
بنابراين دو نفر كه قصد ازدواج دارند بايد اين مسير طولاني را پيشبيني و براي آن برنامهريزي كنند. اما به راستي براي يك ازدواج موفق بايد چكار كرد؟
جمعيتشناسان سالهاي اول ازدواج را از مشكلترين دورانهاي سازگاري ميدانند. بالاترين آمارها مربوط به پنجسال اول زندگي است و همانطور كه ميدانيم آمار طلاق در كشور ما بسيار بالا رفته است. براي يك ازدواج موفق بايد علاوه بر عشق، عقل و منطق نيز سهيم باشند و زن و مرد تنها با اتكا به احساس اقدام نكنند و با لحاظ كردن تمام مسائل اعم از اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تصميم به ازدواج بگيرند. در اين مورد بايد با روانشناس و مشاور نيز مشورت كنند، چراكه مشاورههاي پيش از ازدواج ديد وسيعي به افراد ميدهد و باعث افزايش دقت نظر آنها در رابطه با تفاوتها و مشتركات بين خود شده و در نتيجه با ديدي باز و عاقلانه وارد ازدواج ميشوند. در غير اين صورت ازدواج به سرانجام خوبي نخواهد رسيد.
زوجين بايد ياد بگيرند كه علاوه بربرنامهريزي براي جشن و مراسمشان براي سالهاي بعد از جشن ازدواج هم برنامهريزي داشته باشند و براي زندگي مشتركشان اهدافي را تعيين و در مسير آن اهداف حركت كنند، اما ميبينيم كه اكثر جوانها اين مهم را رعايت نميكنند و از آن غافلند. تازه بعد از ازدواج به جدل بر سر اختلافهايي كه بر سرشان تفاهمي نكردند بر ميخيزند و با يكديگر همكاري نميكنند چون با هم توافقي نكردهاند.
به عقيده روانشناسان و صاحبنظران ازدواجي موفقتر است كه در آن تفاهم، اعتماد، همكاري و توافق وجود داشته باشد. وجود اين چهار عامل باعث ميشود مسير حركت در زندگي مشخص باشد و اين موجب آرامش زوجين در زندگي شده و در نهايت اين آرامش سبب پيداش عشق و علاقه ميشود.
رضوان ميرزايي، روانشناس باليني و عضو انجمن روانشناسي ايران ميگويد: عشقهايي كه بعد از ازدواج به وجود ميآيند را فراوان ديدهايم كه بسيار هم با دوام هستند اما ازدواج رابطهاي پيچيده است كه علاوه بر نياز آن به آموزش رفع اين پيچيدگي، مستلزم يادگيري برخي اصول و تكنيكها نيز است.
با هم بودن ضمن تمايزيافتگياين كارشناس ارشد روانشناسي ميافزايد: زوجين با اينكه در كنار هم زندگي ميكنند ياد بگيرند هويت خود را حفظ كنند. زندگي سالم به اين صورت نيست كه زوجين هميشه با هم باشند، يك جور فكر كرده و يك جور عمل كنند، چون اگر به اين صورت باشد انگار ما داريم با كپي شدههاي خود زندگي ميكنيم و اين كاملاً اشتباه است.
نكته مهم در اينجا تمايزيافتگي در مقابل با هم بودن است. در كنار اينكه زن و شوهر بايد با هم و هماهنگ باشند، بايد در ميان آنها تمايز يافتگي نيز وجود داشته باشد، به اين معنا كه فرد در اين رابطه هويت خود را از دست ندهد و اينطور نباشد كه كاملاً هماهنگ با احساسات، نظرات، عقايد و رفتارهاي زوج مقابل پيش برود، به طوري كه خودش را فراموش كند.
اين سبك از زندگي سالم نخواهد بود، چراكه وابستگي افراطي ايجاد ميكند. اين موضوع كه يك نفر هميشه تصميم گيرنده باشد در زندگي مشترك خستگي ايجاد كرده و زندگي را به سمت و سوي طلاق عاطفي ميكشاند. ما بايد ياد بگيريم كه دو قالب هستيم با دو روح متفاوت كه تصميم گرفتهايم با هم زندگي كنيم، در كنار هم باشيم، با يكديگر مشورت و همكاري داشته باشيم و با هم كار و تفريح كنيم.
