
يعني هر وقت فرصتي پيش ميآمد، علي آقا مداد كوچكي را كه پشت گوش گذاشته بود، برميداشت و داخل صفحات قرآني را كه هميشه همراهش بود، ضربدر ميزد. واقعاً نميدانستيم چه كار ميكند؟ اما ميدانستيم از حداقل وقت خودش بيشترين استفاده را ميكند. قرآن او كم نظير بود و من آرزو داشتم نمونهاي از آن را پيدا كنم.
روزي پرسيدم:«اين ضربدرها چه مفهومي دارد؟» ميگفت:«چيزي نيست».
اصرارم را كه ديد، گفت:«سه تا آيه انتخاب ميكنم و ضربدر ميزنم. دور اول را كه شروع و تمام كردم، ضربدري هم در حاشيه ميگذارم تا تعداد دفعات تلاوت مشخص شود. در آخر، ضربدرها را ميشمارم و زمانبندي ميكنم كه طي چند دور تلاوت، موفق به حفظ سوره شدهام. نميدانم چند دور اين كار را انجام داده بود، اما در گفتوگوها معلوم بود كه حافظ قرآن است.