رسانه ها از آن جا که می توانند همه ی حواس و شعور بشر را مخاطب قرار دهند و آن را از آن خود سازند نقش ویژه ای در آزادی و بندگی بشر ایفا می کنند. امروز بشر در دنیای مدرن رسانه ها را می پرستند حتی اگر خودشان منکر باشند. آن ها به سبک رسانه زندگی می کنند و این به معنای آن است که آن را می پرستند . رسانه ها پیامبران حقیقی و دروغین عصر حاضر اند و این گونه بشر را بنده ی حق یا شیطان می کنند.alt
قدرت رسانه وقتی بیشتر اهمیت می یابد که سبک زندگی اگر چه خود بر طبق اندیشه ای القا می شود لکن صورت آن در رسانه در نظر مخاطب خود باز فرهنگی می سازد که به طور غیر مستقیم می تواند با روح سکولاریستی القا شده فتنه های بزرگ برپا کند و یا آن که انسان را در میان مدت از کوته نگری ها برهاند.
ظرفیت صدا و سیما به دلیل ماهیت خود مدارانه ی تکنیکی آن قدر نیست که روایت گر حقایق باشد اما می تواند دریچه ای از حقیقت را در سطحی نازل نشان دهد. واقعیت آن است که الزامات مدرنیته عظمت های انقلاب اسلامی را در حجاب برده است و در کوتاه مدت و میان مدت از آن گریزی نیست لکن این به معنای آن نخواهد بود که ما با اصالت دادن به ملزومات رسانه ای دنیای مدرن آرمان های انقلاب را در اندیشه های ابزاری دنیای مدرن محصور کنیم و برای آن راهبرد حقیقی تعریف ننماییم.
عالم اطلاعاتی رسانه، بشر را حکیم و عالم نمی سازد بلکه انسان را درگیر روزمرگی ها می کند. هرکس که اسیر مطالبات روزانه ی خویش شود هرگز آرمان خواه نمی گردد. لذا هرگز در افق انقلاب اسلامی نمی زید. از آنجا که امروز حق و باطل در افق انقلاب اسلامی و دنیای مدرن به میدان آمده است هرکس از آرمان انقلاب رو بگرداند خواه ناخواه در دل طواغیت جای می گیرد.
شاید تبلیغ اجناس ظاهرا ایرانی با جایزه های میلیونی و حتی میلیاردی که در تبلیغات اخیر به مستمری چند ساله تبدیل شده است هیچ ارتباطی با استکبار ستیزی نداشته باشد. لکن واقعیت آن است که تمنای بیشتر کالاهای مصرفی صورت وابستگی به ماده و در یک کلام حب دنیاست. هر چند این روحیه در بشر تقویت شود از آن جا که ماده محدودیت بردار و نزاع زا است انسان احساس خلا بیشتری می کند . این خلاها انسان را خودکم بین می سازد، لذا همواره تلاش می کند ابزار بیشتری داشته باشد و چون امکان تامین آن وجود ندارد بیشتر حرص می خورد و بیشتر حسود و دل تنگ می شود. کوته بینی روح انسان را به نزاع های سطحی مشغول می سازد. با چنین روح ماکیاولیستی ابزار آن چنان مقدس می شود که هرکاری از گناهان شخصی تا خیانت و دزدی تا بی تفاوتی سیاسی و حتی یاری اهل کفر و شرک و نفاق از او بر می آید..
بشر خیال پرداز که ملعبه ی رسانه های دنیای مدرن و شبه مدرن است دیگر برای وظیفه ی الهی نمی کوشد بلکه برای فرو نشاندن حرص خود هویتش را به ماده می فروشد.لذا کنترل چنین جامعه ای با همان رسانه ممکن نیست. جامعه ای که روابط حقیقی و طبیعی در عالم را با خیالپردازی های رسانه ای آلوده کرده است با هزاران دوربین هم نمی توان کنترل کرد.