توافق و تفاهمرضوان ميرزايي با اشاره به اينكه از ديگر اصولي كه يك زوج براي موفقيت در زندگي و داشتن يك خانواده سالم بايد رعايت كنند، اصل توافق و تفاهم با يكديگر است، اظهار ميكند: زوجين از همان ابتداي زندگي بر سر مسائل مهم زندگي همچون كار، تحصيل، مسائل مالي، تولد، تربيت فرزندان، معاشرت و... بايد با يكديگر توافق كنند و از همان ابتداي زندگي مشترك چارچوب روشني را براي زندگيشان مشخص كرده و بر همان توافق استوار باشند.
نكته ديگر تفاهم است. تفاهم عبارت است از توانايي تحمل تفاوتها. همانطور كه ميدانيد رسيدن به تفاهم در زندگي بسيار مهم است. ما بايد اين نكته را درك كنيم كه دو انسان شبيه به يكديگر نخواهند بود. در زندگي مشترك بايد گذشت وجود داشته و تفاوتهاي يكديگر را بپذيريم نه اينكه با آنها مقابله كنيم تا فرد مقابل را شبيه خودمان كنيم. اين يك اشتباه است كه متأسفانه بعضي از زوجين آن را مرتكب ميشوند كه مسلماً نتيجه خوبي نخواهد داشت.
تقسيم مديريت بر اساس شايستهسالاريوي ادامه ميدهد: منظور ما از تقسيم قدرت، تقسيم كار نيست. زن و مرد هر دو انسانهاي شايسته تكريم و ارزشمندي هستند. بايد مسئله مردسالاري و زن سالاري را كنار بگذاريم و اين ديدگاه را جايگزين كنيم كه زن و مرد هر دو قابل احترام هستند.
زن و مرد بايد هميشه با مشورت يكديگر تصميم بگيرند. البته اين نكته فراموش نشود كه مشورت با فرزندان بسيار مهم و يك نكته تربيتي است. مثلاً والدين ميتوانند در مورد يك سفر با فرزندانشان مشورت كنند اما در نهايت تصميمات كلان را زن و شوهر بايد بگيرند. اين روانشناس اظهار ميدارد: نكتهاي كه زوجين بايد ياد بگيرند رعايت اصل شايستهسالاري است. يعني زوجين توافق كنند بر اساس شايستهسالاري و توانايي هر يك از آنها در هر يك از امور تقسيم قدرت كنند. مثلاً اگر در مديريت مالي هر كدام از زوجين بهتر عمل ميكنند او مديريت را بر عهده بگيرد. در اين تقسيم قدرت بايد مبناي ما تواناييها باشد.
البته روانشناسان و صاحبنظران اين حوزه شايستهسالاري مطلق را رد ميكنند، چراكه هر كدام از زوجين ميتوانند در زمينه خاصي شايستهتر باشند. نكته مهمي را هم كه زوجين بايد رعايت كنند اين است كه در بحث تقسيم قدرت نبايد زوج مقابل را تحقير كنند.
به گفته ميرزايي، زن و شوهري در زندگي مشترك موفق هستند كه همواره با احترام و تكريم با يكديگر برخورد كنند. اين احترام و تكريم نه فقط براي همسر بلكه مشمول خانوادهها هم ميشود. تكريم و احترام باعث احترام متقابل شده و حس همكاري را بالا ميبرد، حتي بر تربيت فرزندان هم بسيار اثرگذار است. وقتي والدين به يكديگر احترام ميگذارند و با هم مشورت و همكاري ميكنند، قطعاً فرزندان هم ياد ميگيرند و به والدين احترام ميگذارند و با آنها مشورت و همكاري ميكنند. نكته ديگر اينكه سعي كنيد هميشه از همسرتان قدرداني كنيد و نشان دهيد كه براي شما ارزشمند است و قدردان او هستيد. اين قدرداني ميتواند با يك كلمه باشد.
رعايت اين نكات مهم و كليدي بدون شك رمز موفقيت زوجين در زندگي مشترك است.
ممنون خوب بود