سال حساسي پيش روي ورزش ايران است؛ سالي كه هم مسابقات كسب سهميه المپيك برگزار ميشود و هم سال مهمي براي ورزشكاران ايراني جهت آماده شدن براي حضور المپيك برزيل كه تابستان آينده در ريو برگزار ميشود به شمار ميرود. با وجود اهميت ويژه سال 94 براي ورزش كشورمان اما به نظر ميرسد مسئولان و تصميم گيرندگان هنوز به اهميت روزهايي كه ورزش ايران پيش رو دارد پي نبردهاند و به خوبي ميتوان از وضعيتي كه اين روزها بر برخي رشتههاي پر اميد براي حضور درخشان در المپيك حاكم است به آن پي برد. صحبتهاي ديروز هاشمي رئيس فدراسيون تيراندازي كه از احتمال لغو دوباره اعزام تيراندازان به مسابقات كسب سهميه خبر داده بود، خود گوياي همه چيز است، اينكه فدراسيون تيراندازي به عنوان يك رشته پر مدال در المپيك نميتواند ورزشكارانش را به مسابقات كسب سهميه اعزام كند تاآنها مجوز حضور در ريو را بگيرند قطعاً ميتواند برنامههاي مسئولان را براي اعزام يك كاروان قدرتمند به المپيك سال آينده دچار خلل كند. مثل هميشه باز هم پاي پول در ميان است و تيراندازان به دليل بيپولي اعزامشان به مسابقات در آستانه لغو قرار گرفته تا يكي ديگر از فرصتها براي كسب سهميه المپيك در آستانه از دست رفتن باشد.
علاوه بر تيراندازي، در فدراسيون دو و ميداني هم به عنوان رشتهاي كه مدالهاي زيادي در آن توزيع ميشود با استعفاي داوري، وضعيت مديريت آن بلاتكليف است تا برنامههاي ملي پوشان دو و ميداني براي كسب سهميه و همچنين اردوهاي آمادهسازي جهت حضور در برزيل با وقفه روبهرو شود و زمان در حال از دست رفتن باشد. البته شرايطي كه بر دو رشته تيراندازي و دو و ميداني حاكم است را ميتوان كم و بيش در رشتههاي ديگر هم مشاهده كرد تا با ادامه اين وضعيت دورنماي خوبي در انتظار ورزش كشورمان در سال پيش رو كه سالي حساس و مهم براي ورزش كشورمان است نباشد و نتوان با اين وضعيت به نتيجه قابل قبول و در شأن كاروان ايران در المپيك 2016 اميدوار بود.
اين در حالي است كه در المپيك لندن كاروان ايران توانست بهترين نتيجه پس از انقلاب را كسب كند و مديران ورزش كشورمان وعده داده بودند در المپيك بعدي كه سال آينده برگزار ميشود، كارنامه كاروان كشورمان درخشانتر شود. با اين حال با شرايطي كه در فاصله 15 ماه مانده به المپيك برزيل بر ورزش حاكم است نميشود نشانههاي اميدواركنندهاي را مشاهده كرد و ميشود گفت ورزش كشورمان بر خلاف وعدههاي مسئولان روزهاي خوبي را سپري نميكند. اين در شرايطي است كه زمان هم در حال از دست رفتن است و روزهاي مهمي كه براي ورزشكاران كشورمان براي آمادهسازي پيش رو است از دست ميرود. به همين خاطر بديهي است كه تصميم گيرندگان ورزش نبايد بيشتر از اين اجازه بدهند تا ورزش در چنين شرايطي گرفتار باشد و با درك وضعيت حساسي كه در سال 94 بر ورزش حكمفرماست تمام تلاششان را معطوف به فراهم كردن شرايطي جهت حضور با اقتدار در المپيك برزيل كنند.
اولين قدم در اين راه دوري از حاشيهها از سوي مديران وزارت ورزش است؛ موضوعي كه متأسفانه در ماههاي گذشته انرژي زيادي را از آنها گرفته و متوليان اصلي ورزش را از وظيفه اصلي كه بر عهده دارند دور كرده است. به همين خاطر بديهي است كه با تغيير نگاه مديران ورزش و دخالت ندادن اختلافات شخصي و سياسي در تصميمگيري ها، در سال جديد همه تلاششان را جهت حضور آبرومندانه در المپيك برزيل بكنند و مانند هميشه تلاشها و رسيدن به اوضاع ورزشكاران را به ماههاي پاياني باقي مانده تا المپيك محدود نشود؛ موضوعي كه متأسفانه در سالهاي گذشته در ورزش كشورمان آن را شاهد بوده ايم و مسئولان به جاي اينكه پس از پايان المپيك، برنامه هايشان را براي المپيك بعدي آماده كنند، تنها در شش ماه مانده به المپيك ياد ورزشكار ميافتادند؛ زماني كه فرصت زيادي براي آمادگي يك ورزشكار براي كسب مدال و نتيجه خوب در المپيك نبود و او بايد با ورزشكاراني رقابت ميكرد كه چهار سال در شرايط تمرين و اردو براي نتيجهگيري در المپيك بودهاند. به همين خاطر بديهي است مسئولان با عدم تكرار رويه قبلي، قدر روزهاي حساسي كه ورزش در سال 94 براي كسب نتيجه ايده آل در المپيك سال آينده پيش رو دارد را بايد بدانند و به جاي فرصت سوزي زمينه را براي درخشش ورزشكاران ايراني در المپيك برزيل فراهم كنند.