در جامعه ای که روح سکولاریستی حاکم شود دیگر درس اخلاق و موعظه فایده ای نخواهد داشت. سکولاریزم مروج اباحی گری است و جامعه ی لاابالی نمی تواند آرمان های حقیقی داشته باشد . به طور مثال وقتی حیا و عفت با مجموعه های تلویزیونی از بین می رود دیگر نه تنها انواع مدل های حجاب کارساز نیست بلکه این روح نهادینه شده در جامعه ی اسلامی نفاق پرور است و افراد را با دوگانگی های بی شمار به ظواهر اسلامی متظاهر می گرداند.
سکولاریزم رسانه ای با القای سبک زندگی مدرن در قالب آن چه در تهران می گذرد اقتضائات فرهنگ بومی را در تمدن سازی بی رنگ می سازد و این گونه نارضایتی نسبت به وضع موجود ایجاد می کند. این خود کم بینی ها کار را به جایی می رساند که افراد برای آن که جایگاهی در معادلات امروزی بیابند در تمنای زندگی خیالی مرفه فیلم و سریال ها، خود را به آب و آتش بزنند تا به آن سبک و سیاق زندگی کنند.
سکولاریسم ریشه ی ملت ها را می سوزاند. اگر امروز دنیای مدرن نمی تواند در مقابل بحران های ایجاد شده راهکار ارائه دهد از آن جهت است که اباحی گری قدرت تحرک جامعه را می گیرد و ملت ها را به پایان خویش می رساند. بشر برای زیستن دو راه بیشتر ندارد؛ حیات خویش را به عالم بالا متصل کند و جاودانه شود و یا این که خویش را تقدیم شیطان کند و با روزمرگی روزگار بگذراند. اگر تسلیم اباحی گری ها شود با زیاده خواهی شیطانی و تورم مطالبات کثیر خودمدارانه ، هیچ منفذی برای کنترل جامعه به سوی پیشرفت نمی ماند.
رسانه ی ملی می تواند حقیقت را در جلوه ها و سطوح مختلف برای فرهیختگان، جوانان، نوجوانان ، کودکان و عوام به نمایش بگذارد و این گونه از حصر سکولاریزم رسانه ای برهد لکن اگر حقیقت برای جذابیت بیشتر تحول ذاتی پیدا کند دیگر چیزی از دین باقی نمی ماند. به فرموده ی مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان صدا و سیما در سال 83 اگر بناست فیلم یا برنامه ای پخش شود و تاثیر سوئی بگذارد چه فرقی می کند که من پخش کنم یا رقیب من در هردو صورت بد است . پس چرا من پخش کنم.
ملتی که افقش را در ماده بجوید به جهنم سقوط خواهد کرد. مردمی که آرمانشان را در قهرمان های دروغین فیلم ها و سریال ها می جویند نمی توانند جریان ساز باشند و رسالت مبارک صدور انقلاب را بر عهده گیرند . جامعه ای که اسیر ابزارهاست نمی تواند پرواز کند. برای رهیدن همانند غزه ی قهرمان باید دلاورانه پنجاه و یک روز جهادگرانه ایستاد و بهانه ی کمبود ها را نگرفت تا چهارمین ارتش دنیا عاجزانه در مقابل مردمی با دست خالی عقب نشینی کند.
مستندها می توانند با نمایش تحقق وعده های الهی تاثیر بسزایی در تحقق آرمان های داخلی و خارجی انقلاب ایفا کنند. این که خانم های علی الظاهر پوشیده در صفحه ی تلویزیون ظاهر شوند اتفاقی است که با پیروزی انقلاب اسلامی محقق شده است و ما سی و شش سال است که از آن گذر کرده ایم و باید گام های عمیق تر برداریم. در جان جوانانمان بایدروح توحیدی بدمد تا پیچ تاریخی انقلاب با تحول عظیم فرهنگی پشت سر گذاشته شود.
رسانه های طاغوتي عالم، بشر را اسیر خویش کرده اند . آن ها به طور کاملا قراردادی در جهت منافع کمپانی های دنیای سلطه به آن ها می آموزند از چه چیز شادمان و از چه غمگین شوند. برای چه بکوشند و مهم تر از همه چطور زندگی کنند. بشری که گرفتار اهداف طواغیت عالم است و اتفاقا با رنگ و لعاب انسانی و دینی آن ها را دریافت می کند چگونه می تواند آزاده باشد و با مستضعفان جهان هم صدا گردد.
