مذاكرات هستهاي اين روزها به نقطه حساسي رسيده است و به نظر ميرسد به تدريج بايد منتظر پايان ماههاي جدال ديپلماتيك بين ايران و امريكا و همچنين شركاي اروپايياش باشيم. اما آنطور كه شواهد و قرائن نشان ميدهد غرب در اين وهله پاياني به شدت در تلاش است بيشترين امتيازات را با چانهزنيهاي ممتد خود از طرف ايراني كسب كند و از سوي ديگر كمترين امتياز را به هيئت ايراني دهد.
به غير از فضاي داخلي مذاكرات، در پيرامون نيز رسانههاي خارجي جنگ رواني سنگيني عليه هيئت مذاكرهكننده به راه انداختهاند كه خوشبختانه با مواضع قاطع و دقيق مقام معظم رهبري حجم عمدهاي از فشار رواني از بين رفته است.
در چنين شرايطي نكتهاي كه تيم مذاكرهكننده هستهاي كشورمان بايد به شدت به آن توجه داشته باشد موضوع « حفظ اراده معطوف به قدرت» است. تعبير «جنگ ارادهها» از رويارويي غرب با ملت ايران يك تعبير ظريف و دقيق ارائه ميكند كه به خوبي صحنه اين پيكار را ترسيم مينمايد.
به هر تقدير امروز ما در ميانه ميدان يك جنگ كامل سياسي، اقتصادي، فرهنگي، امنيتي و اطلاعاتي قرار داريم و سرنوشت اين پيكار در هم پيچيده به غير از واقعيتهايي كه در صحنه وجود دارد، معطوف به ذهنيتي است كه طرفين نسبت به اين واقعيات دارند.
هم كشور ما و هم امريكا در مذاكرات هستهاي داراي ضعفها، قدرتها، فرصتها و تهديدات مختلفي هستند. حال اگر در اين عرصه عوامل تصميمگيري مبتني بر واقعيتها تدبير نكنند و بر «واقعنمايي»هاي طرف مقابل تكيه داشته باشند، بدون شك دچار يك شكست راهبردي خواهند شد.
غرب طي چند سال گذشته سعي كرده است كنار آمدن را تنها و بهترين راه پيش روي ايران اسلامي وانمود كند، در حالي كه اين راه تنها واقعنمايي است و در عرصه عمل گزينههاي ديگري نيز وجود دارد.
ايران از ظرفيتهاي متعددي براي تحت فشار قرار دادن غربيها و حفظ حقوق مسلم ملت برخوردار است اما طرف مقابل به شدت سعي دارد خود را ابرقدرت و ايران را يك بازنده عنوان كند.
امروز در عرصه سياستگذاري و تصميمگيري در مذاكرات هستهاي بايد به اين مسئله توجه داشت كه اساساً هدف مذاكره با غرب در مسئله هستهاي چه بوده است؟
نگارنده معتقد است هدف اصلي در اين زمينه روشن كردن منطق ايران و انسداد راه بهانهجوييهاي طرف مقابل بوده است و اهداف ديگري همچون دستيابي به توافق جامع يك هدف ثانويه محسوب ميشود. اگر از اين بعد به مسئله مذاكرات هستهاي نگاه كنيم، متوجه خواهيم شد اكنون و طي مدتي كه دولت آقاي روحاني روي كار آمده، ايران به خوبي توانسته است به اين هدف اوليه دست يابد و در واقع ما در مذاكرات به پيروزي دست يافتهايم اما اگر بخواهيم هدف اصلي مذاكرات هستهاي را دستيابي به يك توافق عنوان كنيم، بايد بدانيم احتمال تحقق چنين امري بسيار اندك است. گو اينكه رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز بارها در بياناتشان اشاره داشتهاند كه به مذاكرات خوشبين نيستند.
حال در چنين فضايي و در برههاي كه تقريباً ما به هدف اصلي خود در مذاكرات رسيدهايم بايد بيش از گذشته روي قدرت خود و مسئله ارادهمان تأكيد ورزيم. دوران انعطاف به پايان رسيده است و ما به حد كافي براي روشن كردن رفتار منطقي ايران در مسئله هستهاي انعطاف به خرج دادهايم و امروز نوبت آن است كه با اتكال بر توان داخلي عزم و اراده خود را براي نمايش قهرماني ملت ايران به كار ببريم.
واقع امر آن است كه غرب محتاج مذاكره و توافق با تهران است اما «واقعيتنماها» درصدد هستند اينگونه القا كنند كه اگر توافق با غرب به دست نيايد، كشور در يك بنبست قرار خواهد گرفت. اگر اراده طرف ايراني جزم نباشد و تحت تأثير اين فضاسازيها قرار گيرد، بدون شك ما نميتوانيم به يك توافق خوب دست يابيم اما اگر با عزم و اراده قهرماني در اين روزهاي پاياني مذاكره كنيم، مطمئناً طرف مقابل مجبور خواهد شد امتيازات بيشتري به ما دهد و يك توافق خوب از منظر تهران رقم بخورد. انشاءالله