کد خبر: 722330
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۶
قاسم غفوري

20 خرداد ماه 1393 غرب آسيا با تحولاتي بس مهم همراه گرديد و آن اعلام تسلط گروه‌هاي تروريستي با محوريت داعش بر موصل عراق بود. منطقه‌اي که مهمترين پايگاه‌هاي نظامي عراق را در خود داشته و مسلما بايد در برابر چند صد تروريست مقاومت مي‌کرد اما نه تنها چنين امري روي نداد بلکه در مدت کوتاهي داعش بر موصل مسلط و از آن نقطه پيشروي خود را براي تسلط کامل بر عراق آغاز نمود. اکنون يک سال از آن دوران مي‌گذرد و عراق همچنان شاهد دوراني حساس مي‌باشد که نه تنها بر سرنوشت اين کشور بلکه بر کل منطقه تاثيرگذار خواهد بود. بررسي کارنامه يک ساله عراق داراي چند بعد مي‌باشد که درسهاي بسياري را به همراه دارد.

نخست آنکه تحولات عراق نشان داد که هر زمان وحدت و يکپارچگي ملي اساس رفتاري قرار گيرد دستاوردهاي بسياري براي آنان خواهد داشت و هر زمان خللي در آن ايجاد گردد جز بحران و تباهي حاصلي ندارد. به عنوان مثال حضور تروريستهاي داعش در موصل زماني رقم خورد که تحت القاهاي غرب و ارتجاع عربي، سران اقليم کردستان از همکاري با دولت مرکزي خودداري کرده و برخي جريان‌هاي اهل سنت نيز به جاي رويکرد ملي‌گرايانه اهداف فردي و گروهي را اولويت قرار دادند که نتيجه آن نابساماني سياسي در تشکيل پارلمان و دولت و نفوذ بعثي‌ها در ارتش بود که در نهايت فاجعه موصل و پيش‌روي تروريستهاي بعثي ـ تکفيري را رقم زد.

نکته قابل توجه آنکه با رويکرد منطقي جريان‌هاي سياسي شيعه، سني و کرد به حل چالشها و ايجاد جبهه واحد و البته ورود مردم به صحنه مبارزه با تروريسم، عراق در مسير ثبات سياسي و به پشتوانه آن دستاوردهاي کلان در سرکوب تروريسم قرار گرفت که آزاد‌سازي تکريت از تروريستها نمود عيني آن است. پيامدهاي منفي تفرقه را در تحولات اخير الرمادي و الانبار مي‌توان مشاهده کرد که برخي اختلافات سياسي و به حاشيه رانده شدن نيروهاي مردمي به عنوان نمادي از وحدت ملي زمينه‌ساز تکرار سلطه داعش بر اين مناطق شد.


کارنامه يک ساله عراق


دوم آنکه در تحولات عراق يک نکته بسيار مهم مشاهده مي‌شود و آن نقش و جايگاه مرجعيت ديني در حراست از تماميت ارضي کشور و اتحاد و يکپارچگي ملي است. از همان ابتدا پيشروي داعش، مرجعيت ديني از شيعه و سني فتواي جهاد کفايي براي مبارزه با تروريسم و حراست از تماميت ارضي کشور را بيان فرمودند. پاسخ جامعه عراق بسيج ميليون نفر از شيعه و سني و حتي ساير اديان براي حمايت و همراهي از ارتش بود به گونه‌اي که نتيجه آن عقب راندن تروريستهاي بعثي ـ تکفيري و آزاد‌ي بسياري از مناطق بود.

اهميت موضوع از آن جهت است که آمريکايي‌ها در طول 8 سال حضور در عراق تلاش بسيار داشتند تا فرهنگ ديني و اعتقادي را از اين کشور برچينند و به نوعي سکولاريسم و لائيک را ترويج نمايند. لبيک مردم به فتواي مرجعيت ديني شکست اين طراحي و پايبندي مردم به ارزش‌هاي ديني و اعتقادي را نشان داده که شکستي سخت براي دشمنان عراق و اسلام بوده است. نکته مهم ديگر آنکه اين مسئله نشان داد با تکيه بر ارزشهاي ديني و اعتقادي از جمله فرهنگ شهادت و ايثار که از آموزه‌هاي اصلي ديني است مي‌توان بر مشکلات پيروز و دشمنان را از ميانب رداشت.

اهميت اين موضوع را زماني بيشتر مي‌توان دريافت که کشورهاي غربي براي مقابله با نقش مرجعيت ديني در بسيج مردمي ضمن ايجاد فضاي منفي عليه نيروهاي مردمي تلاش نمودند تا نقش غرب را در ايجاد وحدت و يکپارچگي عراق برجسته سازند تا مانع از آگاهي جهاني از نقش اسلام و دين در وحدت ملي و مبارزه با دشمنان بشريت گردند.

سوم آنکه در باب مولفه‌اي بيروني در قبال عراق دو ديدگاه کاملا متفاوت را مي‌توان مشاهده کرد. در يک سوي معادله جبهه مقاومت با محوريت جمهوري اسلامي ايران قرار دارند که در طول يک سال اخير تمام ظرفيت‌هاي خود براي کمک به ملت و دولت عراق در مبارزه با تروريسم کار گرفته‌اند. جبهه مقاومت در کنار کمکهاي مستشاري و تسليحاتي عراق تلاش نمود تا در سراسر منطقه با تروريسم مبارزه نمايد و در صحنه جهاني نيز حمايت‌هاي سياسي و معنوي گسترده‌اي از عراق داشته تا مکمل‌هايي براي مبارزه مردم و ارتش عراق با تروريسم باشد. مقامات عراقي حتي در اقليم کردستان بارها اذعان کرده‌اند که اگر کمکهاي جبهه مقاومت بويژه جمهوري اسلامي ايران نبود تاکنون عراق در دستان داعش بود.

آنها رسما از عدم تحقق تعهدات غرب به عراق گفته‌اند. در طرف ديگر جبهه ديگر جبهه غرب با محوريت ائتلاف مبارزه با داعش با فرماندهي آمريکا قرار دارد. کارنامه يک ساله اين ائتلاف نشان مي‌دهد که از يک سو به تعهدات خود براي فروش تسليحات به عراق براساس توافق‌نامه استراتژيک بغداد ـ واشنگتن خودداري کرده‌اند و از سوي ديگر در عمليات‌هايي که انجام داده‌اند به جاي بمباران و مقابله با داعش، ارتش و نيروهاي مردمي را هدف قرار داده‌اند.

نکته قابل توجه آنکه آمريکايي‌ها و انگليسي‌ها به جاي حمايت از يکپارچگي عراق، تجزيه اين کشور به سه منطقه شيعه، سني و کرد را راهکار خروج اين کشور از بحران عنوان داشته‌اند. جالب توجه آنکه کنگره آمريکا بودجه نظامي براي کمک به عراق را مشروط به تجزيه اين کشور به سه منطقه نموده است. گزارش‌ها نشان مي‌دهد که ريشه اصلي ورود داعش به عراق نارضايتي آمريکا از حضور مردم در انتخابات، و تشکيل دولتي مردمي بود که با ايجاد بحران امنيتي به دنبال مقابله با آن بوده‌اند. حمايت‌هاي آمريکا از گروه‌هاي تروريستي در سوريه به بهانه تقويت معارضان ميانه‌روي سوري و عدم مقابله اين کشور با ترکيه، رژيم صهيونيستي و ارتجاع عربي به عنوان برهم‌زنندگان امنيت عراق و منطقه بعد ديگر نقش‌آفريني غرب در بحران‌سازي در عراق است.

آنچه جهانيان اذعان دارند آن است که آمريکا و متحدانش وضعيت کنوني عراق را وضعيت مطلوب خود دانسته و بر استمرار آن تاکيد دارند.

به هر تقدير مي‌توان گفت که کارنامه يک ساله عراق نشانگر يک اصل مهم است و آن اينکه راهکار عراق براي رسيدن به پيروزي نهايي تکيه بر وحدت و يکپارچگي حول محور مرجعيت ديني و انديشه‌هاي اسلامي است که حلقه تکميلي آن بهره‌گيري از حمايت‌هاي مقاومت منطقه و دوري از وعده‌هاي پوچ و واهي غرب است که آينده‌اي روشن و پيروزي را براي عراق رقم خواهد زد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار