
هر چند تيم ملي فوتبال ايران نتوانست در شانزدهمين دوره رقابتهاي جام ملتهاي آسيا به نتيجه دلخواه برسد. اما كارلوس كرش با دعوت از 10 بازيكن جوان دست به كار بزرگي زد. كرش بماند يا نماند بيشك با جوانگرايياي كه انجام داده ميراثي ارزشمند را از خود به جا گذاشته كه اگر به آنها بها داده شود قطعاً ميتوانند در مقدماتي جام جهاني 2018 روسيه از اركان اصلي تيم ملي در راه صعود ايران به جام جهاني باشند.
البته ما سناريوي جوانگرايي را در ادوارگذشته در تيم ملي داشته ايم اما نه به اين شكل.
سال 1986 زماني كه دهداري سرمربي تيم ملي بود يك اتفاق تاريخي در فوتبال كشورمان رخ داد و آن استعفاي دستهجمعي بازيكنان سرشناس و ستارههاي تيم ملي بود. هر چند تا الان كه نزديك به 30 سال از اين موضوع ميگذرد، هنوز هيچ كس به درستي نميداند چرا آن اتفاق تلخ رخ داد. ستارههاي بزرگ عليه دهداري طومار امضا كردند و او را از تيم ملي خط زدند!
آن زمان خيليها معتقد بودند دخالت اطرافيان دهداري از جمله رضا وطنخواه باعث بروز اين اتفاق شد اما آنچه مهم بود اينكه ستارههايي چون بياني، حاجيلو، پنجعلي، درخشان، ابطحي و چنگيز كه هدفشان زمين زدن و بركناري دهداري بود هرگز تصور نميكردند فدراسيون پشت دهداري درآيد.
رياست فدراسيون فوتبال آن زمان بر عهده مصطفوي بود. او زماني اين كار را كرد كه همه تصور ميكردند ستارگان فوتبال خيلي زود به تيم ملي برميگردند اما رئيس فدراسيون فوتبال آن زمان با بياعتنايي به ستارهها، از كادر فني حمايت كرد تا دهداري با جوانگرايي همه را متعجب كند. آن سال تيم ملي در مسابقات جام ملتهاي آسياي 1988 قطر با تركيبي جوان راهي مسابقات شد. احمدرضا عابدزاده، نادر محمدخاني، سعيد نعيمآبادي، مجتبي محرمي، محمدحسن انصاريفرد و امير قلعهنويي از جمله اين بازيكنان بودند كه براي ايران درخشيدند. آن سال دهداري با تمام انتقادات و فشاري كه روي دوشش بود چهارچوب دروازه تيم ملي را به يك جوان20 ساله سپرد. آن دروازهبان عابدزاده بود و با درخشش همين جوانان موفق شد عنوان سومي آسيا را كسب كند.
قضيه جوانگرايي در تيم ملي به همين جا ختم نميشود. بعد از آن زمان يك بار ديگر تيم ملي فوتبال كشورمان شاهد يك تغيير و تحول گسترده بود. وقتي سال 1992 در جام ملتهاي هيروشيما با علي پروين حتي از مرحله گروهي هم بالا نيامديم و متعاقب آن در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1994 هم نتوانستيم موفق ظاهر شويم هدايت تيم ملي براي جام ملتهاي آسياي 1996 امارات به محمد مايليكهن سپرده شد. آن زمان فوتبال ايران در اوج ناكامي بود كه مايليكهن با دعوت از بازيكنان جوان مثل ميناوند، مهدويكيا، داريوش يزداني و نعيم سعداوي و بهكارگيري بازيكنان بزرگي چون دايي، باقري، عزيزي و عابدزاده توانست فوتبال ايران را از آن حالت كما خارج كند. آن سال تيم ملي فوتبال كشورمان با سرمربيگري مايليكهن توانست ضمن كسب نتايج فوقالعاده و شكست دادن تاريخي عربستان و كره جنوبي سوم آسيا شود.
مرور اين دو تجربه نشان ميدهد كه جوانگرايي در فوتبال هميشه نتيجه داده، البته تجربه دهه 50 فوتبال را نيز داريم كه طي آن تيمهاي جوانان و المپيك ايران در آسيا آقايي ميكردند. روي همين اصل هم يادآور شديم كه جوانگرايي هميشه جواب داده اما در دو مقطعي كه بيان شد سرمربيان تيم ملي با توجه به شرايط وادار به جوانگرايي شدند و با جوانهايشان نتيجه گرفتند، اميد آن ميرود كه فوتبال براي يك بار هم كه شده اين تجربه را در شرايط معمولي انجام دهد؛ كاري كه كارلوس كرش شروع كرده و بايد ادامه پيدا كند.