در اين حالت ميتوانيم بگوييم كه ضرورت و اضطرار باعث انجام اين كار شده است. بنابراين در ضرورت اراده به طور كامل وجود دارد و فرد به خاطر اينكه از خطري كه تهديدش ميكند، فرار كند، دست به ارتكاب جرم ميزند.
براي اينكه فردي كه مرتكب جرم ضروري ميشود بتواند از حالت ضرورت استفاده كند، بايد خطري كه او را تهديد ميكند، داراي شرايط زير باشد:
- خطر بايد شديد باشد مانند آتشسوزي، سيل و زلزله، طوفان و مانند اينها كه حالت تهديدكننده داشته باشد. پس هر كس در اين مواقع براي حفظ جان يا مال خود و ديگري مرتكب جرمي شود، مجازات نميشود.
- خطر بايد واقع شده باشد يا قريب الوقوع باشد. پس نميتوان به دليل وقوع خطري كه در آينده قرار است اتفاق بيفتد بر حسب ضرورت مرتكب جرمي شد.
- عكسالعمل بايد متناسب با خطر باشد، بنابراين نميتوان براي حفظ مال، مرتكب قتل شد.
- خطر عمداً ايجاد نشده باشد.
- اگر دفع خطر به شكلي ديگر ممكن باشد، طوري كه جان يا مال شخصي ديگر در معرض خطر قرار نگيرد، بايد از آن طريق اقدام شود.