مهمترين مسئلهاي كه اين روزها بايد در دولت توجه زيادي بدان روا شود آثار و پيامدهاي سازنده و سودمند نقد، اهميت و ضرورت انتقاد و انتقادپذيري است كه باعث ميشوند دولت همواره خود را در ديد نقد جامعه بگذارد و هيچ گاه كاركرد خويش را از آن بينياز نداند. جهت داشتن جامعهاي سالم، بانشاط و شـاداب، شهروندان آگاه و مسئول، دولتمردان متواضع و پاسخگو، بايد فرهنگ نقد و نقادي را رواج داد. تلخي نخستين نقد و انتقاد، با دستاوردهاي شيرين آن از ميان ميرود. ارزش انتقاد سازنده و نصيحت مشفقانه به حدي است كه مولاي متقيان حضرت علي(ع) آن را از جمله حقوق حاكم اسلامي بر مردم ميداند. نقد و انتقاد صحيح، از آن روي مورد تأكيد است كه اگر شاخصترين ويژگي انسان را «انديشيدن» او بدانيم، بيگمان كارسازترين و تعيين كنندهترين عامل در توليد، شكوفايي و گسترش اين ويژگي، ارزيابي و نقد و بررسي است. امام سجاد(ع) در حديثي زيان بيتوجهي به انتقاد سازنده را اينگونه گوشزد ميكنند:
«چه بسا اشخاصي كه از بس خوبي شان را گفتند و مدحشان نمودند، فريب خوردند و فاسد شدند و چه بسا افرادي كه چون از عيبشان چشمپوشي شد (و مورد انتقاد قرار نگرفتند) مغرور شدند.» هدف از نقد «تشخيص و انتقال نقاط قوت و ضعف هرگونه تفكر و رفتار انساني به نحوي كه بتوانند آن را در جهت مصالح و پيشرفت و رشـدخود به كار ببرند» است. در واقع دغدغه انتقاد در جامعه حركت از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب است و از سويي انگيزه نقد نيز بايد شناسايي حق و رسيدن به آن باشد و هدف آن رسيدن به كمال مطلوب است كه بر پايه علم و دانش و منطق استوار است و ناقد، نيت درست و سازندگي (اصلاح رفتار و كمك به رشد دولت يا شخص مورد انتقاد) دارد. با اين اوصاف در يكسال ونيم گذشته منتقدان جايگاه مورد توجهي در دولت يازدهم نداشتهاند و دائماً به انحاي مختلف مورد توهين و تهمت واقع شدهاند. برچسبهاي فراواني كه به صورت سيستماتيك از زبان برخي مسئولان بر منتقدان زده شده و رواج اين ادبياتسازي را رسانههاي دولتي يا وابسته به دولت پيش برده و سعي در به انزوا كشاندن آنها كردهاند.
قاطبه آنچه در اين مدت از زبان منتقدان نسبت به عملكرد دولت آن هم عمدتاً در حوزه هستهاي و ديپلماتيك بيان ميشود، انتقادي از نوع سازنده است كه با علم آميخته با استدلال، منطق و بينش در راستاي دلسوزي در جهت حفظ آرمانهاي انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي است. جايگاه منتقدان هميشه در كلام رهبر معظم انقلاب جايگاهي ويژه است كه دو سخنراني اخير ايشان به صورت خاصتر بدان اشاره داشته و بخشي از فرمايشات معظم له به منتقدان پرداخته است. ايشان در اولين روز سال جديد در مشهد مقدس با ترسيم چارچوبي منطقي براي منتقد و انتقاد شونده به اهميت انتقاد در دولت و جامعه پرداختند. ايشان دلواپس بودن و دغدغهمند بودن را جرم تلقي نكرده و به تشويق منتقدان پرداخته ولي شروطي بر آن حاكم كرده است كه از آن جمله ميتوان به تخريبي نبودن انتقاد، عدم سلب اعتماد جامعه از دولت و آغشته با خشونت نبودن آن اشاره داشت و از سويي دولتمردان را موظف دانستند كه با منتقدان رفتار مناسبي كه تهي از توهين، تحقير و اهانت است، به عمل آورند. در سخنراني ايشان در جمع مداحان و زنان به مناسبت ميلاد حضرت زهرا(س)، به صورت خاصتر وظيفه تيم مذاكرهكننده را استفاده از نظرات منتقدان دانسته و فرمودند:«تيم مذاكره كننده بروند بنشينند شيوههاي درست مذاكراتي را پيدا كنند، از آدمهاي مطلع و امين بهرهمند شوند، از نظرات منتقدان مطلع شوند و آنچه را لازم است انجام بدهند.» و از سويي نيز به طور ويژه بيان كردند: «الان فرصت خوبي است براي همدلي. عدهاي مخالفند، عدهاي اعتراض دارند؛ خيلي خب، مسئولان ما كه مردمان صادقي هستند، مردمان علاقهمند به منافع ملياند، بسيار خب، يك جمعي از مخالفان را - از آن افرادي را كه شاخصند - دعوت كنند، حرفهاي آنها را بشنوند؛ اي بسا در حرفهاي آنها نكتهاي باشد كه اين نكته را اگر رعايت كنند، كارشان بهتر پيش برود. اگر چنانچه نكتهاي هم نبود، آنها را قانع كنند.»
مشخصاً چنين جايگاه ويژه به منتقدان اساس اصول انقلاب اسلامي است كه چه در زمان حضرت امام (ره) و چه در زمان كنوني به طور ويژه مورد تأكيد بوده است و گاهي شتابزدگيها و تحزبگراييهاي بيجا و نامعقولانه در برخورد با منتقدان باعث شد برخي دولتها به ويژه دولت يازدهم را در جهت منزوي كردن و ساكت كردن منتقدان پيش ببرد كه خسران زيادي را متوجه آن ميكند. پس بايد فضاي باز نقد سازنده در عمل از سوي دولت و رسانههاي آن تقويت شود، همه انتقادها به يك ديد نگريسته نشود و با جلسات همانديشي و تضارب آرا در جهت همدلي و يكپارچگي بيش از پيش دولت و ملت، راه سوءاستفاده دشمن را بسته و با ايجاد دژي استوار و حامي دولت و با دلگرمي ويژه، فرزندان انقلاب اسلامي، پشت ميز مذاكره با خصم حضور يابند و از منافع نظام جمهوري اسلامي و ملت دفاع جانانه كنند.