کد خبر: 699145
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۷
مرد جواني كه متهم است بعد از يك مشاجره ساده همسرش را به قتل رسانده حادثه را شرح داد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز 23 دي ماه مأموران كلانتري شهرك گلستان با تماس مردي كه خود را كارگر معرفي كرده بود از كشف جسدي در يك گودال باخبر شدند. وقتي مأموران به محل كشف جسد كه در بيابان‌هاي اطراف اتوبان آزادگان بود رسيدند با جسد زن جواني روبه‌رو شدند كه داخل يك گودال در حال سوختن بود. مأموران به كمك كارگراني كه در آنجا بودند آتش را خاموش كردند و جسد را از گودال بيرون آوردند.  پس از انتقال جسد زن جوان به پزشكي قانوني، پرونده به دستور قاضي رودگر بازپرس ويژه قتل در اختيار اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت.  كارآگاهان با بررسي بانك اطلاعات فقدان افراد هويت مقتول را كه سحـر - 27 ساله نام داشت شناسايي كردند و مشخص شد روز قبل خانواده او در پايگاه دوم پليس آگاهي تهران اعلام فقداني كرده‌اند و پرونده در دست بررسي است.
بدين ترتيب اعضاي خانواده سحر با مراجعه به اداره دهم پليس آگاهي تصاوير دخترشان را شناسايي كردند.  آنها گفتند: ديروز دامادمان كه ايمان نام دارد به خانه ما آمد و گفت همراه سحر به داروخانه رفتيم. او داخل ماشين منتظر ماند اما وقتي برگشتم سحر را نديدم. اطراف داروخانه را هم گشتم اما غيبش زده بود بعد از آن با هم به كلانتري رفتيم و موضوع را به پليس خبر داديم. كارآگاهان زماني كه خواستند از ايمان تحقيق كنند متوجه شدند كه او ناپديد شده است. در شرايطي كه تحقيقات براي شناسايي ايمان ادامه داشت مرد جواني به كلانتري 134 شهرك قدس آمد و به مأموران گفت كه همسرش را به قتل رسانده و جسد وي را آتش زده است. كارآگاهان با شناسايي هويت متهم، دريافتند كه مرد جوان ‌همسر سحر است كه مدعي ناپديد شدن او شده بود.
ايمان در بازجويي‌ها به قتل همسرش اعتراف كرد و گفت: بعدازظهر بيست و دوم دي به دنبال سحر رفتم تا او را از خانه پدرش بردارم و به خانه خودمان كه در ميدان ساحل منطقه 22 است برگرديم. در بين راه نزديك ميدان آزادي بوديم كه سحر درباره ارتباطش با سعيده كه يكي از دوستانش بود و در امريكا زندگي مي‌كرد صحبت كرد. او مي‌دانست كه من علاقه‌اي به صحبت درباره سعيده و خانواده‌اش ندارم چون برادر سعيده قبلاً خواستگار سحر بود. متهم ادامه داد: هر چه از او خواستم تمامش كند اما او با من لج كرد، به خاطر همين براي اينكه ساكتش كنم گلويش را گرفتم و فشار دادم اما در يك لحظه متوجه شدم كه نفس نمي‌كشد.
من خيلي ترسيده بودم، سراسيمه به سمت اتوبان آزادگان حركت كردم و يك جاده خاكي ديدم. وارد جاده كه شدم گودالي را پيدا كردم؛ جسد را در تاريكي شب از ماشين بيرون آوردم و داخل گودال انداختم و به طرف خانه برگشتم اما ساعت 6 صبح روز بعد مقداري بنزين برداشتم و دوباره سراغ جسد رفتم و آن را آتش زدم و به خانه پدر سحر رفتم و موضوع گم شدن او را گفتم بعد هم با آنها به كلانتري رفتيم.
او درباره طرح داستان خريد دارو هم به كارآگاهان گفت: بعد از اينكه سحر را داخل گودال انداختم و به سمت خانه آمدم به داروخانه‌اي كه در خيابان اميركبير نزديك خانه بود رفتم و مقداري دارو خريدم تا موقع تحقيقات پليس بتوانم داستان مراجعه به داروخانه و ناپديد شدن سحر را ثابت كنم.  متهم در رابطه با ناپديد شدن خودش هم گفت: چند ساعت پس از طرح شكايت تصميم گرفتم فرار كنم. از تهران خارج شدم و به سمت استان گيلان رفتم در آنجا خانه‌اي اجاره كردم اما پس از چند ساعت دچار عذاب وجدان شديدي شدم. ديگر نمي‌توانستم تحمل كنم و به تهران برگشتم و خودم را به پليس معرفي كردم.  من قصد كشتن همسرم را نداشتم. فكر مي‌كنم كه او هم مرا دوست داشت. نمي‌دانم كه يك دعواي ساده چرا به اينجا كشيده شد. من با تمام وجود از كرده‌هاي خود پشيمانم و آماده پذيرش هر حكمي هستم.  سرهنگ كارآگاه آريا حاجي‌زاده معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي پايتخت با توجه به اعتراف متهم به ارتكاب جنايت گفت: متهم با قرار بازداشت موقت براي تكميل پرونده در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار گرفته است .

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار