درباره زمينههاي تدوين اثر «شكنجهگران مـيگــوينـد» بايد اشاره كنم كه با مطالعه بخش وسيعي از اعترافات دو تن از شكنجهگران معروف ساواك «آرش» و «تهراني»، به نظرم رسيد اگر اين اعترافات گردآوري و در قالب كتاب تدوين شود براي جوانان و مورخين بسيار مفيد خواهد بود. به دنبال آن به آرشيو روزنامههاي كيهان و اطلاعات كه مشروح اين محاكمات را در آن زمان به چاپ رسانده بودند سري زدم. پس از جمعآوري مطالب متن حروفچينيشده را براي مطالعه و اظهار نظر به چند تن از دوستان ارائه كردم كه جملگي بر پروردن و مستندتر كردن معتقد بودند. اين موضوع بنده را بر آن داشت موقتاً از انتشار مطالب خودداري و براي تكميل آن مطالعه و تحقيق كنم، سپس با مراجعه به منابع مختلف تاريخي مكتوب و آرشيو روزنامهها، صدا و سيما، مراكز اسنادي و افراد آگاه به پژوهش به اين موضوع پرداختم كه ماحصل آن مطالبي فراهم آمد كه در قالب كتابي كه از آن سخن ميرود، آمده است.
از آنجا كه در اين كتاب خوانندگان به اسامي افراد، اماكن، دفاتر و ادارات متعدد برخورد خواهند كرد، ابتدا به چگونگي پيدايش و سير دستگاههاي اطلاعاتي رژيم پهلوي و نقش بيگانگان در به وجود آمدن آنها پرداختم و با استناد به اسناد موجود و اظهارات كساني كه خود مجدانه در خدمت رژيم بودند، موضوع را بررسي كردم، سپس علل و انگيزههاي پيدايش «كميته مشترك ضد خرابكاري ساواك- شهرباني» و فعاليتهاي آن را از زبان برخي از بازجويان، شكنجهگران و شكنجهشدگان كاويدم.
در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي بسياري از سران و برجستگان رژيم پهلوي، بازجويان و شكنجهگران ساواك چون اوضاع را نامساعد يافتند، به خارج از كشور گريختند و در دامان بيگانگان آرميدند. تنها تعداد اندكي از آنان موفق به خروج از مملكت نشدند و توسط مردم و انقلابيون شناسايي، دستگير و به دادگاههاي انقلاب سپرده شدند. هرگز در مخيله كارگزاران، عناصر كليدي و سرسپرده حكومتي كه در دوران اقتدار با تكيه بر دستگاه جهنمي ساواك بدترين جنايات و ظلم و ستمها را بر ملت خود روا ميداشت، خطور نميكرد روزي از اريكه قدرت به زير آيند و در پيشگاه ملت به تشريح عملكرد منفي خود بپردازند. اين افراد چه آنان كه بر اثر باور غلط خودشان از كشور خارج نشدند و چه آنان كه به علت دستگيريهاي فرمايشي شاه براي فريب مردم در زندان به سر ميبردند و امكان فرار نداشتند وقتي توسط نيروهاي انقلابي دستگير شدند در حالتي توأم با يأس، نوميدي، اظهار ندامت و پشيماني پرده از رفتار خود با زندانيان سياسي برداشتند.
و اما آنان كه در گذشتهاي نه چندان دور به خاطر مبارزه با ظلم و ستم توسط عوامل رژيم دستگير و در بند شكنجهگران گرفتار آمده و شديدترين شكنجهها را متحمل شده بودند، اكنون در كسوت بازجو و نگهبان، شكنجهگران و بازجويان ديروز خود را با الهام از رهنمودهاي پيامبرگونه امام خميني(ره) با اخلاق و رفتار انساني و اسلامي و حتي كنترل خشم انقلابي مردم نسبت به آنها به بهت و حيرت واداشتند و خاطرنشان كردند مبارزهشان از هدف مقدس و والايي برخوردار است و بدين وسيله زيبايي و رأفت دين مبين اسلام را براي آنها تجسم بخشيدند.
پيروي از اين فرمايشها موجب شد تا همان شكنجهگران ديروز كه اكنون دست تقدير آنان را در جايگاه متهم نشانده است، داوطلبانه لب به اعتراف بگشايند و گوشههايي از اتفاقات دردناك زندانهاي شاه را نه تنها براي دادگاه انقلاب كه براي تاريخ، آيندگان و در يك كلام براي تمامي انسانها شرح دهند. بهمن نادريپور يكي از كساني بود كه بيشترين اعترافات را داشت. او اطلاعات و خاطراتش را به دو صورت بيان كرده است:
الف) نوشتههاي او در زندان: زماني كه در زندان بود، با تكيه بر حافظه قوي و اطلاعات بسيار ارزشمند خود مطالبي را نوشت.
