طعم تاريخ در مذاق بسياري از مردم، مزهاي آميخته با ملال، تكرار و گاهي اجبار است كه بايد براي گذراندن دوران تحصيل بهناچار آن را خواند، حفظ كرد و امتحان داد. خوشبينانهترين حالتي كه خواندن تاريخ براي بسياري از ما دارد، ارضاي غريزه شنيدن قصه، داستان، سرگرم شدن و وقتگذراني است.
در تاريخ همه علوم انساني حضور و ظهوري عميق دارند و ميتوان با خواندن دقيق و عميق تاريخ از همه آن علوم بهره برد، ولي حقيقت اين است كه اگر تاريخ به قصد جستوجو و شناخت سنن الهي مستتر در آن خوانده شود و نه به قصد شنيدن داستان و سرگرمي يا اجبار نمره و كلاس شيرينترين درسهاست. هر برگي از تاريخ، گوشهاي از يك عبرت يا سنت الهي است و از اينروست مطالعه سرگذشت اقوام پيشين، توصيهاي قرآني براي مؤمنين است و امروز متأسفانه نشانههاي غيرقابل انكار فراموشي تاريخ كه ثمري جز «تكرار تلخ راههاي پيموده شده» را ندارد، در جامعه ما به چشم ميآيد.
دوران زندگي فرح ديبا در محدوده زماني بسيار مهم و حساسي واقع شده است، از سال 1317 يعني سالي كه فرح پا به عرصه وجود نهاد، سالهاي اوج حكومت رضاخاني در ايران است تا رفتن به فرانسه براي تحصيل و در نهايت بازگشت به ايران و ازدواج با شاه در 1338 و 19 سال شراكت با شاه در قدرت و ثروت.
اگر دوراني را كه فرح ملكه پهلوي بود به دو نيم تقسيم كنيم، ميتوان گفت دوره اول فرح به عنوان شبهروشنفكري كه فكر ميكرد چپگرا و متمايل به سوسياليسم است و به دربار راه پيدا كرده، مطرح است، اما با غرق شدن در زندگي اشرافي و در پي كمرنگ شدن روزافزون كمونيسم در سالهاي دهه70 ميلادي به غرب تمايل يافت و به كسوت ليبرالي درآمد. در بررسي دوران فرح در اوايل به نقش خاص وي در برقراري روابط با بلوك شرق، شوروي و چين برميخوريم كه به گفته اردشير زاهدي فرح بنيانگذار روابط ايران و چين و ايران و شوروي بود، اما كمكم و در پايان دهه 70 ميلادي از شدت گرايش فرح و اطرافيانش به شرق كاسته شد و تمايل آنان به غرب افزايش يافت. در فصول انتهاي اين كتاب خواهيم خواند كه به محض اينكه كارتر، رئيسجمهور وقت امريكا سياست حقوق بشر و فضاي باز سياسي را براي ايران تجويز كرد، اين فرح و اطرافيانش بودند كه به او چراغ سبز نشان دادند.
هر چند با وقوع انقلاب اسلامي و سقوط رژيم پهلوي طومار حيات سياسي فرح و اطرافيانش در هم پيچيده شد، اما بايد پذيرفت هنوز رگههايي از آن تغيير حركتهاي جنس شيطاني در بعضي احزاب و جريانات سياسي جامعه امروز ايران قابل رديابي است!
داستان فرح تنها قصه جذاب دختر فقير و يتيمي كه مثل داستانهاي عامهپسند ناگهان شاهين بخت و اقبال به دوشش نشست و به چشم برهمزدني خود را در كاخهاي پرزرق و برق و كنار پادشاه يافت، نيست. داستان فرح تنها حكايت ملكهاي ساقطشده از سرير قدرت با فراز و فرودهاي خواندني و داستانهايي از اين دست نيست، داستان فرح در وراي ظاهر پر حادثه و رنگارنگش قبل از هر چيز روايت يك سنخيت است، روايتي از يك همراهي، همزادي و همبستگي پنهان بين همه اجزاي جريان باطل.
«الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَ الطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ»(1)
آنچه را در اثر «عروس آخر» ميخوانيد روايتي مستند از زندگي فرح ديباست كه غالباً از نگاه و خاطره ديگراني كه اطراف فرح بودند، گردآوري شده است. اميد آنكه براي نوجوانان وجوانان مفيد وآگاهي بخش افتد.
پينوشت:
(1) قرآن كريم، سوره نور، آيه 26