کد خبر: 684544
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۳ - ۱۴:۵۶
مروري بر واپسين فصل از حيات كريم دواتگر، عامل ترور نافرجام آيت‌الله شيخ‌فضل‌الله نوري
كريم دواتگر در تاريخ مشروطيت تهران، نامي ناآشنا نيست، چه اينكه شب هنگامي در دوران استبداد صغير، درهنگامي كه شهيدآيت‌الله شيخ‌فضل‌الله نوري از محفلي، به منزل بازمي‌گشت، او را هدف گلوله‌اي قرارداد.
شاهد توحيدي

 

 گلوله اما، به پاي شيخ اصابت كرد و آثار عوارض آن، تا واپسين روز حيات باوي بود. با اين همه شيخ شهيد، ضارب خويش را بخشيد و تنها به نصيحت نسبت به وي اكتفا نمود. زمانه گذشت و اين جوان 35 ساله شهرآشوب، به مدد شهرتي كه به خاطر اين كار نزد مشروطه خواهان سكولار به دست آورد، شهرتي برهم زد و جايگاهي! او از آن تاريخ، اين شهرت را وسيله‌اي براي باج ستاني و رشوه‌گيري از اين و آن ساخت كه جلوه‌هايي از اين رفتاروي، در دوران عضويت در كميته مجازات عيان گشت. اعضاي كميته تا مدتي با وي مدارا كردند و مبالغ كلاني، به او حق‌السكوت مي‌پرداختند، ليكن از آن روي كه اين جوانِ شهر آشوب به مبالغ دريافتي رضايت نداد و هر روز بهانه‌اي جديد براي اخاذي مي‌يافت، او را تاب نياوردند و در نهايتاً طي نقشه‌اي، وي را به هلاكت رساندند. اين مقال در مقام بازخواني واپسين فصل از حيات كريم دواتگر است. مبناي اين بازخواني نيز اثر «اسرار تاريخي كميته مجازات» تأليف جواد تبريزي است كه فصول آغازين آن، به حيات و رفتارهاي كريم اشاراتي دارد.

كريم دواتگر و سنگ‌اندازي در مسير كميته مجازات

كميته مجازات د رساليان آغازين پس از مشروطيت، توسط سه تن از مشروطه‌خواهان پايه‌گذاري شد. كريم دواتگر نيز از جمله چهره‌هايي بود كه درآغازين مراحل تشكيل كميته، بدان وارد شد. جواد تبريزي كردارهاي اين جوان ماجراجو، در بدو ورود به اين كميته را اينگونه روايت كرده است: «كريم دواتگر جوان 35 ساله بر اثر گلوله‌اي كه به شيخ فضل‌الله نوري شليك كرد، بين آزادي‌خواهان آن زمان وجهه و محبوبيت خاصي به دست آورد تا جايي كه توجه مؤسسان كميته مجازات را به خود جلب و با كمك دستيارانش ميرزا اسماعيل‌خان، رئيس انبار غله تهران را به قتل رسانيدند و از اين طريق سنگ اول بناي كميته مجازات گذارده شد. عيب بزرگي كه كريم دواتگر داشت اين بود كه زود تحت تأثير احساساتش قرار مي‌گرفت و افكار شوم ديگران در وي مؤثر بود تا جايي كه به هنگام مستي آنچه را كه مي‌دانست به هر كس و ناكس بازگو و بدين‌وسيله زمينه نابودي خود و همكارانش را ندانسته فراهم مي‌كرد. سه ماه پس از قتل ميرزا اسماعيل‌خان شبي كريم دواتگر در معيت عماد الكتاب (خطاط معروف) به منزل علي‌اكبر ارداقي كه در دوران مشروطيت با كريم دواتگر سوابقي داشت مي‌رود و كريم پس از ذكر مقدمه‌اي مي‌گويد:«... عملياتي كه در انقلاب ايران صورت گرفته همه يا غلط و ناقص بوده و هيچ‌يك باعث نجات مملكت و قطع ايادي فساد و خيانت نشده است، ولي اخيراً اشخاصي كه هيچ‌گاه طرف نسبت با آزادي‌خواهان گذشته نيستند، كميته‌اي به نام كميته مجازات تشكيل داده‌اند كه تصميم دارند با كمك افراد پاك و صالح مملكت را از گرداب فساد، فلاكت و بدبختي رهايي بخشند و ايادي خيانت و جاسوسي را از دامن وطن كوتاه كنند كه نمونه بارز آن قتل ميرزا اسماعيل‌خان، رئيس انبار غله بود كه صيت شهرتش در خيانت و فساد همه جا را گرفته است و عموم مردم از مرگش خرسندند و به كميته مجازات به ديده احترام مي‌نگرند...». (1)

گفت‌وگوي كريم دواتگربا علي‌اكبر ارداقي

مؤلف اثراسرار تاريخي كميته مجازات، كه از اقوام نزديك علي اكبر ارداقي –از مؤسسان اين كميته ـ بوده، با نقل گفت‌وگوي كريم با اين خويشاوند نزديك خود، پرده از تذبذب و بي‌ثباتي فكري و شخصيتي وي برداشته است. بخش‌هايي از اين مكالمه به قرار زير است: «با اينكه كريم دواتگر از طرف كميته مجازات اجازه و مأموريتي نداشت كه مطالب بالا را براي ارداقي بازگو كند، اضافه مي‌كند از طرف كميته مجازات مأمور است ارداقي و عمادالكتاب را به عضويت كميته مجازات دعوت كند.

مرحوم علي‌اكبر ارداقي درباره مؤسسين اين كميته مي‌پرسد. كريم دواتگر از افشاي نامشان خودداري مي‌كند و مي‌گويد با آنان ارتباط مستقيم ندارد.

ارداقي: بنابراين چگونه مي‌توانيم با اين عده همكاري كنيم، در حالي كه از هويت و رويه و خط مشي آنان اطلاعي نداريم؟

كريم: معرف كميته مجازات عمل آنهاست و خيال دارند در صورت امكان تمام خائنين را اعدام كنند، زيرا تشخيص داده‌اند جز اين راه طريق ديگري براي استخلاص مملكت و قطع ايادي خائنين وجود ندارد.

ارداقي: اينان در اين مدت كجا بوده‌اند كه اكنون دست از آستين بيرون كرده و چرا اقداماتشان را زودتر شروع نكرده‌اند؟

كريم: اينها شريف‌ترين افراد ايراني هستند و خيال نكنيد نظير كساني‌اند كه تاكنون با آنها تماس داشته‌ايد. اين اشخاص بدون تظاهر در تمام رشته‌هاي انقلاب مداخله و در ضمن عمليات مختلف مطالعه مي‌كنند كه از چه راهي مملكت را از گرداب سقوط نجات بخشند و اگر قتل ميرزا اسماعيل‌خان را شاهد مثال آوردم براي اين است كه اين اقدام يكي از كارهاي ظاهري كميته بود و كسي از عمليات مخفي آنها اطلاعي ندارد، مگر اينكه داخل تشكيلات آنها شود. موضوع بالاتر و مهم‌تر اين است كه اين كميته داراي نظام سرّي و نقشه‌هاي مهمي است كه قريباً منجر به يك قيام ملي خواهد شد.

ارداقي: با وجود اين مطالب، مادامي كه به هويت اين افراد كه گردانندگان كميته مجازات هستند وقوف نيابم ممكن نيست داخل كار شوم، زيرا از اين نظامنامه‌ها و مرام‌نامه‌ها زياد ديده و در طول زندگي سياسي خود به تجربه دريافته‌ام بعداً برعكس آنچه گفته‌ عمل كرده‌اند. به فرض اينكه اظهاراتتان در مورد كميته مذكور مقرون به حقيقت باشد از كجا معلوم كه اين عده به اجنبي‌ها بستگي نداشته باشند؟ كه در اين صورت شركتم در عمليات اين كميته خيانت محض خواهد بود.

كريم: به من اعتماد نداريد، در حالي كه در خدمتگزاري به وطن شخص بي‌اختياري بوده‌ايد و كميته هم به شما اعتماد دارد، لذا چرا در اين مورد اين‌قدر احتياط مي‌كنيد؟

مذاكرات ارداقي و كريم دواتگر به اينجا خاتمه مي‌يابد و قرار مي‌شود در صورت بروز عمليات مهم‌تر و درخشان‌تر كه مدلل سازد افراد كميته مجازات ناجي حقيقي مملكت هستند، ارداقي در اين باره تصميم مقتضي خواهد گرفت».(2)

بازگشت كريم از گفت‌وگوي چند روز قبل خود با ارداقي!

همانگونه كه درسطور پيشين عيان گشت، كريم دواتگر در گفت‌وگو با ارداقي از وي خواست تا به عضويت كميته مجازات درآيد و با آن همكاري نمايد، با اين همه چند روز پس از اولين ترور اين انجمن، يعني ترور اسماعيل خان رئيس انبار غله، برسر ميزان دريافتي ماهانه خود، با سران انجمن به اختلاف مي‌رسد. وي در ملاقات دوم به ارداقي نكاتي را متذكر مي‌شود كه اوج بي‌ثباتي فكري وي را نمايان مي‌سازد: «پس از چندي روزي كريم دواتگر به ملاقات علي‌اكبر ارداقي مي‌رود و مي‌گويد: اگر تو امروز به نظرم نيامده بودي، تمام اعضاي كميته مجازات را نابود مي‌كردم. اين تو بودي كه تصميمم را به تأخير انداختي، ولي تا فردا تصميم خود را عملي خواهم كرد. اعتمادم به تو زيادتر شده است و حالا مي‌فهمم رفقايم در كميته مجازات افرادي ناپاك و تمام اظهاراتشان خلاف محض و براي اغفالم بوده است، زيرا پس از قتل ميرزا اسماعيل‌خان معلوم شد رفقايم قبلاً با قوام‌السلطنه و كمال‌الوزاره مربوط بوده‌اند.

توضيح اينكه كريم دواتگر بعد از قتل ميرزا اسماعيل‌خان با همكاران خود، ابوالفتح‌زاده، منشي‌زاده و مشكوه‌الممالك بر سر دريافت مقرري ماهيانه اختلاف پيدا كرد و هر روز به عناوين مختلف از آنان پول اضافي مطالبه مي‌كرد و مهم‌تر اينكه اسرار كميته مجازات را نزد اين و آن فاش مي‌ساخت و بدون اينكه مأموريتي داشته باشد هر كسي را كه مايل بود به نام كميته مجازات دعوت به همكاري مي‌كرد».(3)

تصميم كريم براي كشتن سران كميته مجازات!

همانگونه كه اشارت رفت، كريم دواتگر در مراحل اوليه فعاليت كميته مجازات، برسر ميزان پولي كه به صورت ماهانه به وي پرداخت مي‌شد، با سران كميته اختلاف پيدا كرد واين اختلاف تابدان جا رسيد كه وي تصميم به ترور سه نفر از رهبران اين كميته گرفت. تصميم كريم به ترور اين عده دربرخي كتب تاريخي بازتاب يافته است كه اثر«اسرار تاريخي كميته مجازات»در زمره آنهاست: «كريم در مدت كوتاهي عقيده‌اش نسبت به همكاران خود سلب شد و برخلاف آنچه قبلاً به ارداقي گفته بود، تصميم به نابودي اعضاي سه نفره كميته گرفت و اگر كميته مجازات در حل اختلاف با كريم دواتگر توفيق نمي‌يافت ناچار بود به هر نحوي كه ممكن باشد كريم دواتگر را از ميان بردارد، در غير اين صورت كريم همكاران خود را يكي پس از ديگري به قتل مي‌رساند و طومار زندگي كميته مجازات در بدو تشكيل بسته مي‌شد.

ارداقي از اظهارات كريم دواتگر پي برد وي شخصي متلون‌‌المزاج است و نمي‌توان به گفته‌هايش اعتماد كرد و معلوم مي‌شد در تحسين يا تنقيد، دوستي يا دشمني ثابت‌قدم نيست و به اقتضاي تمايلات و منافع شخصي خود فكر مي‌كند و تصميم مي‌گيرد و با تحريك اين و آن زود از جاده حقيقت منحرف مي‌شود.

شب ديگر در منزل عمادالكتاب ارداقي خطاب به كريم دواتگر مي‌گويد:«... شكايت تو از افرادي كه هويت آنان براي ما معلوم نيست بي‌مورد است و ما هم نمي‌توانيم در اين باره قضاوت عادلانه كنيم.»(4)

افزايش مقرري كريم از سوي كميته مجازات

اعضاي كميته مجازات پس از مشاهده سست عنصري كريم دواتگر، به چاره جويي براي كنترل وي روي آوردند وسعي كردند تا از راه تحبيب وي وافزايش مقرري او، ازرفتارهاي زننده‌اش بكاهند. مروري بر متون تاريخي نمايانگر آن است كه رؤساي كميته مجازات براي كسب رضايت وي، تا سرحد امكان خود، بر حقوق ماهيانه وي افزودند، چيزي كه به دليل اشتهاي سيري ناپذير كريم، بي‌تأثير بود. جواد تبريزي در روايت اين مقوله آورده است: «كريم پس از قتل ميرزا اسماعيل‌خان، رئيس انبار غله هر روز يك در ميان نزد ما مي‌آمد و مطالبه وجه اضافي مي‌كرد و در فاصله دو ماه و نيم كه از قتل اسماعيل‌خان گذشته بود نزديك 600 تومان از ما پول گرفته بود تا اينكه روزي افتضاح بيشتري بالا آورد و پاي بهادرالسلطنه را كه مورد اعتماد نيست به ميان آورد. بعداً معلوم شد كه اين شخص تمام اسرار كميته مجازات را بازگو كرد و چگونه به كميته مجازات راه يافت و بالاخره باعث گرفتاري اعضاي كميته شد و در جنگ دولت با اسماعيل سيمتقو به وضع فلاكت‌بار و فجيعي جان سپرد... چند روز بعد بنا به تقاضاي عمادالكتاب در منزل مشكوه‌الممالك جلسه‌اي با حضور من (منشي‌زاده)، ابوالفتح‌زاده و كريم دواتگر تشكيل و پس از مذاكرات زياد معلوم و مسلم شد كه كريم برخلاف قول و تعهداتش عمل كرده است. بالاخره قرار شد هر ماه 30 تومان اضافه بر آنچه مقرر بود به كريم دواتگر بپردازيم، ولي كريم قبول نمي‌كرد و تقاضاي پول بيشتري مي‌كرد تا جايي كه عمادالكتاب متغير شد و خطاب به كريم گفت: تو را آدم بامسلكي مي‌دانستم و حالا بر من معلوم شد فقط درصدد دريافت وجه بلاجهت هستي! كريم از لحن تند عمادالكتاب رنجيد و خانه مشكوه‌الممالك را ترك كرد و عمادالكتاب از فرصت استفاده كرد و گفت ميرزا علي‌اكبر ارداقي از دوستان نزديك من است و در كريم دواتگر نفوذ زيادي دارد شايد بتوانيم با كمك ارداقي كريم را از عقايد سخيفش باز داريم. فردا شب ارداقي براي اولين بار در جلسه كميته مجازات در منزل منشي‌زاده حضور مي‌يابد و كريم دواتگر را هم با خود مي‌آورد، ولي مذاكرات به جايي نمي‌رسد. بالاخره به وي پيشنهاد مي‌كنند براي وي خرجي عادلانه‌اي در نظر بگيرند و او هم به مسافرت برود كه كريم با اين پيشنهاد موافقت نمي‌كند. تا اينكه روزي بهادرالسلطنه مشكوه‌الممالك را ملاقات و از كميته در مورد شكايت كريم دواتگر گله‌گذاري كرد و مشكوه بدواً هرچه خواست منكر اين مطالب شود نتوانست و بالاخره به بهادرالسلطنه اعتراف كرد تاكنون از مذاكرات خود براي رفع اختلاف به نتيجه‌اي نرسيده‌ايم و حاضر به مسافرت و ترك كميته نشده است و دائماً ما را تهديد به قتل و اسرار ما را نزد هر كسي فاش مي‌كند».(5)

