ارتش واحد عربي واژهاي است که اين روز محافل رسانهاي و سياسي غربي و عربي به کرات به آن ميپردازند و تلاش دارند تا چنان عنوان نمايند که ارتش مقتدر در حمايت از ملتهاي عربي در حال شکلگيري است.
ارتشي به ادعاي برخي از سران عرب براي مقابله با ايران تشکيل ميشود تا عزتمداري وغرور را به کشورهاي عربي بازگردانند. براساس همين ادعاها نيز نشست وزراي سياسي و نظامي کشورهاي مذکور چهارشنبه سوم ارديبهشت در قاهره ملاقات کرده تا زمينهساز تشکيل چنين ارتشي باشند.
تلاش رسانهاي براي معرفي اين ارتش به عنوان ارتشي فعال که توان انجام عملياتهاي گوناگون را دارد در حالي صورت ميگيرد که در باب اهداف واقعي تشکيل چنين ارتشي و اينکه آيا واقعا توان اجراي ادعاهايش را دارد، ابهاماتي بسياري وجود دارد. براي پي بردن به اهداف و ظرفيتهاي ارتش عربي بررسي تحولات منطقه امري قابل توجه است.
نخستين و مهمترين مسئله آن است که کشورهاي عربي در حوزه نظامي و تسليحات داراي خودکفايي نميباشند و البته به آمريکا، ا نگليس، آلمان و فرانسه هستند. بسياري از آنها صرفا پرداختکننده پول تسليحات و نگهدارنده آنها هستند و اين ارتشهاي غربي هستند که در لواي مستشار نظامي از اين تسليحات برخوردار ميشوند.
دوم رفتارهاي کشورهاي عربي در قبال تحولات سوريه، لبنان و فلسطين قابل توجه است. در طول 4 سال اخير به قاطعيت ميتوان گفت که ارتش واحد عربي البته با همراهي ترکيه، صهيونيستها و آمريکا در منطقه عليه سوريه شکل گرفته است. آنها با حمايت از گروههاي تروريستي و حتي بمباران سوريه و لبنان در لواي نام ائتلاف ضدداعش آمريکا عملا بر سرکوب جريان حامي فلسطين در منطقه ميپردازند.
به اذعان جهانيان حذف سوريه و حزبا... و موضعگيري عليه جمهوري اسلامي اقدامي عليه فلسطين و درچارچوب تحقق خواستههاي صهيونيستها است. ارتش عربي عليه سوريه به بهانه حمايت از مردم اين کشور در حالي فعال بوده که همين کشورها در برابر جگ 50 روزه غزه راه سکوت در پيش گرفته و از حمايت از فلسطينيان خودداري کردند. برخي گزارشها نشان ميدهد تعدادي از اين کشورها رسما به حمايت تسلحيات و مالي از رژيم صهيونيستي پرداختهاند .
نکته نهايي تحولات هفتههاي اخير يمن است.عربستان در حالي اين کشور را آماح حملات گسترده قرار داده که ائتلافي از کشورهاي عربي از مصر و اردن گرفته تا امارات و بحرين و کويت آن را همراهي ميکنند. عملا ائتلاف عربي شکل گرفته است و در حال پس دادن آزمون خود در يمن ميباشند. با توجه به اين تحولات ميتوان گفت که ارتش واحد عربي داراي دو شاخصه ميباشد. اولا هيچ ارادهاي براي حمايت از فلسطين ندارد چنانکه محور آن را مقابله با مقاومت تشکيل ميدهد. ثانيا اين ارتش از سوي کشورهايي تشکيل ميشود که مطيع و دست پرورده آمريکا ميباشند. براين اساس سياست آنها براساس مطالبات آمريکا در چارچوب حفظ منافع آمريکا و رژيم صهيونيستي خواهد بود.
با توجه به اين شرايط بايد گفت که هدف ارتش عربي نه حمايت از مردم عرب بلکه کشتار آنان خواهد بود چرا که آمريکا و رژيم صهيونيستي بيداري ملتهاي عرب و همراهي آنان با مقاومت و فلسطين را مغاير با خواستههاي خود ميدانند و براي سرکوب آن به هر ابزاري چنگ ميزنند چنانکه نمونه آن را در کشتار مردم يمن در جنگ نيابتي عربستان ميتوان مشاهده کرد. براين اساس بايد به اين نکته توجه داشت که شايد طرح تشکيل ارتش واحد عربي در نام و ظاهر تشکيل گردد اما در عمل شکل نخواهد گرفت چرا که از يک سو ملتهاي منطقه با آن همراهي نکرده و آن را ارتش مزدوري ميداند که براي تحقق اهداف آمريکا شکل گرفته است و از سوي ديگر اختلافات دروني کشورهاي عربي در حوزههاي مختلف چنان است که آنها نميتوانند در کنار يکديگر قرار گيرند چنانکه شوراي همکاري خليجفارس پس از سه دهه دخالت نتوانسته پول واحدي تشکيل چه رسد به اينکه بخواهد در قالب ارتش واحد در منطقه ايفاي نقش نمايد. اعلام تشکيل ارتش واحد در مقطع کنوني صرفا سرپوش بر جنايات آلسعود در يمن، پنهانسازي ناکامي آمريکا از حمايت از تروريسم براي سلطه به منطقه و تکرار سناريوي ايران همراهي غرب ميباشد. عربستان و صهيونيستها به عنوان دو بازوي آمريكا در منطقه با شكستهاي گسترده اي مواجه شدهاند و با بحران سازيهاي جديد نظير بحران يمن و فضاسازي رسانهاي مبني بر تشكيل ارتش واحد عربي به دنبال پنهان سازي ناكاميهاي خود مي باشند.