اولاد آدم را اين روزها همه با لبخند شرمنده ميكنند. ميروي بانك وام بگيري، جناب رئيس با لبخند كه نه با پوزخند شرمندهات ميكند. ميروي مغازه تا ماست قسطي بگيري، مغازهدار با لبخند متوسط شرمندهات ميكند. ميروي ساندويچي تا ساندويچ اشتراكي بگيري، يارو با لبخند رو به قهقهه پرتت ميكند بيرون. ميروي...
اولاد آدم ميدانست اين كارهايي كه توي كابينه انجام ميشود، وقتي درز پيدا كند بيرون، ملت الگوبرداري ميكنند و شير تو شير ميشود. والا تا حالا كي جرئت داشت به اولاد آدم، نه بگويد. همه ميگفتند بله. اولاد آدم هم دلش خوش بود كه بله را شنيده است. به همين دلخوش بود، حتي اگر كاه از كاه جنب نميخورد. اما حالا با اين فرهنگسازي دولت، اولاد آدم شده است مضحكه عام و خاص. هر كس اولاد آدم را ميبيند، نيشش تا بناگوش باز ميشود كه سلام ما را هم برسان! ميپرسيد كدام سلام؟ كدام فرهنگسازي؟ كدام كابينه؟ كدام كشك؟ نگوييد كه نشنيدهايد و نخواندهايد؟ نگوييد كه فقط اولاد آدم را سر كار گذاشتهاند و به شما كسي لبخند نزده است. آنها اول لبخند ميزنند و بعد...
بله! از موقعي كه وزير صنعت، معدن و تجارت گفته بر اساس قانون ۱۲۰۰ ميليارد تومان يارانه بايد به بخش صنعت و معدن پرداخت ميشد اما هر كسي گرفته سلام ما را به او برسانيد؛ ما هر چه تلاش كرديم نتوانستيم از آقاي نوبخت اين منابع را دريافت كنيم و ايشان هم كه به ما لطف دارند و با لبخند ما را شرمنده كردهاند، اولاد آدم به خود ميپيچد. برادر نعمتزاده، دشمنت شرمنده شود. اصلاً كور شود. اين چه حرفي است؟ قانون كيلويي چند؟ اين جيب و آن جيب ندارد. نوبخت و طيبنيا و سيف ندارد. باز جاي شكرش باقي است كه يارانهات را به صورت صندوقي و چمداني خارج نكردهاند. باز جاي شكرش باقي است كه به تو لبخند زدهاند. باز جاي شكرش باقي است كه هنوز خودت اهل سلام و عليكي. باز جاي شكرش باقي است كه هنوز به شما لطف دارند. باز جاي شكرش باقي است كه رويت ميشود و پيگيري ميكني. باز جاي شكرش باقي است كه هنوز از مردم خجالت نميكشي. باز جاي شكرش باقي است كه يكي هنوز پيدا ميشود كه مشكلات را پاي او انداخت. باز جاي شكرش باقي است كه ندادن يارانه صنعت را ربط ندادهايد به كمكاريهاي دولت قبل. باز جاي شكرش باقي است...
من باقي و شما باقي و عمر باقي. خدا كند نوبخت هميشه بخندد. ما حاضريم او بخندد و بانكداران بخندند و مغازهدارها بخندند و ساندويچيها بخندند و سر ما بيكلاه بماند. چه عيبي دارد كه هميشه سر آدم كلاه نرود. اين يكبار كه شما افشاگري فرموديد كه بنا نيست يارانه صنعت داده شود، كاري كردهايد كارستان. اي كاش رئيس بانك هم آب پاكي را روي دست اولاد آدم ميريخت.اي كاش مغازهدار هم...مثل شما ميآمدند و ميگفتند:كاهش سهم صنعت از تسهيلات درحالي است كه اقتصاد ما در شرايط عادي بسر نميبرد. پس شرايط عادي نيست. بگو چرا آب و نان و برق و گاز و تلفن و...راگران كرديد و لبخند زديد. بگو چرا كرايه خانه، تاكسي، قطار و هواپيما را گران كرديد و لبخند زديد. بگو چرا همه دائم به جاي كاركردن و پاسخگويي لبخند تحويل ميدهند. اين شرايط پس كي عادي ميشود؟
نميشود كه شما بگوييد:«در دولت هر زمان كه اين موضوع مطرح ميشود، ميگويند از كجا پول بياوريم. پول نفت هم كه كاهش يافته است؛ به نظر من از هر راهي براي افزايش سرمايه بانكها بايد بهره گرفت.» اما حالا كه گفتهايد. اولاد آدم براي اينكه كار شما راه بيفتد چند فرمول براي افزايش سرمايه بانكها ارائه ميدهد تا از اين پس به جاي خنده، ...
1- بانكها به مردم تسهيلات ندهند تا سرمايهشان افزايش يابد.
2- بانكها بروند و بانك مركزي را بزنند و به روي خود نياورند.
3- بانكها علاوه بر بنگاهداري، دولتداري هم بكنند.
4- بانكها كل صنعت و وزارت صنايع را بخرند.
5- بانكها بروند در خارج بانك بزنند. از همين افغانستان هم شروع بكنند.
6- بانكها...
بعدش لابد صنعت رونق ميگيرد. بعدش نوبخت لبخند نميزند. بعدش شما جواب سلام هم نميدهيد. بعدش اولاد آدم، آدم ميشود. لابد!