بشر بخواهد یا نخواهد بنده است لکن یا بنده ی حق می گردد و یا بنده ی شیطان می شود. وقتی طواغیت عالم در جنگ نرم با عناوین کاملا دینی و اتفاقا با اهداف کاملا سکولار با پمپاز خلاها به انسان امروز او را حسرت زده می کنند و این گونه او را در حصر مطالبات مادی می کنند از این انسان هر نوکری بر می آید. گاه خود را اسیر بانک ها با بهره ی زیاد می سازد تا مدرن زندگی کند و گاه خود را به شرکت های سودجوی داخلی و خارجی می فروشد تا زیبایی خیالی خانه وظاهر خویش را تامین کند.
عالم اطلاعاتی کمی گرا انسان را سیراب نمی کند. حرص و ولع آدمی را زیاد می کند. لذا هر چه شبکه ها توسعه داده می شود تمنای بیش تری برای توسعه ی کمی صدا و سیما ایجاد می شود. سرگرمی های مدرن امروزی بر آرزوهای انسان سرپوش می گذارند. در حالی که صدا و سیما با همین ظرفیت های اندک خویش در عالم دینی می تواند مروج ساده پوشی، خوراکی ها و پوشش های ایرانی و به طور کل سبک زندگی اسلامی ایرانی باشد و رضایت حقیقی از زندگی ساده ایجاد کند.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید روح آزادگی و نخواستن ها را در ملت بپروراند و این گونه در راستای استکبار ستیزی نظام، تحریم های دشمن را بی اهمیت سازد. تبلیغات زیاد صدا و سیما نا خواسته روح طاغوتی را در جامعه می پروراند و واقعیت آن است آن جا که استکبار ریشه بدواند آن ملت نمی تواند روح توحیدی داشته باشد لذا چنین ملتی نمی تواند آرمان های روحانی را محقق کند.
رسانه می تواند اقتصاد را یک ابزار در شاهراه انقلاب اسلامی جلوه دهد و با مطالبات توحیدی عقیده پرور، ساز و کارهای پیچیده و کاملا اطلاعاتی اقتصاد دنیای مدرن را بشکند و همانند دوران جنگ تحمیلی نشد ها را محقق کند. روحیه ی قناعت طلبی یک شعار نیست بلکه کلید حل مشکلات لاینحل در تاریخ انقلاب اسلامی بوده است. رهایی از تجملات انسان را به آرمان های بلند پیوند می زند و او را از تنگ نظری ها می رهاند.
سرگرمی ها حتی اگر گناه نباشند زمینه ی رفاه طلبی را فراهم می کنند. رفاه طلبی روحیه ی جهاد و آزادگی را می خشکاند. آی فیلم در بهترین حالت یک شبکه ی سرگرمی است و چه بسا همین سرگرمی ها انسان را از حقایق عالم دور می سازد و به همین خاطر است که متعرض پرس و العالم می شوند لکن آی فیلم را تهدید منافع خویش نمی دانند . سرگرمی ها اگر ابزاری برای اهداف انقلاب باشند بسیار کارسازند، لکن اگر خود در بلند مدت هدف شوند بسیار خطرناک اند.
وقت گذرانی که همراه تذکرات قدسی نباشد انسان را طالب دنیا بار می آورد. لذا انسان را طالب هجرت و جهاد نمی کند. قهقهه ها ی مستانه انسان را آرام نمی کند بلکه سرپوشی برحقیقت ها می گذارند. فیلم های خارجی سانسور شده بسط مدرنیته اند و به عنوان ابزار های بسیار کوتاه مدت قابل استفاده اند.بنابراین صدا و سیما افق نورانی تری را پیش خویش باید بگشاید.
روح آزادگی در کالبد رسانه، ملتی مبارز همراه با ساختاری جهادی برای انقلاب خواهد ساخت. رسانه ی ملی به برکت انقلاب اسلامی می تواند از خودمداری تکنیکی عالم اطلاعاتی گذر کند.برای تحقق آرمان های توحیدی انقلاب اسلامی باید از خودمداری های مدرنیستی عبور کرد . صورت این آرمان عظیم در گذر از آرزو سازی ها برای جامعه ی توحیدی آشکار خواهد شد.ان شا الله