کد خبر: 724287
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۳۹۴ - ۱۵:۲۳
بررسي آسيب‌هاي طلاق در گفت‌و‌گو با زينب سياحي، جامعه‌شناس
همه ما كم و بيش با واژه طلاق و خود اين پديده آشنا هستيم و مي‌دانيم كه چه تأثيراتي روي خانواده و فرزندان دارد.
بهنام صدقي

 تحقيقات و بررسي‌ها نشان مي‌دهند كه عامل بسياري از مشكلات فرزندان ناشي از جدايي پدر و مادر است و البته گاه فضاي مملو از تنش و نا‌آرامي كه ناشي از اختلاف پدر و مادر است عامل بروز بسياري از آسيب‌هاي روحي و رواني در فرزندان مي‌شود. با زينب سياحي، جامعه‌شناس، در‌باره عوارض و آسيب‌هاي طلاق گفت‌وگويي كرده‌ايم كه ماحصل آن را در ادامه مي‌خوانيد.

 

رشد سريع طلاق

ديدگاه و نظريات نسبت به طلاق تغيير كرده است، چراكه با طلاق راهي كه هميشه بن‌بست بود آزاد شده و زن و شوهر در صورت نداشتن تفاهم آخرين مسير كه همان جدايي از يكديگر است را انتخاب مي‌كنند. امروزه با وارد شدن زنان به عرصه كار و اشتغال دغدغه وابستگي مالي جاي خود را به استقلال مالي زنان داده و اين موضوع نيز طلاق را آسان‌تر كرده است.

مراحل طلاق

مرحله حاد اولين مرحله طلاق است. در اين مرحله كه سخت‌ترين و حادترين مرحله براي خانواده است، معمولاً دوسال و بيشتر نيز ادامه دارد. در اين مرحله خانواده آرزوها و آمال خود را متلاشي و نابود شده مي‌يابد. مرحله بعدي مرحله انتقالي است كه در آن والدين و فرزندان نقش جديد همراه با مسئوليت جديد را عهده‌دار مي‌شوند. مرحله آخر هم ثبات است كه بعد از مرحله انتقالي صورت گرفته و طرفين جداشده تعادل و ثباتي نسبي را در زندگي خود پياده مي‌كنند.

آسيب‌هاي فردي و اجتماعي طلاق

تأثيرات منفي بر فرزندان، آثار زيانبار روحي و رواني، احساس ترس و تنهايي، مشكلات اقتصادي، انزواي اجتماعي، اختلال در هويت اجتماعي و ترس از ازدواج مجدد از جمله جنبه‌هاي فردي و خانوادگي طلاق به شمار مي‌رود.

طلاق در بُعد رواني نيز موجب اختلال در هويت خانوادگي، احساس گناه و سردرگمي مي‌شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه طلاق عامل اصلي و مهمي در از بين رفتن اعتماد به نفس در بين اعضاي خانواده است. در واقع اين بي‌اعتمادي نه تنها در كودك ايجاد مي‌شود، بلكه باعث كاهش و يا از بين رفتن اعتماد به نفس زوجين نيز مي‌شود و حتي اين مشكل روحي و رواني مي‌تواند در زندگي آنها در آينده نيز تاثيرات فراواني بگذارد.

طلاق پايه‌هاي زندگي اجتماعي را به لرزه مي‌اندازد. در واقع مي‌توان گفت كه طلاق به صورت مستقيم به خوشبختي و انسجام يك جامعه آسيب رسانده و باعث از بين رفتن امنيت اجتماعي و به وجود آمدن فساد در گوشه و كنار اجتماع مي‌شود. گسترش طلاق همچنين باعث از بين رفتن روح اعتماد در بين جوانان و ايجاد ترديد براي ازدواج مي‌شود.

طلاق همچنين اثرات سوئي بر ساختار جمعيتي كشور مي‌گذارد و خانواده و ازدواج كه تنها راه تشكيل وتوليد مثل است را دچار اختلال مي‌كند. اين موضوع خود باعث آن مي‌شود فرزنداني كه بايد بار مسئوليت يك جامعه را به دوش بكشند افرادي ناتوان و بي‌مسئوليت بار مي‌آيند و اين خود به نابودي يك جامعه منجر مي‌شود.

طلاق همچنين اثراتي سوء بر اقتصاد يك جامعه باقي مي‌گذارد، زيرا زماني كه انسان از نظر روحي دچار تعارض و عدم تعادل مي‌شود نمي‌تواند مفيد و مولد باشد.

پيامدهاي طلاق براي كودكان

بزهكاري كودكان وگرايش به اعمال و رفتارهاي خلاف عرف و اجتماع، پرخاشگري كودكان و فرار از منزل و ولگردي و خيابان‌نشيني آنها، افت تحصيلي و گاه ترك تحصيل فرزندان طلاق و تمايل نداشتن به ازدواج در بين فرزنداني كه خود قرباني طلاقند، از اثرات طلاق روي كودكان است.

فرزندان خانواده‌هاي از هم پاشيده و ضربه خورده به وسيله طلاق افرادي با مشكلات متعدد روحي، رواني و اجتماعي هستند و براي اينكه بتوانند خود را با شرايط به وجود آمده وفق دهند، طي بررسي‌ها حدود پنج سال به طول مي‌انجامد تا با اين مسئله كنار بيايند، اما آثار آن شايد در تمام طول زندگي همراهشان باشد. معمولاً كودكاني كه از طلاق به جاي مانده‌اند به يكباره شاهد جدايي پدر و مادر خود نبوده‌اند بلكه اين فرايند ناخوشايند مدت‌هاي طولاني خانواده و به خصوص كودكان را در برگرفته كه نهايتاً به بن‌بست مي‌رسد.

تحقيقات نشان مي‌دهد بيشتر جرائم و جنايت‌هاي اجتماعي توسط فرزندان طلاق صورت گرفته است. آنها كه از حمايت هردو ستون خانواده و گاه يكي از آنها محروم مي‌شوند بسيار شكننده شده و به سادگي در دام گروه‌ها و افراد ناسالم جامعه مي‌افتند.

زنان شكننده‌ترند

بعد از طلاق واكنش‌ها به اين قضيه در افراد و همچنين در زنان و مردان متفاوت است. معمولاً بعد از طلاق شخص خود را در پوچي مي‌بيند و اعتماد به نفسش را از دست مي‌دهد. مردان معمولاً به طلاق مانند اتفاقي كه ناگهان رخ داده است نگاه مي‌كنند و زنان آن را پايان يك عمر زندگي مشترك و واقعه‌اي جبران ناپذير مي‌انگارند. در اين بين اين زنان هستند كه به خاطر طبيعت ظريف و احساسي دچار شكست و گسل شده و از اين جدايي آسيب‌هاي بيشتري را متحمل مي‌شوند.

راه‌حلي مغبوض

اسلام دين همدلي و پيوند بين اعضاي خانواده است و به شدت طلاق را مورد مذمت و نكوهش قرار مي‌دهد. اسلام ديني است كه آزادي و آسايش انسان در زندگي را بسيار با ارزش مي‌داند در نتيجه برخلاف ديگر اديان هيچ‌گاه راضي نمي‌شود كه فرد در عذابي سخت به سر ببرد، در نتيجه طلاق را كه از جانب خداوند به شدت مغبوض شده است را چاره‌اي براي راحتي از مسائل و مشكلات موجود در پيوند زناشويي قرار داده است.

از ديد اسلام وقتي سخن از طلاق به ميان مي‌آيد عرش به لرزه مي‌افتد و اين سخن شدت مغبوض بودن طلاق را در پيشگاه حق تعالي نشان مي‌دهد. در واقع از نظر اسلام طلاق آخرين راه براي پايان دادن به يك زندگي مشترك است كه زن و شوهر ديگر نمي‌توانند در آن حضور داشته باشند و اين اجازه طلاق در اسلام به خاطر جلوگيري از بسياري از مشكلاتي است كه ممكن است در خانواده پيش بيايد.

در دين مبين اسلام كه ديني چند بعدي است و در آن تمام جوانب زندگي انسان مورد توجه و دقت قرار گرفته به مسئله پيوند زناشويي و تشكيل خانواده تأكيد فراوان شده است. در نتيجه به مسئله طلاق به عنوان آخرين راهكار براي قطع اين پيوند اشاره مي‌كند، به همين منظور قوانين و مقررات و احكامي براي جلوگيري از طلاق صادر شده كه مانع از آن است كه به صورت احساسي و آني صورت گيرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها