگري است. رهبر حكيم و فرزانه انقلاب اسلامي حضرت امام خامنه‌اي (مدظله‌العالي)، بر اساس واقعيات موجود،‌نكته پاياني خطبه دوم نماز عيد فطر امسال را به همين رجز‌خواني‌ها اختصاص دادند و فرمودند: «يك مطلب ديگر هم كه نكته آخر است عرض بكنم؛ اين آقا- اوباما- گفته است كه مي‌تواند ارتش ايران را نابود كند. قديمي‌هاي ما اين جور حرف‌ها را «لاف در غريبي» مي‌گفتند. من نمي‌خواهم در اين زمينه چيزي بگويم، آنها كه اين حرف را خواهند شنيد اگر مي‌خواهند درست بفهمند، اگر مي‌خواهند از تجربه‌هاي خود درست استفاده بكنند بدانند، البته ما از هيچ جنگي استقبال نمي‌كنيم، ما به هيچ جنگي مبادرت نمي‌كنيم، اما اگر جنگي اينجا اتفاق بيفتد، آن كسي كه سرشكسته از جنگ خواهد شد، امريكاي متجاوز و جنايتكار است.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار