کد خبر: 702331
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۳
وقتي كميت جاي كيفيت را مي‌گيرد
اين روزها اگر با دقت بيشتري به اخبار و گزارش رويدادها گوش داده و آنها را تحليل كنيم، متوجه مي‌شويم كه يك نوع تمايل جديد در ميان انسان‌ها شكل گرفته و روزبه‌روز هم قوي‌تر مي‌شود.
‌فاطمه عماني
تمايل به اينكه كيفيت را كنار گذاشته و كميت را بچسبيم و برتري را صرفاً در مشاهده اعداد و ارقام نگاه كنيم و به نوعي به پزهاي جديدي دل‌خوش كنيم و آنها را مايه پرستيژ خود بدانيم، پزهاي جديدي به نام «پزهاي عددي». پزهايي كه فارغ از كيفيت، فقط و فقط روي تعداد و كميت زوم كرده‌اند. «هرچه بيشتر» در مقابل « هرچه بهتر» نكته‌اي است كه در اين مورد به رخ كشيدن‌ها كاملاً صادق است. دوست داريد با بخشي از اين پزهاي عددي جامعه ما آشنا شويد؟
 

شاگرد ممتاز بودن

ميل به برتر بودن در بسياري از ما انسان‌ها از زمان مدرسه شكل مي‌گيرد. با تأكيد و تشويق و حتي تهديد والدين و مسئولان مدرسه مبني بر اينكه كودكي بهتر است كه شاگرد ممتاز باشد، معدل بيست بگيرد يا به قول نظام جديد آموزشي همه فعاليت‌هايش امتياز «بسيار خوب» داشته باشد! براي عده‌اي هم تمايل به بهترين بودن حتي پيش از ورود به دبستان آغاز مي‌شود. برتر بودن همواره با مقايسه همراه است! مقايسه كردن باعث مي‌شود كه حقيقت گوهر وجودي هر فرد آن طور كه بايد مشخص نشود بلكه در عوض هميشه از اين و آن رنگ بگيرد. مشكل نظام آموزشي از زماني شروع شد كه عدد ملاك كيفيت آموزش شد «هرچه نمره بالاتر، معدل بيشتر، رتبه بهتر و فرزند عزيزتر»! خيلي راحت و به بهترين شكل ممكن كيفيت آموزش را فداي چند عدد و رقم دو رقمي آن هم از نوع 20 و 19 كرديم.

اول شدن در مسابقات علمي و ورزشي

شيريني توجه و تشويقي كه انسان در ازاي «اول شدن» كسب مي‌كند، باعث مي‌شود كه دلش بخواهد اين‌بار خودش دست به كار شده و در مسابقات علمي يا ورزشي حضور پيدا كند تا باز هم سطح توانمندي‌هاي خود را در مقايسه با همترازانش محك بزند. روزي را در ذهنش به تصوير مي‌كشد كه بالاخره بتواند بر سكوي شماره يك المپياد و المپيك بايستد و مدال طلا به گردنش بياويزند.

اين وقت‌هاست كه نجواهاي خبيثانه به سراغ آدمي مي‌آيد و وادارش مي‌كند به هر ضرب و زوري كه شده فقط رتبه يك تا سه راكسب كند چون مطمئناً آنقدر كه اين سه رتبه به چشم مي‌آيد رتبه چهارم نمود ندارد! بماند از اينكه براي رسيدن به اين رتبه‌هاي اول تا سوم از چه تلاش‌هاي ناجوانمردانه كه دريغ نمي‌كنيم و به چه راه‌هاي غير‌انساني كه متوسل مي‌شويم. با ديدن هجمه اين‌ تلاش‌ها تازه مي‌شود درك كرد كه گويي نسل «پورياي ولي»هايي كه پهلواني و اخلاق‌مداري را به قهرماني ترجيح مي‌دهند، آرام‌آرام رو به انقراض است.

رتبه تك، دو و سه رقمي در كنكور

اگرچه اين روزها با اقدامات جديد و ايجاد انواع مختلف دانشگاه‌هاي پيام‌نور و غير‌انتفاعي و غير‌حضوري و نيمه حضوري و. . . و افزايش ظرفيت‌هاي پذيرش دانشگاه‌هاي سراسري و آزاد، دانشجو شدن به سختي قبل نيست اما براي خيلي‌ها صرف قبول شدن در دانشگاه و تحصيل در رشته مورد علاقه هم مطرح نيست بلكه تمام همّ و غمّشان اين است كه رتبه‌اي تك، دو يا سه رقمي كسب كنند و چيزي شبيه به همان ركورد گينس در رزومه تحصيلي خود ثبت كنند! چون دوست دارند ممتاز و برتر باشند. براي رسيدن به اين هدف و رتبه‌هاي تك رقمي از هيچ هزينه‌اي فروگذار نمي‌كنيم. نه يك سال و دو سال، اين تلاش ميليوني ثبت‌نام در كلاس‌هاي كنكور و هزار و يك معلم و استاد خصوصي تا زماني كه به يك رتبه تك‌رقمي برسيم ادامه دارد.

ناگفته نماند اين تلاش براي رسيدن به يك رتبه چشم‌كور‌كن نياز به يك برنامه‌ريزي دقيق و جان كندن طاقت‌فرسا دارد چون هر لحظه ممكن است در نقطه مقابل و در فاميل كسي باشد كه بيشتر خرج كند، بيشتر كلاس برود و خطر رتبه تك رقمي شما را تهديد كند.

تراز دانشگاه‌هاي ممتاز جهان و رقابت در نرخ پذيرش ايشان

مقاله‌اي در نيويورك تايمز پرده از اين واقعيت برداشت كه پذيرش در دانشگاه‌هاي ممتاز دنيا به آن سختي‌ها كه تصور مي‌شود نيست. اينكه نرخ پذيرش دانشگاه‌هايي نظير هاروارد و استنفورد اين روزها تك رقمي شده است، نشان‌دهنده اين نيست كه فيلترهاي آنان براي عبور دانشجويان ذيصلاح سخت‌تر و دروازه ورود به اين دانشگاه‌ها تنگ‌تر شده است و سطح علمي اين دانشگاه‌ها از پيش بالاتر رفته است، بلكه به اين خاطر است كه آمار ارسال درخواست‌ها افزايش يافته است كه اين افزايش به اين خاطر است كه دانشجويان با هر سطح سواد و توانمندي اين فرصت را دارند كه درخواست ثبت كنند آن- هم نه يك بار بلكه چندبار و آن هم نه براي يك دانشگاه بلكه براي چند دانشگاه! اما نهايتاً باز هم همان كساني حق ورود به اين مراكز علمي را مي‌يابند كه قبلاًمي توانستند. اگر قدري از دانش رياضي دبستان را به خاطر داشته باشيد، مي‌دانيد كه هرچه مخرج كسري بزرگ‌تر شود، كل كسر كوچك‌تر مي‌گردد! طبيعي است وقتي كه سيل عظيم درخواست‌كنندگان فيلتر نشود، انتخاب تعداد محدود از ميان حجم بالاي درخواست‌كنندگان، عددي كوچك به دست مي‌دهد، يعني همان عددي كه خيلي از دانشگاه‌هاي پيشروي جهان به آن مي‌نازند. بنا براين نرخ تك رقمي 09/5 درصدي پذيرش دانشگاه هاروارد يا 07/5 درصدي دانشگاه استنفورد دليل بر اين نيست كه استنفورد با دو صدم درصد كاهشِ پذيرش از پرستيژ بالاتري برخوردار است!

رنكينگ گوگل

در برخي مصاحبه‌هاي شغلي ديده مي‌شود كه وقتي شركت، سازمان يا حتي فردي مي‌خواهد از خودش تعريف كند، مي‌گويد نام ما را كه در گوگل جست‌وجو كنيد، اولين لينكي كه در صفحه معرفي مي‌شود، لينك وب‌سايت يا وبلاگ ماست! اين يعني ما پرمراجعه هستيم و حسابي سرمان شلوغ است و برتريم! حتي به اينكه سرچ بزنيد و ببينيد نتيجه جست‌و‌جوي ما در چند صفحه ظاهر مي‌شود هم يكي از نقاط به رخ كشيدن اين مسئله است. جالب‌تر اينكه بر خلاف پزهاي عددي كه پيش از اين در موردش صحبت كرديم در اين مورد هرچه نرخ عدد بالاتر باشد، هرچه نتيجه جست‌و‌جو صدي، هزاري و ميليوني باشد پز اين مورد هم بيشتر است. توهم پز رنكينگ جست‌و‌جوي گوگل حتي به جست‌و‌جو مقالات و عكس‌هاي قشر خاص جامعه هم محدود مي‌شود و بالاترين افتخارشان اين است كه بگويند «كافيه عنوان مقاله‌ام رو در نوار ابزار گوگل تايپ كني اونجاست كه متوجه مي‌شي اين مقاله چند‌بار كليك خورده». تفكر جالب اين دسته از پزدهنده‌ها اين است كه فكر مي‌كنند هرچه يك مقاله كليك‌خورش بيشتر باشد ارزش علمي و خبري‌اش هم بيشتر است بماند از اينكه گاهي اوقات عنوان همين مقاله‌ها يا آرشيو‌هاي عكس است كه به اشتباه مخاطب را به كليك كردن وادار مي‌كند.

موفقيت‌هاي سازماني

مي‌گويند «خدا را شاكريم كه موفق شديم...» بلافاصله بعد از اين جمله است كه جدول و صفي از اعداد و ارقام نجومي شروع به نمايش مي‌كند.

تعداد بناهاي ساخته شده، تعداد افرادي كه مورد معاينه سلامتي قرار گرفته‌اند، تعداد روستاهاي مجهز به بهياري، تعداد سدهايي كه در كشور ساخته شده است، تعداد اتوبوس‌هايي كه در شهر به كار گرفته شده، تعداد محصلين و فارغ‌التحصيلان و... همه اين آمار نجومي مي‌شود ابزاري براي به رخ كشيدن پز عددي! در اين بحث اصلاً مهم نيست كه آيا تمام آن بناهاي ساخته شده از استانداردهاي لازم برخوردار بوده‌اند يا نه! حتي مهم نيست كه آيا تمام آن روستاهايي كه به بهياري تجهيز شده‌اند، بازدهي مطلوب را دارا هستند يا خير. اينكه آيا تعداد زياد احداث سدها به طبيعت آسيب مي‌زند يا اتوبوس‌هايي كه در شهر كار مي‌كنند كارايي مطلوبي دارند يا نه! حتي لازم نيست به اين فكر كنيد كه تمام محصلين و فارغ‌التحصيلاني كه جزو آمار پز حساب شده‌اند بازدهي علمي دارند يا مهم اين است كه پز آمار نجومي را بدهند كه دادند.

اين پست چند تا لايك دارد؟!

گروه‌هاي اجتماعي مجازي فضايي ايجاد كرده است كه مردم از هر قشري مي‌توانند دور هم جمع شوند. مطلب، موسيقي، عكس و فيلم به اشتراك بگذارند و ديگران هم نسبت به آن نظر بدهند. اما تب نظرخواهي مثبت و در اصطلاح «لايك» كردن به قدري بالا رفته است كه طرف حاضر است هر چه عجيب‌تر و غيرمعمولي‌تر ظاهر شود ولي توجه همه را به خود جلب كند تا تعداد «لايك»هايش از چيزي كه هست بيشتر و بيشتر به نظر برسد و اين را ملاك برتري خود مي‌داند. البته ماجراي پزهاي عددي لايك‌ها به فيس‌بوك، توئيتر و امثالهم خلاصه نمي‌شود. با فراگير شدن تب استفاده انواع و اقسام اپليكيشن‌ها باز لايك‌ها در فضاي لاين و تلگرام هم داغ است و هر كه بيشتر لايك بگيرد پز بيشتري نصيبش مي‌شود.

