بيش از دو هفته است كه حاكمان رژيم سعودي شكست خود در منازعات سياسي يا تجزيه يمن را با انتقام از مردم يمن تلافي ميكنند و تمامي مصاديق قوانين بينالمللي در ارتكاب جنايت جنگي و نسلكشي را ركورد زدهاند. جالب است كه سازمان ملل به عنوان يك نهاد بينالمللي كه بايد حافظ صلح و امنيت جهاني و مانع از ارتكاب جنايت عليه بشريت و جنايت جنگي و... شود، براي رفع مسئوليت ميگويد حوثيها به قطعنامههاي شوراي امنيت عمل نميكنند! اين يعني اينكه يك حمايت علني از جنايت عربستان در يمن را به نمايش گذاشته و آن را مجاز ميداند. اساساً بايد گفت تحولات منطقه به نحوي پيش ميرود كه ماهيت بسياري از بازيگران و نهادها و مؤسسات و افراد در جايگاههاي بين المللي افشا و رسوا ميشوند.
آل سعود كه دركي از دموكراسي ندارد و در محيط داخلي فقط بيعت و اطاعت از خانواده فاسد حاكم را ميفهمد در محيط منطقهاي هم با همين تصور به دنبال به كرنش كشاندن ملل و كشورهاي اسلامي است. اين حاكمان فاسد تصور ميكنند كه ميتوانند همه دولتها و ملتها را با پول بنده خود كنند. آل سعود با آغاز به جنگ ظالمانه و تحميلي عليه مردم يمن، براي كسب حمايت و مشروعيت به مراجع منطقهاي و بينالمللي مراجعه كرده و الان كه در گل مانده است و همه كارشناسان نظامي تأكيد ميكنند كه با جنگ و حمله هوايي نميتوان به پيروزي عليه يك ملت مبارز و مصمم رسيد، دست التماس به سوي پاكستان و مصر و تعدادي از كشورها دراز كرده تا از سربازان آنها براي خونريزي بيشتر در حمله زميني استفاده كند. امريكاييها از يك جنگ گسترده كه ممكن است منافع استعماري - نفتي آنها را به خطر اندازد استقبال نميكنند ولي يك جنگ مديريت شده كه بتواند به اقتدار همپيمانان آنها منجر شود را مورد حمايت قرار ميدهند. اما منطقه غرب آسيا يا خاورميانه در يك نقطه عطف تاريخي و امنيتي قرار دارد و سعوديها نميتوانند، حتي با تأييد و مديريت امريكا و رژيم صهيونيستي به جنگ تحميلي با مردم يمن ادامه دهند يا در آن پيروز شوند. مصر، پاكستان و تركيه از مشاركت در جنگ زميني كنار كشيدهاند و بقيه شيخنشينهاي قدكوتاه هم از اهميت نظامي برخوردار نيستند. هشدار علني مقام معظم رهبري يك رخداد بزرگ در قبال ماجراجويي سران فاسد و قاتل سعودي است. البته وليعهد دوم عربستان از طريق اردوغان پيغام داده است كه از يك راهحل سياسي براي پايان دادن به حمله نظامي استقبال ميكند و انتظار دارد كه نتايج حمله نظامي را در شاخصهاي راهحل سياسي محقق و مردم يمن را به كرنش و اطاعت از خود برگرداند. با اينكه سران نظامي و عالي رتبه آل سعود، بدون جنگ زميني بايد سرافكنده و همچون رژيم صهيونيستي شكست خورده جنگ را متوقف كنند و به اراده ملي يمنيها احترام بگذارند ولي دست به دامن بازيگران منطقهاي شدهاند و همان سياستهاي رنگ باخته در سوريه را تكرار ميكنند. نظاميان آلسعود براي مجبور كردن مردم يمن به پذيرش ديدگاههاي سعودي، تكرار گستردهاي از ارتكاب جنايت جنگي عليه بشريت را به نمايش ميگذارند و نهادهاي بينالمللي هم چشم به روي همه اين صحنههاي دلخراش بستهاند و منتظر تسليم شدن مردم يمن هستند كه احتمال آن صفر است. ريسك سعوديها براي وارد كردن نيروهاي زميني و زرهي خود به جنگ با يمنيها، آغاز پايان نظام سعودي ارزيابي ميشود و انتظار نميرود كه آنها چنين خطرپذيرياي را تحمل كنند، لذا افق جنگ زميني براي سعوديها در يمن دست نيافتني يا احتمالي حداقلي است ولي آنچه روشن و قطعي است اينكه پيروز اين ميدان مردم يمن هستند كه آل سعود، همپيمانان ارتجاعي و امريكا و رژيم صهيونيستي را با شكست جديدي روبهرو خواهند كرد و معادلات منطقهاي را در مسير جديدي قرار خواهند داد.