ب) اظهارات او در دادگاه: هنگامي كه در جايگاه متهم قرار گرفت، مجدداً اطلاعات خود را بيان كرد و به سؤالات رئيس دادگاه در باره موضوعات گوناگون پاسخ داد. اين اقارير توسط گزارشگران روزنامههاي اطلاعات، كيهان و... ثبت و ضبط شده است.
معمولاً در اسناد ساواك هيچگونه اشاره مستقيمي به اِعمال شكنجه به دستگيرشدگان نشده است. لذا و براي بيان اين موضوع از كلمات رمز نظير بازجويي فني، استمرار بازجويي و... استفاده ميشد. بنابراين براي انعكاس واقعيات به بخشي از اظهارات شكنجهشدگان نيز در اين بحث استناد شده است. در اين كتاب اعترافات تهراني و آرش مندرج در روزنامهها محور كار قرار گرفته و از آن روي كه گستردگي اظهارات موجب عدم ثبت و ضبط تمامي مطالب توسط گزارشگران شده، بخشي از موارد بهجاي مانده از ميان اعترافات مكتوب آنان و بخشي ديگر با مساعدت جناب آقاي بلوريان از ميان مصاحبههاي تلويزيونيشان موجود در آرشيو صدا و سيما تأمين شده است.
فرجالله سيفي كمانگر (كمالي) هم اعترافات را بر سينه اوراق نگاشته است كه از آن نيز در جاي خود بهره گرفتهايم. همچنين جنايات بسياري از دستگيرشدگان مانند سجدهاي، نصيري و... را كه بيشرمانه همه چيز را انكار ميكردند و خود را از تمامي اتهامات مبرا ميدانستند از دل اعترافات همكارانشان و برخي مستندات ديگر بيرون كشيديم و به منصه ظهور آورديم. از آنجايي كه ممكن بود اين شبهه براي خوانندگان و آيندگان ايجاد شود كه به هر حال ممكن است اين گرفتارشدگان براي رهايي از زندان اقدام به اعتراف دادگاهپسند كرده باشند و اظهاراتشان واقعي نباشد، مطالب فوق از سه منظر خاطرات شفاهي زندانيان سياسي قبل از انقلاب، روزنامههاي منتشرشده در زمان رژيم پهلوي دوم و اسناد بهجا مانده از ساواك بررسي شدند، مثلاً تهراني در قسمتي از اعترافات خود ميگويد: «از سال 54 به بعد شاه دستور داده بود مبارزان در خارج از كميته مشترك و در درگيريها كشته شوند»، لذا درستي اين سخن با بررسي روزنامههاي منتشره از سال 54 به بعد مشخص شد و خوانندگان خواهند ديد در كمتر هفتهاي بود كه خبر كشته شدن تعدادي از مبارزين تحت عنوان به اصطلاح خرابكار در روزنامهها درج نشود. تهراني در قسمتي از اعترافات خود ميگويد دو نفر از متهمين كه زنده بودند و بازجويي ميشدند، روزنامهها خبر كشته شدنشان را درج كرده بودند!! و عطاپور روزنامه مذكور را به رؤيت آنها رساند و گفت اگر همكاري كنيد ميگوييد روزنامهها اشتباه كردهاند وگرنه از نظر ما و مردم شما وجود خارجي نداريد. صحت اين اظهارات پس از مراجعه به آرشيو روزنامه مذكور و بررسي دقيق ثابت شد. از فصل اول تا پنجم ابتدا به ساخت زندان توسط رژيم اشاره ميشود و پس از آن به شرح چگونگي پيدايش دستگاههاي اطلاعاتي و نقش بيگانگان در شكلگيري ساختار آنها، آموزش بازجويان، مقابله با اعتراضات مردمي، چگونگي پيدايش و تأسيس كميته مشترك، بررسي اسناد شهداي زير شكنجه، گفتوگو با شكنجهشدگان و... و نهايتاً تسخير كميته مشترك پرداخته شده است. اعترافات تهراني و ساير شكنجهگران در مورد نحوه برخورد با مخالفين، دستگيري، شكنجه آنها و... فصل ششم به بعد كتاب را در بر ميگيرد و آخرين بخش كتاب تحت عنوان «اسناد و تصاوير» به سندها و عكسهايي كه مبين مطالب مندرج در متن هستند اختصاص دارد كه به ترتيب خاصي در جاي مناسب قرار دادهايم تا بر غناي كتاب بيفزايد. اميد آنكه مقبول افتد.
کلاس چندی؟!!!!