و همه دردهاي من از نان است، نه ببخشيد از بيناني است. اصولاً با نان بودن يا بينان بودن؟ مسئله اين است. مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد!( ادامه متن هاملت را اگر ميگفتم كه متهم به نان دزدي و شورش طلبي ميشدم زدم به ورژن فارسي!)حالا ميگوييد كه چرا اولاد آدم اين همه زمين را به آسمان ميبافد؟ ميخواهد چيزي بگويد؟ ميخواهد بپرسد؟ خب بپرس جانم. ندانستن عيب نيست، دانستن عيب است! پرسش اما اين است: آيا نانواييها از ابتداي خرداد آزادپز ميشوند؟ آيا زمزمه افزايش نانواييهاي آزاد پز را شنيدهايد؟آيا شما ميدانيد يارانه نان به كجا ميرود؟
در حالي كه گزارشهاي ميداني از سطح پايتخت و برخي اخبار غيررسمي از افزايش تعداد نانواييهاي آزاد پز حكايت دارد، اما معاون وزير صنعت ميگويد هنوز 20درصد نانواييهاي كشور آزاد پز نشدهاند. اين به آن در. موشك جواب موشك. اصلاً چه كسي به شما اجازه داده كه برويد و گزارش و تحقيق ميداني به انجام برسانيد. كجاي مملكت براي اين فعاليت مرسوم بشري و رسانهاي تره خرد ميكنند. شما برويد پشت ميز بنشينيد و هر چه در خبرگزاري دولتي آمد كپي كنيد و بدهيد به خورد ملت. سر ماه هم حقوقتان را بگيريد و برويد براي يك ماهتان نان بگيريد و انبار كنيد. از اين ماه به آن ماه فرج است. يك وقت ديديد در ماه ديگر قرصش اختراع شد و به جاي نان برويد و قرصش را بخوريد!
به ما چه كه طوطيان شكر شكن شيرين گفتار برايمان خبر آوردهاند كه از 28 اسفند 93 و در سكوت رسانهاي قيمتها در تعداد نانواييهاي آزادپز به يمن سال جديد افزايش يافته و نان خود را به قيمت آزاد و خارج از نرخ مصوب فروختند. به ما چه كه گزارشهاي ميداني از مناطق 19، منطقه 8، 5، 6 و يك تهران نشان ميدهد، تعداد نانواييهاي آزادپز بيشتر از 20 درصد است و تقريبا اغلب نانواييهاي سنگكي به نرخ آزاد يعني هر قرص نان را 1300 تومان به مردم ميدهند.
به ما چه كه يك منبع آگاه خبر از مصوبه جديد مجلس براي برداشتن يارانه آرد بيش از 80 درصد نانواييهاي كشور از ابتداي خرداد خبر داد كه به تأييد شوراي نگهبان هم رسيده است.
اولاد آدم همنوا با برخي خبرنگاران اگر چه مانده است كه چرا تصميمات مهمي مانند تغيير قيمت نان در سكوت رسانهاي انجام ميشود و اگر چه دوست دارد كه بگويد آيا بهتر نيست قبل از هر تغيير جديد در قيمت مردم در جريان قرار گيرند، نه آنكه از زبان نانوا تغيير قيمت را شنيده و با شك و شبهه و شائبه به اصل و واقعيت ماجرا پي ببرند؟ اما سكوت اختيار ميكند و لام تا كام حرف نميزند تا اين شيريني اول سال را به كام كسي تلخ نكند.
اصلا يك قصه برايتان بگويم كه فراموش كنيد اولاد آدم چرا به گدايي گرفتن تخفيف از گراني نان پرداخته است، ما باز هم نان زور بازويمان را ميخوريم. حتي اگر ديگران نان را با زور بازويشان گرانتر به ما بفروشند. اولاد آدم ديگر ارزاني را گدايي نميكند. اين خط، اين خط بازي!
و اما داستان:
نان گدايي را گاو خورد ديگر به كار نرفت
شياركاري با يك بند گاو در صحرا مشغول شخم زدن و كشت گندم بود. گدايي آمد و با چاخان و زبان بازي، سيفال تو پالان ( چالوسي) شيار كار كرد و شروع كرد به دعا و ثنايي كه مرسوم گداهاست كه: «خدا بركت بده، چشمه خواجه خضره، بركت به گوشه كرت باشه، يه مش گندم به من بده پيش خدا گم نميشه». شيار كار گفت: «بابا اين گندما به اين زحمت ميباس برن تو دل زمين و هفت هشت ماه آب بخورن و ما هم خون دل و سرما و گرما بخوريم و هزار جور زحمت بكشيم تا فصل تابستون گندمي درو كنيم و خودمون و بچه بارمون و اهل و عيالمون و ارباب و مباشر و حيوون و حشر و مرغ و چرغ و يه مش زن و مرد شهري هم بخورن ما وسيله كار وسيلهساز هستيم، تو هم زحمت بكش بهتر از بيكاري و گدائيه. از همه گذشته اين گندم بذره و مال اربابه و من دست حروم به اون دراز نميكنم بركتش ورداشته ميشه.»
گدا قانع شد و گفت: «من از راه دوري آمدم يه ساتوئي ايجو دراز ميشم.» توبره گدائيش را گذاشت كنار دستش و خواب غفلت نر قلندري و بيعاري او را از جا برداشت. شيار كار هم مشغول شيار كردن و شخم زدن بود تا كارش تمام شد. گاوهايش را طبق معمول ول كرد كه بروند آب بخورند، خودش هم رفت يك گوشه نشست كه خستگيش در برود. يكي از گاوها خود را به توبره گدا رساند و سفره نان او را به دندان گرفت و تا گدا و شياركار متوجه شوند گاو نان را بلعيد. شياركار خود را به گاو رساند و چوب را كشيد به بخت گاو و حالا نزن كي بزن. گدا ماتش زد و گفت:«بابا طوري نشده، نشنيدي ميگن به فقير چه نوني بدي چه نونش بستوني تفاوتي نداره».
شياركار كه گاوش فرار كرده بود، تو سر خودش ميزد و خداخدا ميكرد. باز گدا گفت: «بابا! من حرفي ندارم، دگه تو چرا خودته ميزني بيا منو بزن واي به حال حيوون زبون بسته كه به گير تو آدم نديده افتاده. تو كه راضي نميشي گاوت نون كس ديگه رو بخوره چطور راضي ميشي زن و بچهات نون تو را بخورن؟»
شياركار گفت:«ها راست ميگي ولي اينجور نيس، تو ميري تو ده باز نوني گدايي ميكني اما گاو من كه نون گدايي خورد دگر به كار نميره».
نتيجه: نان بايد گران شود.