يعني ركود علميقطبهاي علمي هنوز ساختار قطب پيدا نكردهاند، چراكه قطب، يك ساختار دوطرفه است كه در يك طرف، تمام امكانات، بودجه و منابع انساني در زمينه تخصصي مشخصي جمع شدهاند كه در اين صورت، طرف مقابل كه به اين همافزايي احتياج دارد براي آن سرمايهگذاري خواهد كرد و لازمه شكلگيري قطب ايجاد شبكههاي علمي است كه متأسفانه محقق نشدهاند.
در واقع ايده قطبهاي علمي در ادوار گذشته مطرح شد تا محورهاي پژوهشي اعضاي هيئت علمي به هم پيوند زده شود و همافزايي اتفاق بيفتد و به نوعي، پايگاههاي علمي براي ارتباط متخصصان حوزههاي مختلف با يكديگر و استفاده از تجربيات آنها در كشور فراهم شود اما هنگامي كه يك قطب علمي، احساس كند امكانات، بودجه و حتي شخصيت و شأن اجتماعي كه در اختيار او قرار ميگيرد به دليل تعدد قطبها، در حد قطرهچكاني است بنابراين توجه و پيگيري او هم در همان حد خواهد بود و اين به اين معني است كه وقتي بر خلاف همه دنيا، زمينههاي خاص، منحصر به فرد، قابل اتكا و مورد نياز كشور را شناسايي نكردهايم و روي آنها سرمايهگذاري نكردهايم و شاهد تعدد زيادي در زمينههاي پژوهشي هستيم به معناي آن است كه ما نميخواهيم به هيچ يك از آنها برسيم. بهترين پيشنهاد براي رونق قطبهاي علمي موظف كردن دستگاههاي اجرايي به ارتباط با شبكه قطبهاي علمي است كه بر اساس آن، هر سندي كه دولت ميخواهد ارائه دهد اگر پشتوانه توجيهي از نظر قطبهاي علمي نداشته باشد از دستور كار دولت خارج ميشود.
بنابراين اگر قطبهاي علمي، شأنيت لازم را پيدا كنند و از طرف ديگر، دستگاههاي اجرايي نيز موظف به برقراري ارتباط با قطبهاي علمي باشند، اين قطبها از ركود خارج شده و اثرگذاريهاي علمي، اقتصادي و اجتماعي خواهند داشت.
*رئيس اسبق دانشگاه علم و صنعت
و استاد مهندسي برق