تصميم كميته براي هلاكت كريم دواتگر

در نهايت كار، تلاش‌هاي انجمن مجازات براي باز داشتن كريم ازافشاي اسرار اين گروه يا تهديد آنان به مرگ مؤثر نيفتاد و افزايش مكرر مقرري وي نيز، سودي نبخشيد. در همين مقطع اعضاي مجمع مطلع شدند كه بين كريم و يكي از همكارانش به نام رشيدالسلطان كه در قتل ميرزا اسماعيل‌خان شركت داشت، اختلافي سخت روي داده و بيم اين مي‌رود كه كريم در تسويه حساب با اين همكار سابق خود، به لودادن اسرار كميته بپردازد. آنان نهايتاً تصميم گرفتند تا با هلاكت وي، خود را از تهديدات و زياده‌خواهي‌هاي وي آسوده سازند و پايان اين جوان شهر آشوب و طماع را رقم زنند. جواد تبريزي در باب اين تصميم سران كميته مجازات مي‌نويسد: «از طرفي شنيديم بين كريم دواتگر و يكي از همكارانش به نام رشيدالسلطان كه در قتل ميرزا اسماعيل‌خان شركت داشت ضديت و اختلافاتي وجود دارد. بدين سبب تصميم گرفتيم ابوالفتح‌زاده اين موضوع را با رشيدالسلطان در ميان بگذاريم و رشيدالسلطان با كمك سيد مرتضي و ميرزا عبدالحسين ساعت‌ساز كار كريم را تمام كند. ابوالفتح‌زاده، يكي از اعضاي كميته مجازات در اعترافات خود چنين مي‌گويد: منشي‌زاده بدواً اظهار داشت مسئله كريم مربوط به همان سه نفري است كه در ابتداي امر كميته مجازات را تشكيل دادند و بنابراين دو نفر ديگر ارداقي و عمادالكتاب نبايد در رفع اين اختلاف مداخله كنند و چون ديدم رفقا درباره از بين بردن كريم دواتگر خيالاتي از قبيل خفه يا مسموم كردن دارند، لذا صلاح نديدم از اين راه دستمان را به خون كريم آلوده كنيم. بدواً براي دفع كريم با رشيدالسلطان، سيد مرتضي و عبدالحسين ساعت‌ساز كه با وي اختلاف و ضديت داشتند وارد مذاكره شدم كه كار كريم را به شكل ديگري تمام كنند. بدين ترتيب كريم دواتگر در تاريخ 12 رجب 1335 ساعت 9 شب مقابل كليساي ارامنه واقع در محله سنگلج به دست رشيدالسلطان، سيد مرتضي و ميرزا عبدالحسين ساعت‌ساز به قتل رسيد. با قتل كريم دواتگر، رشيدالسلطان، سيد مرتضي و ميرزا عبدالحسين ساعت‌ساز به اتهام قتل او از طرف نظميه دستگير شدند و توسط ميرزا باقرخان مستنطق تأمينات مورد بازجويي و استنطاق قرار گرفتند و هريك از متهمين مزبور به نوبه خود به قتل كريم دواتگر اعتراف مي‌كنند».(6)

كارنامه كريم به مثابه يك نماد

آغاز وانجام زندگي كريم دواتگر، نمادي از كاركرد جرياني است كه درصدد بود آزادي ومظاهر تجدد را، به مدد ترور وخشونت درايران مستقر سازد. سوگمندانه بايد اذعان كرد كه طيف مهمي از اين افراد، تنها به استبداد ستيزي، به ديده «وسيله ارتزاق»مي نگريستند و خود درصورت لزوم، از ارتكاب سخت‌ترين خشونت‌ها، هرچند در مورد برخي نزديكان خويش ابا نداشتند. اين بيماري تا هم اينك نيز گريبان مناديان آزادي وقانون را درقبضه خويش دارد! اين جماعت به رغم ادعاي تسامح و رواداري، دراغلب اوقات، از كليد زنندگان اصلي خشونت كلامي و رفتاري درجامعه وبانيان جنگ رواني هستند، تاجايي كه به جرئت مي‌توان گفت درباره ايشان، تاريخ هنوز ورق نخورده است!

پي‌نوشت‌ها:

1 ـ ر. ك به:اسرار تاريخي كميته مجازات، تاليف جواد تبريزي، نشر فردوسي، چاپ دوم، صص20 ـ 19

2 ـ ر. ك به:همان، صص21 ـ 19

3 ـ ر. ك به:همان، صص22 ـ 21

4 ـ ر. ك به:همان، ص22

5 ـ ر. ك به:همان، صص25 ـ 24

6 ـ ر. ك به:همان، صص26 ـ 25

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها