مذاکرات هستهاي ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 براساس توافق آذر ماه براي دورهاي 7 ماهه تمديد شد. اين مرحله نيز داراي دو مقطع عنوان گرديده که شامل ماه مارس (فروردينماه) و ژوئن (تيرماه) ميگردد. آنچه در عرصه محافل رسانهاي و سياسي تاکيد مي شود، آن است که طرفين براي رسيدن به توافق تا ماه مارس گامهايي برداشته اند هر چند که همچنان موانعي وجود دارد که برگرفته از عدم منطقپذيري طرف غربي است. از يک سو آنان از پايان دادن به زيادهخواهي در برابر حقوق هستهاي ايران خودداري ميکنند و از سوي ديگر حاضر به اجراي تعهدات خود مبني بر لغو تمام تحريمها نميباشند.
آنچه از طرف محافل سياسي آمريکايي مطرح ميگردد و بازه 10 ساله راستيآزمايي است که براساس آن ايران فعاليتهاي هستهاي خود را کنار نهاده و آمريکا نيز از افزايش تحريمها خودداري ميکند که البته براي اين کار نيز ضمانتي نميدهد. در کنار اين مسائل يک نکته بسيار مهم مشاهده ميگردد و آن تحرکات و اقدامات آمريکا براي تعريف جديدي از گروه 1+5 است.
باراک اوباما رئيسجمهور آمريکا در مصاحبه با انبيسي ميگويد اگر به توافق مورد نظر دست نيابيد، آمريکا ميز مذاکره را ترک خواهد کرد. کاخ سفيد ميگويد آمريکا اصراري به توافق ندارد و چندان اهميتي براي آنان ندارد در حالي که همزمان رسانههاي آمريکايي ميگويند ايران به توافق نياز دارد.
جانکري در ماههاي اخير تلاش بسيار کرده تا خود را محور مذاکرات معرفي نمايد و اصرار بر ديدارهاي دو جانبه ميان آمريکا و ايران در قالب هستهاي دارد. جالب توجه آنکه وي پس از اين ديدارها با سران عرب و صهيونيستها و کشورهاي غربي ديدار و ادعا ميکند که در باب مذاکرات با آنها صحبت کرده است. وي گفتوگوهايي نيز با مقامات چين و روسيه با همين خط رسانهاي و تبليغاتي صورت ميدهد.
کنگره آمريکا ادعا ميکند که هر توافقي که صورت گيرد کنگره بايد بر آن نظر دهد و تاييد و نهايي شدن توافق مشروط به مهر تاييد کنگره است. در روزهاي اخير سناتورها ادعاي جمعآوري دهها امضاء براي ملزمسازي کاخ سفيد براي ارائه گزارش مذاکرات به کنگره و فصلالخطاب بودن کنگره در توافق نهايي را مطرح کردهاند. 47 سناتور آمريکايي نيز ادعا کردهاند که توافق هستهاي صرفا در زمان اوباما اعتبار دارد و رئيسجمهور بعدي آمريکا (سا ل2016) اين توافق را لغو خواهد کرد.
رسانهةاي آمريکاييها نيز در گزارشهاي متعددي تلاش دارند تا اين امر را القاء سازند که تصميمگيرنده نهايي مذاکرات آمريکاست و ادعا ميکنند که سرنوشت مذاکرات در دستان ايالات متحده است.
مجموع اين اقدامات در حالي صورت ميگيرد که در باب اهداف و دلايل آن ديدگاههاي متعددي مطرح ميشود. بسياري از ناظران سياسي بر اين عقيدهاند که آمريکاييها با القاء قصد آمريکا براي ترک ميز مذاکره و نيز لزوم تاييد کنگره براي دائمي بودن توافق، به دنبال اجراي سياست تهديد و ارعاب هستند تا به زعم خود ايران را به امتيازدهي در مذاکرات تا پيش از پايان ماه مارس وادار سازند.
به عبارتي آمريکاييها چنان القاء ميسازند که نيازي به مذاکره ندارند و دستبرتر در مذاکرات هستند و اين ايران است که نيازمند مذاکرات ميباشد و بايد براساس خواست آمريکا امتيازدهي نمايد.
در کنار اين سياست يک اقدام بسيار مهم از سوي آمريکاييها در حال شکلگيري است و آن تعريف جديد از گروه 1+5 است. براساس اساسنامه شکلگيري 1+5 اين گروه شامل (فرانسه، آلمان، انگليس، آمريکا، چين و روسيه) ميشود که براي به اصطلاح رفع ابهام از فعاليت هستهاي ايران گردهم آمدهاند.
براين اساس هر کدام از اين کشورها نقشي ايفا ميکنند و توافقنامه نهايي مورد تاييد همه آنها خواهد بود. براساس مقررات بينالمللي وقتي جمعي از کشورها تعهدي را امضاء ميکنند، همگان موظف به اجراي آن هستند و هيچ کدام حق نقض از آن را ندارند و با مجازات بينالمللي مواجه ميشوند.
آنچه آمريکاييها با برجستهسازي نقش كري در مذاکرات، کنگره و رئيسجمهور بعدي آمريکا در قبال توافقنامه ايران و 1+5 عنوان ميکنند به منزله ناديده گرفتن نقش و جايگاه 5 کشور ديگر و به نوعي تحقيرسازي آنان نزد جهانيان است.
آمريکاييها تعريف جديدي از 1+5 ارائه کردهاند که محور آن چنين ميباشد :«خواست آمريکا يک طرف؛ خواست 5 قدرت ديگر طرف مقابل و در نهايت اراده و خواست آمريکا برتري دارد و سايرين بايد تسليم آن شوند».
به عبارتي آمريکا سناريوي تحقير و کوچک نشان دادن ساير اعضاء گروه 1+5 و القاء استمرار نظام تک قطبي را اجرا ميسازد درحالي که در ظاهر ادعاي مقابله با ايران را مطرح ميسازد. آمريکا ميخواهد در کنار تسليمسازي ايران، 5 قدرت ديگر جهان را نيز مطيع خود نشان داده و در ساير تحولات جهاني نيز اين الگو را به عنوان اصلي غيرقابل تغيير اجرا سازد سياستي که 5 كشور حاضر در مذاكرات با رويکرد اعتماد ساز به ايران و جدا ساختن راه خود از زياده خواهي آمريكا و اقداماتي همچون لغو تحريمهاي ايران و پايان دادن به دشمني با حقوق هستهاي ملت ايران، بايد با آن مقابله کنند تا در آينده گرفتار يك جانبه گرايي و رفتارهاي تحقير آميز آمريكا نگردند.