
شهر داووس در كشور سوئيس امسال هم مثل گذشته و از 21 ژانويه محل برگزاري يكي از مهمترين كنفرانسهاي جهاني است. قريب به 2500 نفر از رهبران سياسي و اقتصادي جهان به مدت چهار روز در اين كنفرانس شركت ميكنند تا درباره موضوعات مختلف جهاني با يكديگر گفتوگو و مذاكره كنند و به نظر ميرسد كه وضعيت امسال اجلاس تفاوتهاي قابل توجهي با سالهاي گذشته داشته باشد. دو هفته قبل از اين اجلاس بود كه حملات تروريستي پاريس اتفاق افتاد و در پي آن، پاريس و بسياري از ديگر شهرهاي مهم اروپايي عرصه حضور نيروهاي پليس و نظامي شده تا به ادعاي سياستمداران با گروههاي تروريستي تكفيري مبارزه كنند. از سوي ديگر، مشكل يك سال گذشته اوكراين حل نشده و از نشست سال گذشته داووس به اين سو، روابط غرب با روسيه بر سر اين مشكل به يك رودررويي تمامعيار كشيده شده و وضع تحريمهاي غرب عليه روسيه تأثيرات دوجانبهاش را بر اين كشور و بر خود كشورهاي غربي نشان داده است.
گذشته از اين موارد، برگزاري اجلاس امسال داووس از يك جهت اهميت قابل توجهي دارد. سال جديد ميلادي از ابتداي هزاره به عنوان سال هدف براي اهداف توسعه هزاره سازمان ملل در نظر گرفته شده و طبيعي است كه اين همزماني مورد توجه شركتكنندگان در اجلاس امسال قرار بگيرد به خصوص نمايندگان سازمان ملل و آن دسته از سازمانهاي بينالمللي كه به نحوي با اهداف توسعه هزاره ارتباطي دارند. از اين جهت، مسئله مطرح از دو جهت قابل ذكر است؛ جهت اول اينكه تلاشها در زمينه رسيدن به اين اهداف در آستانه سال هدف تا چه حد موفق بوده و دوم اينكه ارتباط اجلاس داووس با اين برنامه به چه نحو قابل توجيه است.
اهداف توسعه هزاره
اهداف توسعه هزاره، Millennium Development Goals ، اهدافي هستند كه در نشست هزاره سازمان ملل در سپتامبر 2000 مطرح شدند و از سوي 189 كشور پذيرفته شد و 147 نفر از رهبران كشورهاي جهان آن را امضا كردند. اين اهداف در سند پاياني آن نشست به نام اعلاميه هزاره سازمان ملل ذكر شدهاند و در مقر سازمان ملل به نمايش عموم گذشته شده است. اين اهداف تشكيل شده از 8 هدف اساسي هستند كه هر كدام متشكل از چند هدف زيرمجموعه بوده تا با تأمين اين اهداف زيرمجموعه، هدف اصلي تأمين شود. 8 هدف اصلي به طور خلاصه عبارتند از: 1- ريشهكني فقر شديد و گرسنگي، 2- دست يافتن به آموزش ابتدايي همگاني، 3- گسترش و ترويج برابري جنسيتي و توانمندسازي زنان، 4- كم كردن مرگ و مير كودكان، 5- بهبود سلامت مادران، 6- مبارزه با ايدز، مالاريا و ديگر بيماريها، 7- تضيمن پايداري محيط زيست، 8- گسترش مشاركت جهاني براي توسعه. از نظر سازمان ملل، توسعه جهاني مشروط به برآوردن اين اهدف اصلي است چراكه فقر شديد، نبود آموزش ابتدايي يا عدم گسترش مشاركت جهاني در وجه كلان موانع اصلي توسعه جهاني است و به همين جهت است كه با وجود تفاوت ظاهري بين اين اهداف اما همه آنها براي هدف واحدي در رشد توسعه جهاني تعريف شدهاند.
برآوردها و آمارها
بان كي مون، دبير كل سازمان ملل، در اوايل ماه جولاي 2014 از گزارشهاي مرتبط با اهداف توسعه هزاره رونمايي كرد و گفت بسياري از اهداف آرمانهاي توسعه هزاره به دست آمده يا در آستانه دسترسي قرار دارند. او كه به شوراي اقتصادي اجتماعي سازمان ملل توضيح ميداد دستيابي به اهداف كاهش فقر، افزايش دسترسي به آب آشاميدني و منابع آب سالم، بهبود وضعيت زاغهنشينها و برابري جنسيتي در مدارس ابتدايي را تأييد كرد اما پذيرفت كه در برخي موارد مثل كاهش مرگ و مير مادران و كودكان يا افزايش دسترسي به سرويسهاي بهداشتي، هدف مورد نظر تأمين نشده است. دبير كل سازمان ملل به اين صورت سعي كرد تا در مدت كوتاه به سال هدف پيشرفت سازمان ملل در رسيدن به اهداف توسعه را توجيه كند اما او بيشتر مثل سياستمداران گفت تا همانند دبير كلهاي سابق سازمان ملل موضع غيرسياسي بگيرد. به عبارت ديگر، تلاش او بيشتر در اين جهت بود كه عملكرد بيش از يك دهه سازمان ملل، ديگر سازمانهاي بينالمللي و كشورهاي ثروتمند را در قبال اهداف توسعه موجه كند و تحليل بيشتر نشان ميدهد كه آمارهاي موجود تنها يك رويه قضيه را در جهت مدعاي دبير كل نشان ميدهند اما رويه ديگري هم در جهت مخالف هست.
هيچ شكي نيست كه از اهداف هشتگانه، هدف نخست مهمترين هدف است چراكه وجود فقر اصليترين مانع در توسعه جهاني است. فقر در اين هدف و بر اساس نخستين هدف زيرمجموعه به درآمدي كمتر از 25/1 دلار در روز تعريف شده كه اين حد از فقر در جهان بايد تا 2105 به نصف كاهش يابد. لازم به ذكر است جمعيت هدف تعداد مردم با اين مقدار درآمد در سال 1990 است و آمارها نشان ميدهد كه ميزان جمعيت با اين شرط در آن سال 91/1 ميليارد نفر بودهاند كه اين ميزان جمعيت با كاهش 43 درصدي به كمي بيش از يك ميليارد نفر رسيده است. بانكيمون مدعي است سازمان ملل هدف نخست را تا سال هدف 2015 تأمين كرده و البته آمارها پيشرفت در كاهش 43 درصدي فقر شديد را نشان ميدهد اما باز اين ميزان جمعيت به نصف نرسيده و او اگر نميخواست ژست سياسي بگيرد، نميتوانست مدعي پيروزي شود. نكته مهمتر در اصل فقر است چراكه با در نظر گرفتن درآمد 2 دلار در روز، معلوم ميشود كاهش قابل توجهي در جمعيت هدف با اين ميزان درآمد حتي در يك بازه زماني بيشتر به وجود نيامده چراكه جمعيت 59/2 ميليارد نفري در سال 1981 فقط به حد 2/2 ميليارد نفر تا سال هدف رسيده است. بنابر اين، توسعه هزاره سازمان ملل تغييري در اصل فقر و شكاف بين غني و فقير ايجاد نكرده و تنها توانسته در ميزان فقر شديد كاهشي ايجاد كند.
سرمايهداري و شكاف ثروت
نكته مهم در برآورد اين آمارها و به طور كلي معضل فقر به اصل سيستم سرمايهداري است كه بر مبناي حفظ شكاف بين غني و فقير عمل ميكند. اين سيستم باعث شده نه تنها اصلاحي در شكاف ايجاد نشود بلكه بررسيهاي اخير نشان داده كه عمق شكاف طي پنج سال گذشته بيشتر شده و در سال هدف از اهداف توسعه هزاره بيشتر هم ميشود. آكسفام يكي از بزرگترين نهادهاي بينالمللي براي ريشهكني فقر، گرسنگي و بيعدالتي متشكل از 15 سازمان و 98 كشور است كه در آستانه تشكيل اجلاس داووس گزارش خود را از وضعيت فقر در جامعه جهاني منتشر كرده است. طبق گزارش آكسفام، ثروت يك درصد از ثروتمندترين مردم جهان از 44 درصد ثروت جهان در 2009 به 48 درصد در 2014 افزايش رفته و در سال جاري ميلادي يا سال هدف از توسعه هزاره بيش از نيمي از كل ثروت مردم جهان خواهد رسيد. اين آمار به آن معنا است كه ثروت تنها 80 نفر در جهان با رسيدن به سال هدف توسعه هزاره بيش از نيمي از ثروت كل جهان يا ثروت همه 7 ميليارد و چند صد نفر مردم جهان ميشود. با نگاهي كوتاه به آمار اين يك درصد از ثروتمندترين مردم جهان معلوم ميشود كه اكثر آنها در همين نظام سرمايهداري صاحب چنين حجمي از ثروت شدهاند و البته معلوم است كه اجلاس داووس بيش از هر كس محل حضور مستقيم و غيرمستقيم همين افراد است كه اين اجلاس يكي از زمينههاي اصلي آنها براي افزودن بر ثروتشان است. حضور اين افراد در داووس و نقش اين اجلاس در نقشه ثروت جهاني نشان ميدهد كه جهت آن درست برعكس اهداف توسعه هزاره سازمان ملل است. در حالي كه سازمان ملل با اهداف توسعه خود سعي به كاهش فقر دارد و البته نتوانسته طي يك دهه و نيم به طور قابل قبولي به اين هدف برسد، محفلي مثل اجلاس داووس زمينهاي را فراهم كرده تا تنها يك درصد از ثروتمندان جهان فقط طي پنج سال به بيش از ثروت كل جهان برسند. بنابر اين، اجلاس داووس را نميتوان اجلاسي در جهت توسعه و رشد جهاني ارزيابي كرد بلكه همانند ديگر نهادها در جهان سرمايهداري، در جهت افزايش ثروت ثروتمندان و عميقتر شدن شكاف بين غني و فقير عمل ميكند.