مولانا ميگويد آدم بياختيار چوب ميخورد! حكايت از اين قرار است كه يك نفر بالاي درخت باغي رفته بود و دزدانه ميوه ميخورد. باغبان آمد و گفت: «از خدا شرم نميكني كه به مال مردم دست درازي ميكني؟» دزد گفت: «اينجا باغ خداست، اينها ميوههاي خدا هستند، من هم بنده خدا؛ اگر ميوهاي خوردم، خواست خدا بوده! تقصير من چيست؟ من كه اختياري ندارم.» باغبان گفت: «بيا پايين تا يك جواب منطقي به تو بدهم.» دزد آمد پايين و باغبان با چوب به جانش افتاد! دزد گفت: «چرا ميزني؟» باغبان جواب داد: «چوب خدا با دست يك بنده به پشت ديگر بندهاش ميخورد! من كه اختياري ندارم!» اينجا بود كه: «گفت توبه كردم از جبر اي عيار/ اختيار است اختيار است اختيار»
ديروز يك خبرگزاري خارجي نوشته بود: مشكل اصلي مذاكرات، بياختيار بودن نماينده امريكا و بلاتكليف بودن ديگر اعضاي 1+5 است، چون كنگره امريكا اعلام ميكند كه نتيجه مذاكرات ايران و گروه 1+5 مورد قبول آنها نيست و باراك اوباما و دولت وي ايالات متحده را در مذاكرات نمايندگي نميكنند!
مثل اينكه آنها حكايت مولانا را نخواندهاند و نميدانند آخر و عاقبت آدم بياختيار چه ميشود!
***
بعضي جاها يك نسبت معكوس بين جيب و پز وجود دارد! يعني هر چقدر جيب خاليتر باشد پز عاليتر ميشود! به دوستم گفتم: «شنيدهاي كه سردار نقدي مراسم افطار رئيسجمهور را به دليل تجملگرايي ترك كرده است؟» گفت: «آقاي روحاني كه مدام ميگويد خزانه خالي است! پس اين خرجها از كجا ميآيد؟» گفتم: «قضيه همان فرمول جيب و پز است! منتها اين فرمول يك گنجايش محدودي دارد، يعني پز از يك حدي كه عاليتر شود، معلوم است كه جيب خالي نبوده، بلكه خاليبندي شده است!»