پرسپوليس هر روز ميتواند كانون توجه و اخبار باشد؛ نه چون يك باشگاه بزرگ و پرطرفدار است كه روزي تيمي قدر بوده براي خود كه نامش لرزه بر اندام حريفان ميانداخت، بلكه از آن جهت كه هر روز با يك چالش و حاشيه جديد دست به گريبان ميشود. حواشي و چالشهايي كه ديگر كسي را متعجب نميكند و عكسالعمل خاصي را هم در پي ندارد. در واقع مدتهاست كه آب از سر اين تيم گذشته است و با اين اوصاف خيلي دور از ذهن نيست اگر اين تيم در آيندهاي نزديك، براي هميشه به گل بنشيند!
سرخپوشان پايتخت سالهاست كه با مشكلات ريز و درشت فراوان مواجه هستند كه مسائل مالي آن هم از هنگفتترين نوعش، تغييرات پرتعداد مديريت در طول يك فصل كه خود ركوردي عجيب براي اين تيم محسوب ميشود، تغييرات مكرر كادرفني و همچنين كسر امتياز از سوي فيفا به دليل بيتدبيري از جمله آنهاست. اما اين فصل، فصلي متفاوت براي پرسپوليس بود كه مشكلات و مسائل خاص آن، دست مشكلات قبلي را از پشت بست! مشكلاتي كه اين بار البته نه خود پرسپوليس، كه مسئولان تصميم گيرندهاي كه خود را متولي آن ميدانند براي اين تيم مردمي تدارك ديدند! مسئولاني كه هر بار به جاي جبران اشتباه، اشتباهي ديگر مرتكب شدند و در مقابل اشتباه خود سكوت كردند تا پرسپوليس تا خرخره در گل فرو رود!
انتخاب هيئتمديره اين فصل پرسپوليس نوبر و شاهكاري بود در بين تصميماتي كه طي سالهاي گذشته براي مديريت اين باشگاه گرفته شده بود. انتخابي كه از همان روز اول همه را متعجب كرد و ابهامات زيادي را در پي داشت كه به هيچ يك پاسخي داده نشد. ابهاماتي كه با كت بسته بردن سياسي به زندان اوين بدون هيچگونه توضيحي، بيشتر هم شد. اما باز هم نه خادم و نه وزارت ورزش هيچ يك به روي خود نياوردند! بعد از روانه زندان شدن سياسي كه وزارت را مجبور به تغيير سه باره در مديريت باشگاه كرد، حالا خبر دستگيري يكي ديگر از اعضاي هيئتمديره باشگاه پرسپوليس است كه روي خروجي خبرگزاريها قرار ميگيرد!
اينبار نوبت مصطفي سليمي، شهردار منطقه 21 تهران است. باز هم البته مانند مرتبه قبل خبر كوتاه و مختصر است. فقط در همين اندازه كه عضو هيئتمديره باشگاه پرسپوليس بازداشت شد. البته با يك توضيح و شايد هم يك احتمال كوتاه كه گفته ميشود پرونده او هم بيربط به سياسي نيست.
باز هم همه نگاهها به سمت وزارت ورزش برميگردد و همه در انتظار شنيدن پاسخي از سوي اين وزارتخانه يا خادم هستند. هرچند كه بدون شك رويه وزارت ورزش در اين خصوص هماني است كه در ماجراي بازداشت سياسي در پيش گرفته بود. اما اين سكوت و بازي با افكار عمومي، آيا تغييري در شرايط به وجود ميآورد؟
سياسي كه بازداشت شد، وزارت ورزش خودش را پيگير نشان داد و مدعي شد او به زودي آزاد ميشود. بدون اينكه توضيحي دهد كه چرا سياسي بازداشت شده يا چرا چنين شخصي براي حضور در پرسپوليس ابتدا به عنوان رئيس هيئتمديره و سپس مديرعامل انتخاب شده است. حالا هم يك عضو ديگر بازداشت ميشود و گفته ميشود پروندهاش بيارتباط با ماجراي سياسي نيست. يعني باز هم آش همان آش است و كاسه همان كاسه. باز نبايد انتظار داشت وزارت ورزش يا خادم توضيحي بابت تصميمگيريهاي خود در خصوص باشگاه پرسپوليس داشته باشند و پاسخي دهند كه چرا افرادي را براي اين باشگاه برگزيدهاند كه يكي پس از ديگري سر از بازداشتگاه يا اوين در ميآورند ! آن هم بازداشتهايي كه هيچ توضيحي نميشود براي آن يافت و گويي جرمشان آنقدر خاص است كه همه مجبور هستند برابر آن مهر سكوت بر لب بزنند و با اين تفاسير، آيا وزارت ورزش، چشم بسته و بدون هيچگونه شناخت و بررسي آنها را براي هيئتمديره پرسپوليس برگزيده است؟
ماجراي پرسپوليس و وزارت ورزش و تصميمگيريهاي خاص آن براي اين باشگاه مانند معادلهاي چندمجهولي ميماند كه هر بار پاي حل و فصل آن به ميان آمده، آقايان با شلوغبازي صورت مسئله را پاك كرده و از پاسخگويي طفره رفتهاند. اما به راستي اين انتخابها بر چه اساسي صورت گرفته كه در طول چند ماه شاهد دو بازداشتي هستيم! بازداشتيهايي كه هيچ توضيحي نميشود در خصوص دليل بازداشت آنها يافت! آيا وزارت ورزش بدون شناخت تصميم ميگيرد يا از تمام اين اتفاقات از قبل باخبر است و ميداند نتيجه تصميمگيريهايش قرار است پرسپوليس را به ناكجاآباد ببرد!