کد خبر: 683578
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۳ - ۱۵:۵۲
مفاهيم ناب ديني در ديدگاه استاد (1)

فهم دقيق و درست مفاهيم كليدي ديني و جلوگيري از برداشت‌هاي نسنجيده و غلط از اين مفاهيم يكي از كارهاي مهمي است كه به عهده عالمان و انديشمندان ديني است.«توكل» كه از جمله كلمات كليدي و بسيار مهم قرآن كريم است، در اين شماره مورد تحليل و بررسي قرار مي‌گيرد. در ادامه بخش‌هايي از كتاب «گفتار‌هايي در اخلاق اسلامي» شهيد مطهري آورده شده است كه اشاره كوتاهي به اين مفهوم ديني دارد.

توكل

تعريف توكل چيست؟ اين سؤال ممكن است پيش آيد كه اعتماد به خدا در موردي كه شخص خودش متعهد و متصدي كار خودش است، چه معنايي دارد؟ مثلاً يك دولت كوچك با يك دولت بزرگ مي‌جنگد و مي‌گوييم اعتمادش مثلاً به امريكاست. اينجا بايد بدانيم كه نظم و قانون حمايت امريكا چيست. آيا امريكا اگر با دولتي دوست شد، به جاي او سرباز به ميدان جنگ مي‌فرستد يا فقط اسلحه برايش مي‌فرستد؟

توكل و توكيل

معني «توكل بر خدا» اين است كه با اعتماد به خداوند (معتمداً علي الله)، خودم متصدي كارم مي‌شوم. اگر توكل تنها مفهوم واگذار كردن مي‌داشت به جاي توكل، توكيل گفته مي‌شد، البته وكيل هم دو مفهوم نزديك به هم دارد: يكي به معني نايب و ديگري به معني تكيه گاه.

سنت خلقت و اراده حق

اينجاست كه رابطه توكل با شناختن سنت خلقت و سنت اراده حق روشن مي‌شود. اين سنت را سه جور مي‌توان فرض كرد:

توكل ضد اعتماد به نفس

اينكه فكر كنيم اساساً قانون، قاعده و نظمي در كار جهان نباشد و خداوند مانند يك انسان ـ ولو انسان حكيم ـ با اراده‌هاي جزئي و اينكه هر كاري را جداگانه تصميم مي‌گيرد انجام مي‌دهد و هيچ كس و هيچ چيز هم نقش مؤثري ندارد. اين معني توكل كه فقط اعتماد بر قدرت بي‌پايان خداوند است بدون توجه به حكمت كلي او، ضد اعتماد به نفس است. امروز در اخلاق و تربيت اين مطلب ثابت شده كه بشر را بايد متكي به خود، معتمد به نيروي خود بار آورد و هر حادثه‌اي كه سبب شود نيروهاي خفته وجود انسان بيدار شود و انسان از فكر و از اراده و نيروي خود استمداد كند، آن حادثه مفيد است.

توكل اعتقادي فلسفي و خشك

شناختن ديگر سنت خلقت اين است كه جهان، جهان علت و معلول است و هر معلول معين علت معين مادي دارد. در اين صورت اعتقاد به خدا يك نوع اعتقاد خشك فلسفي است كه هيچ‌گونه تأثيري در عمل ندارد. انسان چه مادي باشد و چه الهي فلسفي به اين شكل باشد، از لحاظ عمل و زندگي هيچ فرقي نمي‌كند؛ تفاوتشان فقط در يك اصل نظري است كه آيا همه جهان از يك ذات لايزال ناشي مي‌شود يا نه؟ از اين رو مي‌گويند خداي فلسفه در زندگي انسان اثرنمي بخشد، بشر خود را از او دور مي‌بيند، او را در عقل خود مي‌يابد ولي در دل خود نمي‌يابد. او در عقلش به شكل يك مسئله رياضي، منطقي وجود دارد نه به شكل يك محبوب و نزديك و مؤثر در زندگي و مرتبط با او.

توكل نظامي معنوي در كنار نظام مادي

نوع سوم اين است كه ما براي خدا سنن قطعي قائل شويم، ولي سنن عالم محدود به ابعاد بسته علل و معلول مادي نيست، نظامي معنوي در كنار نظام مادي وجود دارد، همه جهان حكم يك موجود حي واحدي را دارد كه اعضا و اجزاي آن به يكديگر پيوسته است. جهان نسبت به خوب و بد، عدل و ظلم، كار و بيكارگي و اخلاص و سوء نيت بي‌تفاوت نيست. آنكه بكوشد و اخلاص نيت داشته باشد و در راه حق و عدل بكوشد، خداوند او را تحت حمايت و مشمول عنايت خاص خود قرار مي‌دهد.

نياز به توكل و اعتماد به خدا

پس معني توكل و اعتماد به خدا اين است كه اگر انسان در راه حق بكوشد و اخلاص داشته باشد، با اين سه شرط يعني حقانيت راه، كوشش و اخلاص، خداوند او را تحت حمايت خود قرار مي‌دهد. اين نياز از آنجا پيدا مي‌شود كه كوشش‌هاي اخلاقي و تحقق بخشيدن به آرمان‌هاي مقدس و عمومي و حمايت از حق و عدالت معمولاً توأم با گذشت از منافع فردي و شخصي و نوعي باختن است. انسان نمي‌داند كه آنچه فعلاً و نقداً مي‌دهد صرفاً هدردادن است يا بازگشت دارد. اينجاست كه واقعاً نيازمند است به اينكه در جهان چنان حسابي باشد كه:

الف. در ترازوي جهان، حق و باطل، اخلاص و سوء نيت، گذشت و نفع پرستي، عدالت و ظلم يكسان نباشد. سنن تشريعي كه بشر را مكلف به وظيفه و گذشت مي‌كند و جلوي تمايلات را مي‌گيرد حساب مخصوص در ميان سنن تكويني داشته باشد و جهان خود حامي اين سنن تشريعي باشد.

ب. قهراً ميان كسي كه آرمان مقدس دارد و سعي و كوشش مي‌كند و خلوص نيت دارد با آنكه چنين نيست تفاوت باشد.

ج. قهراً در جهان نيروي ذخيره‌اي باشد براي كمك به چنين افرادي.

د. درنتيجه، اطمينان يك نفر طرفدار حق به اينكه به نتيجه مي‌رسد با يك نفر طرفدار هواي نفس و تابع نفع شخصي درصورتي كه به يك مقدار صرف نيرو كرده‌اند، مساوي نخواهد بود.

منطق قرآن در باب توكل

در منطق قرآن كريم آيا معني توكل اين است كه انسان با اتكا به خدا تكليف و وظيفه خود را انجام دهد و از هيچ چيزي باك نداشته باشد، يا قرآن از آن نوع توكل حمايت كرده است كه خدا را نايب بگير و خودت سر جاي خود بنشين؟ قرآن اين نوع توكل را سخت انتقاد كرده است. از آن جمله در ذمّ يهوديان مي‌گويد كه به موسي گفتند تو و خدايت برويد و بجنگيد:«فاذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون»، همه جا در قرآن توكل به اين معني و مفهوم آمده كه كوشش و جهاد كن و به خدا توكل كن، يعني از عواقب گذشت و جهاد هرگز نترس.

اسلام مي‌خواهد مردم مسلمان متوكل بر خدا باشند. اگر شما توكل را در قرآن مطالعه كنيد مي‌بينيد از مجموعه آيات هماهنگي عجيبي در مفهوم توكل پيدا مي‌شود كه انسان مي‌فهمد توكل در قرآن يك مفهوم زنده كننده و حماسي است؛ يعني هرجا كه قرآن مي‌خواهد بشر را وادار به عمل كند و ترس‌ها و بيم‌ها را از انسان بگيرد، مي‌گويد نترس و توكل به خدا كن، تكيه‌ات به خدا باشد و جلو برو، تكيه‌ات به خدا باشد و حقيقت را بگو، به خدا تكيه كن و از كثرت انبوه دشمن نترس.

نتيجه‌گيري

فرق متوكل و غيرمتوكل به نحوه ديد عالَم است و توكل بينش را عوض مي‌كند، نظر استقلالي به اشيا تبديل مي‌شود به نظر الهي، ولي در عمل نيز مؤثر است و تنها جنبه فكري و نظري و تغيير نوع جهان بيني ندارد. قرآن توكل را در همان موردي به كار برده است كه نياز به توكل است. توكل در قرآن نوعي تعزز و اعتماد به خداست در زمينه خوف‌ها، وحشت‌ها، رعب‌ها و فقدان وسايل ظاهري. پس معلوم مي‌شود واقعاً در توكل چيزي است كه انسان خود بايد عهده‌دار شود كه لفظ «توكل» از باب تفعل آن را مي‌فهماند و چيزي است كه از خدا و جهان بايد بخواهد و آن حمايت است و آن چيزي است كه از تضمين اين كلمه به «علي‌» فهميده مي‌شود. پس همانطور كه قبلاً اشاره كرديم، بايد بدانيم در چه قسمتي بايد بر او اعتماد و توكل كنيم و در چه قسمتي خود عهده‌دار شويم. درواقع توكل از لحاظ تربيتي مددي است به اعتقاد به قيامت و پاداش‌هاي اخروي در كارها.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها