شانزدهمين دوره جامملتها در حالي براي ما به پايان رسيد كه بهرغم حذف در مرحله يكچهارم درسهاي زيادي برايمان داشت امروز ديگر وقت حسرت خوردن نيست؛ آنچه مهم است اينكه جامملتها را مثل يك كلاس درس آموزشي نگاه كنيم.
اينكه هنوز تيم به ايران برنگشته انتقادها شروع شده چيز جديدي نيست، منتقدان مثل هميشه شروع به بهانهگيري كردند كه چرا ما بايد از تيمهاي درجه دوم آسيا شكست بخوريم. البته اين انتقادات قبل از شكست برابر عراق نيز وجود داشت كه مثلاً چرا مقابل تيمهايي مثل قطر، بحرين و امارات ضعيف يا شانسي پيروز شديم كه ما قصد ورود به اين مبحث را نداريم، اما ميخواهيم بگوييم كه همين امارات كه به اعتقاد منتقدان، تيم درجه دو آسياست، ژاپن مدافع عنوان قهرماني را حذف كرد. ولي به ما باخت پس ما بايد بگوييم كه برتر از ژاپن هستيم، معلوم است كه اينگونه نيست!
بسياري از منتقدان معتقدند كه در تمام بازيها تدافعي بازي كرديم، اما همين آقايان منتقد يكبار نميگويند تيمي كه تدافعي بازي ميكند، چطور ميتواند در سه بازي خود برنده بازي باشد و در بازي مقابل عراق با وجود دو بار عقب افتادن باز هم به بازي برگردد و در نهايت با پنالتي مغلوب شود.
معلوم نيست چرا منتقداني كه امروز از امارات براي كوبيدن تيم كرش استفاده ميكنند و آن را تيم درجه دو آسيا مينامند، يكبار نميگويند همين تيم چند بازي تداركاتي انجام داده، تيمي كه از تيمهاي پايه شروع كرده است بايد توجه آقايان منتقد را به اين نكته جلب كنيم امارات كه امروز براي حضور در فينال بايد به مصاف استرالياي ميزبان مسابقات برود از جوانان، اميد و تيم المپيك به اينجا رسيده يعني اعضاي اين تيم نزديك به 10 سال با هم كار كردهاند و اين يعني فوتبال پايه. چيزي كه ما از آن غافليم و امروز از جام شانزدهم آن را آموختيم ولو اينكه استاد تيمي باشد به نام امارات!
آنچه مهم است اينكه جامملتها تمام شده، شكي وجود ندارد كه انتقادات در روزهاي بعد به اوج خودش خواهد رسيد، چه كارلوس كرش سرمربي ايران باشد و چه نباشد، نتايج خوب و بد تيمملي در اين جام شانزدهم در پرونده فوتبالي ايران آرشيو شد، اما حالا بايد چه كار كرد.
اگر ميخواهيم مثل امارات و حتي بهتر از امارات كار كنيم بايد از همين الان در استعداديابي بخش اميدها و جوانان هزينه كنيم، كاري اصولي و با الگويي مناسب.
گذشت آن سالهايي كه تيمهايي مثل امارات كيسه گل فوتبال ما بودند، آنها كارهاي پايهاي كردهاند و گفتيم چيزي كه ما از آن غافليم.
بر فرض اينكه قهرمان اين دوره از رقابتها هم ميشديم چيزي به فوتبالمان اضافه نميشد. تيم كرش در صورت قهرماني تنها يك عنوان به دست آورده بود، عنوان قهرماني بدون پشتوانه مناسب، عنواني كه فقط مربوط به 22 بازيكن حاضر در استراليا بود. حتي جسارت سرمربي تيمملي در ميدان دادن به جوانان را نيز نميتوان كار پايهاي ناميد؛ چراكه حتي امروز بازيكني مثل سردار آزمون بايد داراي پشتوانه و جايگزين باشد كه ما در فوتبالمان از آن بيبهره هستيم!
تيمملي حذف شد، اما درسهاي زيادي آموخت، درسهايي كه اميدواريم به خوبي از امتحان آن برآيد!