توپ به زمين دولت افتاد! آن هم به شكلي كاملاً زيركانه و با اين اتفاق حالا همان اندك اميد باقيمانده براي پرداخت حق پخش نيز از بين رفته است. چراكه بدون شك دولت حاضر نخواهد شد براي فوتبال دست به جيب شود و هزينه كند.
صدا و سيما درست به موقع پاي خود را از اين ماجرا بيرون كشيد. آخرين جلسه فرصت خوبي بود كه اين رسانه نشان دهد ميخواهد و موافق پرداخت حق پخش است اما توان انجام اين كار را ندارد. به به و چهچه بعضي از حاضران در جلسهاي كه دوشنبه در اين خصوص برگزار شد حكايت از همين مسئله داشت. اينكه صدا و سيما توانسته ثابت كند توانايي لازم براي پرداخت حق پخش را ندارد. اگرچه كفاشيان اقرار كرد كه آب فدراسيون و صدا و سيما به يك جوي نميرود و افشارزاده هم تأكيد داشت كه فاصله پيشنهادها بسيار زياد است و اين يعني نبايد اميدي به حل شدن اين مسئله داشت. اما گويا برخي از حاضران در جلسه با دفاع تمام عيار ضرغامي و همراهانش از جلسه حق را به صدا و سيما دادهاند و برخلاف كفاشيان پا پس كشيدهاند.
خصوصاً كه انداختن توپ به زمين دولت را راهحلي از سوي صدا و سيما معني كردهاند! در حالي كه با اين چرخش، كار بالاتر خواهد گرفت و ديگر نميتوان اميدي به حل و فصل آن داشت. حداقل نه به اين زوديها!
دولت تصميمي براي دست به جيب شدن براي فوتبال ندارد كه اگر غير از اين بود، وزير ورزش و جوانان به عنوان نماينده دولت با انتخاب اسپانسر براي سرخابيهاي پايتخت پاي خود را از دخل و خرج اين دو تيم بيرون نميكشيد. اين مسئله پيچيدهاي نيست و كاملاً مشهود است. حال براي دولت چه فرقي ميكند اين دست به جيب شدن براي تامين نيازهاي يك تيم فوتبال باشد يا پرداخت حق پخش تلويزيوني به اين ورزش.
اگرچه با انداختن توپ به زمين دولت حالا صدا و سيما نفسي به راحتي ميكشد كه ديگر قرار نيست مثل قبل پاسخگو باشد يا حداقل نگاهها تا مدتي از روي اين ارگان منحرف خواهد شد اما اين بازي زيركانه هم نميتواند راهحل مناسبي باشد براي حل اين معادله نه چندان پيچيده. معادلهاي كه ميتوانست خيلي پيشترها حل شود اما لجاجتها مانع از آن شد.
صدا و سيما هم البته به خوبي به اين مسئله واقف است كه دولت پولي به فوتبال پرداخت نخواهد كرد و حتي اگر اين كار در دستور كار مجلس هم قرار بگيرد رديف بودجهاي براي آن در نظر گرفته نميشود. صدا و سيما خود در تخصيص بودجه سال 93 با كسري بودجه مواجه شد. كسر بودجه صدا و سيما گواه آن است كه دولت برنامهاي براي تخصيص اعتبار مجدد ندارد. حال ميخواهد آنكه با كاسه چه كنم چه كنم مقابلش سر خم كرده صدا و سيما باشد براي پرداخت حق پخش فوتبال يا خود فوتباليها باشند براي گرفتن حقي كه سالهاست از آنها تضييع شده است.
تا ديروز اگر يك سوي ماجرا فدراسيون بود و سوي ديگر آن صدا و سيما، اميد آن ميرفت كه با چانهزنيها و شايد هم لابيها و پادرمياني ريش سفيداني در اين ميان، طرفين اندكي از خواستههاي خود عقبنشيني كنند و ماجرا ختم به خير شود و دوربينهاي تلويزيوني بار ديگر به ورزشگاهها برگردند و فوتبال باز هم مهمان جعبه جادويي شود. اما حالا وقتي پاي دولت به طور مشخص به ميان ميآيد، نميتوان خيلي اميدوار بود به حل و فصل اين معادله. بودجه دولت خيلي پيشتر بسته شده است. بودجهاي كه سعي شده از سر و ته آن هم زده شود تا جايي با كسري مواجه نشود و حالا اميدواري به اين مسئله كه دولت بخواهد سر كيسه را براي فوتبال شل كند، بيشتر شبيه يك توهم فانتزي است و بس!