کد خبر: 719319
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۵:۴۸
نظري ديگر بر واقعه كودتاي سرلشكر محمدولي قرني عليه رژيم شاه
سرهنگ غلامرضا نجاتي

كودتاي سرلشكر محمدولي قرني عليه رژيم شاه در اواسط دهه 1330 (1950) يكي از پيامدهاي كودتاي 28 مرداد به شمار مي‌رود. درك علل و موجباتي كه سرلشكر قرني يكي از فعالان كودتا و از معدود افسران مورد توجه و اعتماد محمدرضاشاه را كه در رأس ركن دوم ستاد ارتش قرار داشت و به منزله چشم و گوش شاه بود، به فكر تغيير حكومت و در نهايت كودتا عليه رژيم شاه انداخت، مستلزم نگرشي هر چند كوتاه درباره اوضاع سياسي و اقتصادي ايران طي ماه‌هاي اول بعد از كودتاست. اين بررسي به لحاظ استفاده از اسناد و مدارك دولتي امريكا و انگليس كه در سال‌هاي اخير به‌تدريج از طبقه‌بندي سري خارج مي‌شود و در دسترس پژوهشگران قرار مي‌گيرد و نيز در جهت روشنگري بيشتر زواياي تاريك تاريخ معاصر ايران، به‌خصوص موضوع مورد بحث ما، كودتاي سرلشكر قرني حائز اهميت است.

دكتر مارك جي. گازيوروسكي (Dr. M. J. Gasiorowski) استاد علوم سياسي دانشگاه لوئيزيانا و نويسنده كتاب «ماجراي كودتاي سرلشكر قرني» از پژوهشگراني است كه پيرامون روابط امريكا با كشورهاي جهان سوم، به‌ويژه ايران بررسي و تحقيق مي‌كند. نخستين اثر او كودتاي 28 مرداد 1332 بود كه به عنوان رساله دكتراي وي در سال 1978 در مجله بين‌المللي مطالعات خاورميانه انتشار يافت. (1) كار ديگر او كتابي تحت عنوان نه شرق، نه غرب: ايران، اتحاد جماهير شوروي و ايالات متحده امريكاست كه با همكاري خانم نيكي كدي در سال 1990 منتشر شد. كتاب ديپلماسي امريكا و شاه كوشش ديگر تحقيقاتي گازيوروسكي درباره چگونگي مداخلات ايالات متحده امريكا در ايران و پيامدهاي آن در دوران سلطنت محمدرضاشاه به شمار مي‌رود. (2) دكتر گازيوروسكي در ميان پژوهشگران غرب ويژگي‌هاي خاصي دارد. عمده تحقيقات او در‌باره رويدادهاي سياسي ايران از دهه 1320 تاكنون است و يكي از كارشناسان برجسته مسائل ايران و خاورميانه محسوب مي‌شود. او برخلاف اغلب محققان و نظريه‌پردازان غربي و شرقي، به‌خصوص امريكايي‌ها و فارغ از حسابگري‌هاي سياسي روز براي شناخت صحيح واقعيت‌ها ماجرا را به آزمايشگاه ديالكتيك مي‌كشاند. در اين رهگذر سياست دولت امريكا را زير سؤال مي‌برد و در بسياري از موارد در انتقاد از عملكرد سياسي مقامات امريكايي ترديد به خود راه نمي‌دهد. وي در باره آثار و پيامدهاي كودتاي 28 مرداد 1332 چنين مي‌نويسد: «كودتاي 19 آگوست 1953 در ايران كه با حمايت ايالات متحده امريكا انجام شد، در مقام يكي از حوادث مهم تاريخ جهان پس از جنگ جهاني دوم در آمده است. اين كودتا حكومت دكتر مصدق، آخرين رژيم دموكرات‌منش و مردمي را كه در ايران به وجود آمده بود، برانداخت و رژيم ديكتاتوري جايگزين آن همه فعاليت‌هاي سياسي جامعه را سركوب كرد. تنش حاصل از اين نظام سهم بسزايي در تكوين انقلاب سال 1357 ايران داشت. اگر مصدق سرنگون نشده بود، شايد انقلابي هم رخ نمي‌داد...» مؤلف كتاب ديپلماسي امريكا و شاه در تحليل سياست وابستگي شاه به واشنگتن و نتايج آن در دوران انقلاب مي‌گويد:«... پيش از انقلاب بسياري از ايرانيان دقيقاً از نقش امريكا در پابرجايي و تقويت رژيم شاه آگاه بودند و اين موضوع سبب مي‌شد پادشاه خود را شاه امريكايي بخوانند و به انقلاب چهره‌اي بسيار ضد‌امريكايي بدهند، ولي هيچ‌كدام از بررسي‌هايي كه در باره علت بروز انقلاب ايران صورت گرفته يا در زمينه سياست خارجي امريكا نسبت به ايران به عمل آمده، اثر روابط امريكا و ايران را بر سياست داخلي ايران به‌روشني تحليل نكرده است.» كتاب كودتاي قرني از جنبه روش تحقيق در نوع خود آموزنده است. مؤلف برخلاف آن دسته از نويسندگاني كه با تحريف حقايق و افسانه‌پردازي‌هاي عوام‌پسند سعي دارند رويدادها را در راستاي مقاصد خود تفسير كنند، نظريات خويش را بر پايه جهان‌بيني علمي پياده كرده و نشان داده است چگونه مي‌توان واقعيت‌هاي تاريخي را با استناد به مدارك و شواهد معتبر ارائه كرد. مطالعه اين كتاب كه روشنگر بخشي از زواياي پنهان تاريخ معاصر ايران است، براي عموم، به‌خصوص جوانان بسيار مفيد خواهد بود.

پي‌نوشت‌ها:

(1) اين رساله به وسيله نويسنده اين مقاله ترجمه و در سال 1369 از طرف شركت سهامي انتشار منتشر شده است.

(2) اين كتاب به ترجمه آقاي جمشيد زنگنه در سال 1371 به‌وسيله مؤسسه خدمات فرهنگي رسا انتشار يافت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها