کد خبر: 721123
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۶
خاطرات و ادعاهاي نورالدين كيانوري از منظري ديگر
دكتر عبدالحسين مستوفي

 

هموطن ايراني من، نوشته‌اي كه از آن سخن مي‌رانم را، در جواب ترهاتي به نام خاطرات نورالدين كيانوري و نوشته‌هاي ساير سردمداران و تعزيه‌گردانان حزب خائن توده، با قرار كتبي گردانندگان آن ننوشته‌ام كه با ايضاحات مستند نويسندگاني مانند بزرگ علوي، دكتر انور خامه‌اي، خليل ملكي و دكتر فريدون كشاورز كه خود در متن حديث بوده‌اند و اعترافات و اقارير كتبي مكرر اندر مكرر همه تعزيه‌گردانان حزب بدون استثنا كه تشكيل حزب و جهت حركت و گردانيدن آن صرفاً اجراي مأموريتي جاسوسي و مزدوري تحت نظارتي و تعليم مستقيم علي‌الدوام از طرف مأموران سفارت شوروي در تهران يا عوامل آن دولت در باكو و مسكو به‌منظور جلوگيري از تشكيل يك پايگاه ملي محكم و قوي در حركات اجتماعي ملت ايران در استقرار دموكراسي و آزادي و حفظ و تحكيم مباني استقلال اقتصادي، اجتماعي و سياسي با استفاده از برداشته شدن اجباري كابوس خفقان و سلطه استبدادي از جامعه ايراني به حكم جوّ بين‌المللي و تخريب اين پايگاه و توطئه و دسيسه‌چيني براي بدنام كردن و تضعيف مراكز حركات ملي، محركان و مدافعان حركات ملي، رهبران و مجريان سياست ملي‌گرايي و به زير سلطه استبداد كمونيسم بين‌المللي كشاندن ملت و دولت ايران مانند ملت‌ها و كشورهاي لهستان، چكسلواكي، مجارستان، بلغارستان و. . . به عامليت جاسوسان و مزدوران سابقه‌داري همچون عبدالصمد كامبخش، رضا روستا و ديگران برابر اسناد موجود بوده، واضح و روشن است و نيازي به بحث و اثبات ندارد، بلكه آن را به تأسف و تأثر عميق از نوشته‌هاي نويسندگاني چون مسعود بهنود كه خود سابقه آلودگي سياسي، اجتماعي و بدنامي نداشته است و افراد خوشنامي در جامعه هستند و تلقي انحرافي آنان از حركات مأموريتي حضرات مهره‌ها و قصد القايي آنان براي احياي ريگ مرده و جنازه متعفن مدفون و نجات از ننگ بدنامي حزب خائن توده و دفاع از آن و اعمال ننگين و خائنانه گردانندگان آن به اعلام كتبي خودشان و سعي در تبديل نقش جاسوسي، مزدوري و خيانت آن و سردمداران آن به ملت و جامعه ايراني به نقش رسالت تاريخي و اجتماعي و نقش خدمتگزاري و رسالت علمي و روشنفكري و رسالت ملي براي يك عده جاسوس و وطن‌فروش، بي‌سواد و بيگانه‌پرست و لزوم تذكار تكراري سوابق ننگينشان براي توجه و اطلاع نسل جوان كه از لحاظ زماني دور از واقعه و بالطبع بي‌خبر از آن بوده‌اند و هستند و در معرض تأثرات انحرافي القايي و به احتمال پذيرفتن القائات خطاي اشتباهي افرادي مانند مسعود بهنود هستند، نوشته‌ام كه به حكم قطعي وظيفه ملي، اجتماعي و انساني مني كه حتي قبل از وقوع حوادث بين‌المللي سوم شهريور 1320 و پس از آن و پيش از تشكيل حزب توده مطلع از همه وقايع و بعد از تشكيل حزب توده نيز از نزديك ناظر تمامي وقايع و بازي‌ها و باخبر از حوادث پشت پرده و تماشاگر نمايش آشنا به تروك و نحوه اجراي نقش بازيگران و در داخل طوفان و در حال مبارزه همه‌جانبه با آن بوده‌ام، اگر امروز اين توضيحات را ندهم مرتكب اهمال و قصور در انجام وظيفه ملي، اجتماعي و انساني و در پيشگاه ملت ايران، نسل جوان و نسل‌هاي آتي خواهم بود.

متأسفانه چون اين نوشته برخلاف انتظار، قانون و سيره مطبوعاتي مورد توجه مدير مجله آدينه قرار نگرفت و آن را در مجله چاپ نكرد، اجباراً براي اطلاع عموم و نسل جوان آن را به شكل جزوه‌اي چاپ مي‌كنم و در اختيار ملت ايران مي‌گذارم كه خداوند ملت ايران را از شر دسايس و توطئه‌هاي شوم بيگانگان و بدتر از بيگانگان عوامل داخلي آنان و بدتر از همه اعمال اشتباهي خطاكاران حفظ كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها