هميشه
دغدغه والدين پس از پايان سال تحصيلي اين است كه بهترين
راه را براي سرگرم کردن فرزندانشان در اين مدت انتخاب كنند. برنامه ريزي براي ايام
تابستان بچه ها دغدغه هر ساله والدين است. از يک طرف بچهها علاقمندي
هايي دارند و ميخواهند روزهايشان را با اين برنامهها پر كنند و از طرف ديگر
والدين به دنبال برنامه اي هدفمند براي ساختن آينده انها هستند. از اين رو گاهي
بچه ها ميان علاقه و تمايل خود و تصميم والدينشان
معلق مي مانند.
دغدغه اي براي سه گروه!
ما هنوز نمي دانيم براي يك تابستان خوب و مفيد براي بچه هايمان چه كار بايد انجام دهيم و چه برنامههايي داشته باشيم.داشتن يك تابستان از نظر اين سه گروه فرق دارد، اكثر دانشآموزان دوست دارند كه شاد باشند، بازي كنند و اين ايام را به تفريح، گردش و كلاسهاي سرگرم كننده سپري كنند. برخي نيز آنقدر در دنياي كتاب و درس غرق شده اند كه تصور ميكنند جز درس كار ديگري نبايد انجام دهند و همه اوقات خود را با درس ميگذرانند.
والدين هم طرز فكر ديگري دارند، هم نگران وضعيت روحي و جسمي فرزندشان و هم دلواپس دوري از درس و مدرسه آنها هستند و بايد مسيري را انتخاب کنند که از هر لحاظ به نفع فرزندانشان باشد. بچه هاي امروز ديگر مثل قديم در تابستان به فكر انجام حرفه و كار نيستند و والدين نيز تمايلي براي اين كار نشان نمي دهند، براي همين بيشتر در تلاشند كه آنها را در ناز و نعمت نگهداري كنند و حتماً برايشان برنامه ريزي خوبي داشته باشند. در اين شرايط يا خيلي مي خواهند به فرزندشان خوش بگذرد يا آنقدر آنها را تحت فشار قرار مي دهند كه از درس و مدرسه و تعطيلات تابستان دلزده ميشوند.
گروه سوم مدرسه و معلمان هستند كه به هر دو وجه قضيه نگاه ميكنند. اما در آخر ميبينيم كه بعد درس و تحصيل برايشان مهمتر است.برخي مدارس كه برنامه ريزي تحصيلي دانشآموزانشان 11 و 12 ماهه است و فرصتي ديگر براي ساير امور باقي نميماند.دانشآموزاني نيز هستند كه كل تابستان در كلاسهاي تقويتي شركت ميكنند و به خاطر اجباري بودن راهي جز شركت و حضور در كلاسها ندارند.اين سه گروه با اين اوضاع روبرو هستند و در نتيجه دانشآموز بسته به احوال، تشخيص والدين و مدرسه تابستان خود را ميگذراند.
كلاسهاي اجباري
تابستان بچهها بايد همراه با برنامههاي فوق برنامه باشد و دانشآموزان برنامههاي تفريحي و سرگرمي داشته باشند تا از حال و هواي مدرسه، امتحان و درس بيرون بيايند. درواقع اين مدت تعطيلات فرصتي براي تجديد قواي اين بچه هاست تا اول مهر با تمام توان، انگيزه و نشاط بيشتر سركلاسهاي درس حضور پيدا كنند.هرچه در اين مورد سختگيري باشد نتيجه عكس ميگيريم چون نبايد توقع داشته باشيم كه چنين افرادي اول مهر با انگيزه و اشتياق فراوان به مدرسه بيايند.
برخي والدين اصرار دارند فرزندانشان در تابستان همچنان كتابهاي درسيشان را مطالعه كنند و در كلاسهاي تقويتي شركت كنند كه اين ايده اصلا خوب نيست چون در همان دوران مدرسه دانشآموز دروس مختلف را با آرامش و تمركز ميخواند. اگر بخواهيم به غير از اين نه ماه، بارديگر در تعطيلات تابستان براي بچهها برنامهاي فشرده درنظر بگيريم بچههاي ما ناخودآگاه از درس و مدرسه دوري ميكنند و به اصطلاح زده ميشوند. مثلا فكركنيد دانشآموزي بعد از پايان امتحانات بخواهد دوباره درس زبان، رياضي و علوم يا بقيه درسهاي جديد و سخت را بخواند، براي فردي كه از نه ماه درس خواندن خسته است، چقدر ميتواند كارايي داشته باشد.
انتخاب آزاد دانشآموزان
در واقع بچهها بايد در اين مدت آزاد باشند و از اين تعطيلات به نحو احسن استفاده كنند و در كلاسهاي مختلف تفريحي و ورزشي مثل شنا، فوتبال،موسيقي و نمايش شركت كنند. شما تصوركنيد دانشآموزي دوست نداشته باشد در كلاسهاي تقويتي و جبراني شركت كند و با اكراه و از سر بيميلي در كلاس زبان و رياضي حاضر شود. در نه ماه تحصيلي اين درس ها را خوانده است و حالا دوباره مجبور باشد در تابستان نيز همين درسها را بخواند، در اين حالت دانش آموز دچار "درماندگي آموخته" مي شود. اين افراد سال تحصيلي جديد روحيهاي ندارند كه حتي آن كتاب را باز كنند و سر كلاس با خودشان تكرار ميكنند:«خدايا كي اين كلاس تمام ميشود.» گاهي اين دلزدگي باعث ميشود سر جلسه امتحان هم با وجود مطالعه زياد و مرور درسها در تابستان كارايي لازم را نداشته باشد و نتواند نتيجه خوبي بگيرد.
معمولاً مدارس غيردولتي و غيرانتفاعي در طول تابستان براي دانشآموزان طوري برنامهريزي ميكنند كه از اول تا آخر هفته سر كلاس حاضر شوند و دروس سال آينده به آنها آموزش داده ميشود. اين مدارس به خاطر مسائل مالي براي تكتك لحظات بچهها برنامه ريزي كردهاند و كلاسهاي مختلف درنظر ميگيرند. شايد اين كلاسها در روند تحصيلي دانشآموزان تاثير داشته باشد اما كلاسهاي ورزشي و تفريحي كه خود آنها دوست دارند در بالابردن روحيه و انگيزه شان تاثير بيشتري دارد.
آموزش سبك زندگي
اينكه گفته مي شود آموزش بايد پيوسته و مداوم باشد درست است اما نه در حدي كه دانشآموز ما از درس دلزده شود. درواقع كلاسهاي تفريحي، آموزشي و گروهي كه در مراكز فرهنگي، سراهاي محله، فرهنگسراها، ورزشگاهها و مساجد برگزار ميشود، خودش درس است چون آنها علاوه بر درس خواندن بايد مهارتهاي زندگي را آموزش ببينند. اين مسئله خيلي مهم است كه بچههاي ما مهارت ارتباط برقرار كردن و ارتباط با دوستان و بزرگترها را ياد بگيرند و بتوانند از عهده مشكلات خود بربيايند. در كلاسهايي كه مجتمعهاي فرهنگي برگزار ميكنند همه اين مهارت ها و نحوه سبك زندگي به بچهها تعليم داده ميشود تا در زندگي آينده شان به مشكل برنخورند.
با توجه به وضعيت تحصيلي دانشآموزان بهترين راهكار اين است كه آنها هم در كلاسهاي تقويتي شركت كنند و هم برايشان محيطي متفاوت فراهم شود تا خستگي يكسال تحصيلي را برطرف كنند و استرس درسي نداشته باشند. كلاسهايي كه به صورت دسته جمعي و در مجتمعهاي هنري و فرهنگي برگزار ميشود بهترين گزينه براي برطرف كردن خواسته دانشآموزان است.در اين كلاس مهارتهاي زيادي به آنها آموزش داده ميشود مثلاً براي بچهها اردوهاي تفريحي و گردشي درنظر ميگيرند و در اين اردوها براي آنها به صورت عملي طبيعت، گياهان، جانداران و مسائلي كه در كتابهاي درسي وجود دارد را نشان ميدهند. به نظر ميرسد كه هرچه كلاس هاي تابستاني بچه ها به سمت كارگروهي، بيرون از فضاي آموزشي، مفرح و آموزنده بروند براي آنها بهتر است و ديگر اين احساس را ندارند كه تابستان شان هدر رفته است.
توصيه براي مدارس و والدين
در وهله اول اين نكته مهم را از ياد نبريد كه بايد به علاقه و مهارتهاي دانش آموز توجه زيادي داشت.اولياي مدرس و والدين از نيازها و خواستههاي دانش آموز آگاه هستند و برهمين اساس مي توانند براي اوقات فراغت و تابستان آنها برنامه ريزي مناسب داشته باشند. بهترين پيشنهادي كه ميتوان به مدارس و معلمان داد اين است كه كلاس هاي تابستاني دانشآموزان را به سمت تفريحي،عملي و گروهي ببرند و در حد لزوم به علاقه و مهارتهايي كه دانشاموز در آن استعداد دارد اهميت دهند.اجازه دهند دانش آموز و فرزندشان با فراغ بال تعطيلات تابستان را سپري كند زيرا فشار روحي و اجبار نتيجه خوبي ندارد.اگر بر روي انگيزه و مهارتهايشان برنامه ريزي كنند آنها خود به خود سبك درست زندگي را فراميگيرند و نيازي به يادآوري و بايد و نبايدهاي دستوري نيست. در كل براي رسيدن به تفاهم در اين مورد بايد والدين و بچهها به نتيجه اي مشترك برسند و نياز و خواسته هر دو طرف درنظر گرفته شود.