مهريه كي داده كي گرفته!

از اينكه «مهريه را كي داده و كي گرفته» بگذريم. اين هم يك جور پز عددي است كه خانم هر چه تعداد سكه‌هايش بيشتر باشد باكلاس‌تر و با ارزش‌تر است، اين داستان وقتي قابل‌تأمل‌تر مي‌شود كه خانواده آقا داماد هم خودش تمايل داشته باشد كه مهريه بيشتري را بپذيرد (و نه الزاماً بپردازد)، به اين خاطر كه پيش آشنا و غريبه، بگويند كه ما آنقدر سطح‌مان بالاست و خدا را شكر آنقدر دستمان به دهنمان مي‌رسد كه عدد بسيار بالايي در حدود 1300 و اندي، حتي در اين گراني سكه و ارز، مهر عروسمان كنيم!

اگر كمي بگرديد نمونه‌هاي بسيار ديگري را هم مي‌يابيد كه در آنها چشم بر كيفيت بسته يا با نيم‌نگاهي بر كيفيت، تمركز اصلي بر كميت است. تمايل به اينكه هزار آجر را روي هم بنهيم ولو اينكه برجي كه مي‌سازيم تا ثريا كج برود، تمايل به اينكه قله‌ها را فتح كنيم و در سوابق تحصيلي و كاري خود فتوحات زيادي را ثبت كنيم به جاي اينكه دايره وجود خود را هرچند كه شعاعش كوچكش باشد كامل كنيم، محصول مدرنيسم است.

كمال را اين روزها خيلي‌ها در تغييرات ديوانه وار اعداد و ارقام و نمودارها مي‌بينند، آمارهايي كه مي‌توان به سادگي آنها را دستكاري كرده يا با صداقتي فريبكارانه به گونه‌اي منعكس نمود كه واقعيتي، سليقه‌اي جلوه داده شود!
 
 
ركورد‌شكني و ركورد‌دار بودن
 

هرازگاهي در اخبار مي‌شنويم كه مردي، زني، جواني، كودكي موفق شد ركورد فلان چيز را بشكند! به طور مثال يك نفر توانست بدون توقف و خستگي با روپايي زدن پله‌هاي يك برج را بالا برود يا فلان مرد صاحب درازترين ريش و سبيل است يا قوي‌ترين مرد جهان توانست با دندان يك كاميون را جابه‌جا كند، زني توانست قطعات فلزي را با دندان‌هايش بجود يا كودكي حاصل‌ضرب‌هاي سه رقمي در سه رقمي را از بر مي‌گويد! با ديده منتقدانه كه نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم پشت اين همه هياهو و برو و بيا و ثبت جهاني، نهايتاً چيزي نيست كه بشود با آن حقيقتاً انساني سودمند بود، بلكه صرفاً افتخاري در ذهن خود فرد باقي مي‌ماند و در اذهان ديگر هم پس از مدتي كمرنگ و كمرنگ‌تر مي‌شود. مثلاً فردي كه با هزار قدرت و صرف ماه‌هاي گراني از زندگي‌اش تمام هدفش اين مي‌شود كه ركورد‌دار يك كتاب جهاني شود به اين فكر كرده كه بر فرض هم به اين جايگاه دست يافت و كلي هم سود مالي نصيبش شد (كه نمي‌شود) اما آخر چه؟ با همه تلاش‌ها و آسيب‌هايي كه به خود وارد كرده در نهايت جز رتبه تك‌رقمي چه چيزي نصيبش شده است؟ انگار اين روزها همه تلاش‌ها در دايره رفتارهاي صرفاً مادي و جهاني خلاصه مي‌شود و انسانيت از دايره رفتارهاي ما فاكتور گرفته شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها